اسرائیل در نبوت
دو معبد آینده اسرائیل
امروزه هیچ معبدی در کوه معبد اورشلیم، محل اولین و دومین معبد یهودیان، وجود ندارد. در عوض، قبة الصخره و مسجد الاقصی، دو زیارتگاه مسلمانان، در آنجا قرار دارند. با این حال، یهودیان هنوز کوه معبد را مقدسترین مکان در تمام جهان میدانند. جای تعجب نیست که این مکان یک انبار باروت سیاسی و بخشی از هر فرمول برای صلح خاورمیانه است!
بر اساس کتاب مقدس، معبدی دوباره بر روی کوه خواهد ایستاد. اما چگونگی و زمان آن هنوز مشخص نیست. «علاقهمندان» به نبوت کتاب مقدس انواع سناریوها را برای چگونگی وقوع این امر پیشنهاد کردهاند – از زلزله گرفته تا مواد منفجره و فروپاشی سکوی کوه معبد!
برخی از مسیحیان خوشنیت احساس میکنند که نبوتهای کتاب مقدس در مورد معبد آینده باید روحانی شوند و بگویند که آنها به کلیسا یا مسیحیان فردی اشاره دارند. در واقع، اول قرنتیان ۳:۱۶ به وضوح بیان میکند که کلیسا، به عنوان بدن مسیح، معبد روحانی روحالقدس است. و اول قرنتیان ۶:۱۹ تعلیم میدهد که بدن هر ایماندار فردی باید مورد احترام قرار گیرد و پاک نگه داشته شود، زیرا آن نیز معبد روحالقدس است. اما این حقایق عهد جدید پیشبینیهای کتاب مقدس در مورد یک معبد واقعی آینده در اورشلیم را تغییر نمیدهند.
سوال در مورد معبد آینده زمانی پیچیدهتر میشود که متوجه میشویم کتاب مقدس تعلیم میدهد که دو معبد هنوز قرار است بر روی کوه معبد بایستند – یک معبد مصیبت، و به دنبال آن یک معبد هزاره.
معبد مصیبت
عیسی در گفتار زیتون خود به معبد مصیبت اشاره کرد: «پس چون مکروه ویرانی را که دانیال نبی از آن سخن گفت، در مکان مقدس ببینید... آنگاه آنان که در یهودیه هستند، به کوهستانها بگریزند» (متی ۲۴:۱۵-۱۶ NASB). بدیهی است که برای وقوع این هتک حرمت، همانطور که دانیال پیشبینی کرده بود، باید یک معبد واقعی وجود داشته باشد. آیا این نبوت قبلاً در یک معبد گذشته محقق شده است؟
در واقع، پس از نبوت دانیال، هتک حرمتی در معبد رخ داد، زمانی که آنتیوخوس چهارم سوریه به یهودیه حمله کرد (۱۷۵-۱۶۴ ق.م.). او اعلام کرد که قربانیهای روزانه باید متوقف شوند، و با برپایی مجسمهای از خدای یونانی، زئوس، در مکان مقدس معبد، یک «مکروه ویرانی» ایجاد کرد. دانیال این وقایع تاریخی را پیشبینی کرد (دانیال ۱۱:۲۱-۳۵). به ویژه توجه کنید: «نیروهایی از او برخواهند خاست، قلعه معبد را هتک حرمت خواهند کرد، و قربانی منظم را از بین خواهند برد. و آنها مکروه ویرانی را برپا خواهند کرد» (دانیال ۱۱:۳۱). اما این تحقق نبوت دانیال ۱۱ مدتها قبل از آن بود که عیسی گفتار زیتون خود را بیان کرد، که در آن او اشاره کرد که «مکروه ویرانی» هنوز در آینده است.
با این حال، هتک حرمت توسط آنتیوخوس چهارم تنها «مکروه ویرانی» پیشبینی شده توسط دانیال نبود، زیرا در ۱۲:۹-۱۱ از یکی دیگر در زمانهای آخر میخوانیم: «برو راه خود را، دانیال، زیرا این کلمات پنهان و مهر و موم شدهاند تا زمان آخر.» در گفتار زیتون خود، واضح است که خداوند ما در مورد این «مکروه» آینده صحبت میکرد. پولس نیز آن را در ذهن داشت وقتی که در مورد یک «مرد بیقانونی» آینده نوشت که «در معبد خدا خواهد نشست و خود را خدا نشان خواهد داد» (دوم تسالونیکیان ۲:۳۴).
هتک حرمت و تخریب معبد توسط روم در سال ۷۰ میلادی قطعاً پس از گفتار زیتون خداوند ما، و حتی پس از نوشتههای پولس بود. آیا این تحقق نبوت هتک حرمت دانیال ۱۲ بود؟ آیا «زمانهای آخر» نبوی زمانی محقق شد که ارتشهای روم اورشلیم را اشغال کردند و معبد ساخته شده توسط هرود بزرگ را تخریب کردند؟ تخریب اورشلیم در سال ۷۰ میلادی قطعاً یک تحقق جزئی از این نبوت بود، همانطور که روایت لوقا از گفتار زیتون به وضوح بیان میکند: «اما وقتی اورشلیم را توسط ارتشها محاصره شده ببینید، آنگاه بشناسید که ویرانی آن نزدیک است... و آنها با شمشیر خواهند افتاد، و به اسارت به همه ملتها برده خواهند شد؛ و اورشلیم توسط غیریهودیان پایمال خواهد شد تا زمانی که زمانهای غیریهودیان به پایان برسد» (لوقا ۲۱:۲۰-۲۴).
این واقعیت که «زمانهای غیریهودیان» از زمان سقوط اورشلیم در سال ۷۰ میلادی در جریان بوده است، نشان میدهد که یک تحقق جزئی از نبوت گفتار زیتون رخ داده است. با این حال، تحقق کامل این نبوت در انتظار وقایعی است که منجر به بازگشت خداوند میشود، همانطور که زمینههای گفتار زیتون و دانیال ۱۲ به وضوح بیان میکنند. در متی ۲۴ خداوند گفت که مصیبت آن روزها ویرانگرتر از هر زمان مشکلی در تاریخ جهان خواهد بود (متی ۲۴:۲۱).
فتح روم در سال ۷۰ میلادی زمان مشکلات بزرگی بود، اما به وضوح بدترین فاجعه در تاریخ نبود. علاوه بر این، عیسی در مورد بازگشت خود «بلافاصله پس از مصیبت آن روزها» صحبت کرد (متی ۲۴:۲۹). بنابراین معبدی که خداوند در متی ۲۴:۱۵ در ذهن داشت، جایی که مکروه ویرانی برپا خواهد شد، نمیتوانست معبدی باشد که توسط رومیان تخریب شد. یک معبد واقعی در آینده ساخته خواهد شد که توسط نیروهای شر در دوره مصیبت آینده تسخیر خواهد شد.
اینکه آیا معبد مصیبت در طول عمر ما ساخته خواهد شد یا خیر، هنوز مشخص نیست. در حال حاضر، گروههایی در اسرائیل با آمادهسازی وسایل معبد و لباسهای کاهنی طبق دستورالعملهای خروج، انتظار یک معبد آینده را دارند. چگونگی تطابق این تلاشها با ساخت معبد مصیبت نامشخص است، و اینکه آیا تابوت عهد پیدا خواهد شد یا خیر، هنوز معلوم نیست. اما کتب نبوی به وضوح نیاز دارند که یک معبد فعال برای دوره مصیبت بزرگ وجود داشته باشد.
معبد هزاره
حزقیال ۴۰-۴۸ شامل یک رؤیای دقیق از یک معبد باشکوه آینده است. ابعاد دقیق آن به حزقیال داده شد (حزقیال ۴۰-۴۲)، و او بازگشت جلال خداوند را به این معبد پیشبینی کرد (حزقیال ۴۳). جزئیات عملکرد کاهنان و لاویان و نظم عبادت در این معبد آینده به حزقیال داده شد (حزقیال ۴۳-۴۶). طرح منطقه اطراف معبد آینده به او نشان داده شد (حزقیال ۴۵). و رؤیای او با تغییرات توپوگرافی آینده در اورشلیم و سازماندهی مجدد سیاسی تمام سرزمین با ۱۲ قبیله اسرائیل به پایان میرسد.
اگر اصول صحیح تفسیر را رعایت کنیم، باید نتیجه بگیریم که معبد رؤیای حزقیال در آینده ساخته خواهد شد. از آنجایی که رؤیای او از تخریب اولین معبد یهودی به معنای واقعی کلمه به حقیقت پیوست (حزقیال ۷-۱۲)، منطقی است که فرض کنیم رؤیای او از معبد آینده به معنای واقعی کلمه – تا جزئیات زیاد آن – محقق خواهد شد! و جزئیات آنقدر زیاد است که تفسیر این معبد آینده به عنوان اشارهای روحانی به کلیسا دشوار است. چرا خدا باید این همه جزئیات را شامل شود که هیچ ربطی به کلیسا به عنوان معبد روحالقدس ندارند؟ تفسیری سازگارتر نشان میدهد که معبد حزقیال واقعی است و برای پادشاهی واقعی خداوند در اینجا بر روی زمین ساخته خواهد شد. طبق مکاشفه ۲۰:۶، این پادشاهی ۱۰۰۰ سال طول خواهد کشید، و معبد رؤیای حزقیال به عنوان مرکز حکومت الهی عمل خواهد کرد.
در حالی که این معبد هزاره در همان مکان عمومی معبد مصیبت ساخته خواهد شد، نشانههایی وجود دارد که این دو معبد یکسان نخواهند بود. اولاً، تغییرات توپوگرافی و زمینشناسی در اورشلیم هنگام بازگشت خداوند رخ خواهد داد. زکریا ۱۴ نشان میدهد که کوه زیتون شکافته خواهد شد و یک دره بزرگ تشکیل خواهد داد. همچنین، حزقیال ۴۷ نشان میدهد که آب شیرین زیرزمینی به طور مداوم از منطقه معبد در اورشلیم، به سمت شرق به دریای مرده و به سمت غرب به دریای مدیترانه جریان خواهد یافت.
کتاب مقدس نمیگوید که آیا این وقایع «زمینلرزهای» معبد مصیبت را تخریب خواهند کرد یا خیر، اما آنها قطعاً به اندازهای بزرگ هستند که چنین کاری را انجام دهند. علاوه بر این، ابعاد معبد هزاره آنقدر بزرگ است که به نظر میرسد باید پس از وقوع تغییرات توپوگرافی و زمینشناسی ساخته شود. بنابراین، معبد هزاره آینده باید با معبد مصیبت آینده متفاوت باشد.
در بخش مسیحایی زکریا ۶:۹-۱۵ – میآموزیم که مسیح آینده شخصاً ساخت یک معبد آینده را هدایت خواهد کرد. این معبد واقعی آینده نبوت زکریا، معبد هزاره خواهد بود که برای سلطنت ۱۰۰۰ ساله مسیح بر روی زمین ساخته میشود. این نبوت نباید به عنوان اشارهای به کلیسای امروز تفسیر شود. معاصران زکریا آن را وعدهای از یک معبد واقعی میدانستند که در آن مسیح بر پادشاهی زمینی خود سلطنت خواهد کرد – بدون هیچ رقیبی!
نبوت زکریا در اولین آمدن مسیح محقق نشد زیرا پادشاه و پادشاهی او رد شدند. آن نسل از خداوند اطاعت نکرد. اما در دومین آمدن مسیح، یک باقیمانده خداپرست از یهودیان از «دور» (زکریا ۹:۱۵)، در سراسر جهان، وجود خواهد داشت که عیسی را به عنوان مسیح و نجاتدهنده خود میشناسند و از او استقبال میکنند. این باقیمانده «تمام اسرائیل» رومیان ۱۱:۲۶ است: «و بدین ترتیب تمام اسرائیل نجات خواهد یافت، همانطور که نوشته شده است، «نجاتدهنده از صهیون خواهد آمد، و بیدینی را از یعقوب برخواهد داشت.» این ایمانداران یهودی به ایمانداران غیریهودی در ساخت معبد هزاره خواهند پیوست. چه تشویقی نبوت زکریا برای یهودیان زمان او بود، که معبد تخریب شده توسط نبوکدنصر را بازسازی میکردند. معبد بازسازی شده آنها در مقایسه با جلال معبد سلیمان چندان زیاد نبود، اما پیشنمایشی از ساخت یک معبد باشکوه آینده بود، جایی که مسیح برترین سلطنت خواهد کرد!
مسئله قربانیها
برخی از مسیحیان با تفسیر واقعی رؤیای معبد حزقیال مشکل دارند زیرا این امر به معنای بازگرداندن قربانیهای حیوانی است (حزقیال ۴۳-۴۶). آیا یک معبد واقعی با قربانیهای واقعی با عبرانیان ۱۰:۱۰-۱۴ در تضاد نخواهد بود؟ در ابتدا، این به نظر یک مانع الهیاتی و هرمنوتیکی غیرقابل عبور برای یک معبد واقعی میرسد. با این حال، عبرانیان ۱۰ نمیگوید که هرگز نمیتواند قربانیهای حیوانی در آینده وجود داشته باشد. استدلال این است که قربانیهای حیوانی هرگز نمیتوانستند گناه را از بین ببرند! قربانیهای حیوانی عهد عتیق به طور نبوی قربانی بره خدا را به تصویر میکشیدند. اگر قربانی حیوانی در طول پادشاهی هزاره بازگردانده شود، این قربانیها یک نجات از قبل انجام شده را یادبود خواهند کرد. آنها گناهان را بیشتر از قربانیهای عهد عتیق از بین نمیبردند، اما به ایمانداران و بیباوران هزینه رستگاری از گناه را یادآوری میکردند.
در طول پادشاهی هزاره، کلیسا و قدیسان عهد عتیق با مسیح سلطنت خواهند کرد، اما انسانهایی با طبیعت گناهکار نیز بر روی زمین زندگی خواهند کرد. برخی ایماندار خواهند بود، اما برخی بیباور خواهند بود. هر شخصی که از مصیبت بیرون میآید و وارد هزاره میشود، ایماندار خواهد بود، اما همه کسانی که در طول ۱۰۰۰ سال پادشاهی متولد میشوند، ایماندار نخواهند شد. از آنجا که گناه وجود خواهد داشت، خداوند در طول هزاره «با عصای آهنین حکومت خواهد کرد» (مکاشفه ۲:۲۷؛ ۱۲:۵؛ ۱۹:۱۵). و از آنجا که بیباوران وجود خواهند داشت، شیطان بسیاری را فریب خواهد داد و آنها را در شورش در پایان هزاره رهبری خواهد کرد (مکاشفه ۲۰:۷-۹). این واقعیت که خداوند بر این زمین به عنوان پادشاه سلطنت خواهد کرد، گناه را از بین نخواهد برد، و مردم باید به یاد داشته باشند که گناه یک تخلف جدی علیه خدای مقدس است. حتی در پادشاهی باشکوه هزاره ممکن است تمایلی به فراموش کردن هزینه بزرگ رستگاری وجود داشته باشد. کلیسا شام خداوند را به عنوان یادبود قربانی گرانبهای او بر روی صلیب برگزار میکند – اما این فقط «تا زمانی که او بیاید» انجام خواهد شد (اول قرنتیان ۱۱:۲۶). قربانیهای حیوانی در هزاره قطعاً یادآور جلجتا خواهند بود. برهای که «به کشتارگاه برده میشود» یک یادآور فراموشنشدنی از هزینه رستگاری است!
در طول شام فصح در شام آخر، عیسی گفت که او «دیگر هرگز آن را نخواهد خورد تا زمانی که در پادشاهی خدا محقق شود» (لوقا ۲۲:۱۶). در طول هزاره، جشن فصح و سایر اعیاد شامل قربانیها برای اسرائیل بازسازی شده تحت عهد جدید منطقی است (ارمیا ۳۱:۳۱-۳۴). سپس اسرائیل، و همچنین غیریهودیان نجات یافته پادشاهی، قادر خواهند بود معنای روحانی قربانیهای عهد عتیق را ببینند. معبد هزاره و سیستم قربانی بازگردانده شده توجه را بر عیسی به عنوان مسیح اسرائیل و نجاتدهنده جهان متمرکز خواهد کرد. در آن روز، اسرائیل سرانجام نوری برای ملتها خواهد بود، همانطور که خدا در ابتدا قصد داشت. در حالت ابدی هیچ معبد یا قربانی وجود نخواهد داشت، زیرا اثرات «نفرین» پاک خواهد شد (مکاشفه ۲۱:۲۲؛ ۲۲:۳)، اما پادشاهی هزاره قبل از حالت ابدی بیگناه است. در طول هزاره، نجاتیافتگان، هم یهودی و هم غیریهودی، با آمدن به اورشلیم برای پرستش او، با خداوند رفاقت خواهند داشت (زکریا ۱۴:۱۶-۲۱).
کتب نبوی نشان میدهند که دو معبد آینده وجود خواهد داشت. هوشع ۳:۴-۵ بیان میکند که اسرائیل «بدون قربانی... یا بتها» باقی خواهد ماند تا «روزهای آخر». در آن روزهای آخر، که ممکن است دور نباشند، یک معبد مصیبت ساخته خواهد شد، جایی که بتپرستی و «مکروه ویرانی» رخ خواهد داد. اما سپس خداوند بازخواهد گشت و معبد هزاره را برای پادشاهی خود در اینجا بر روی زمین خواهد ساخت. سپس، تمام جهان از قدوسیت و فیض خداوند از طریق این معبد آینده و عملکرد آن در اسرائیل بازسازی شده تحت عهد جدید قدردانی خواهند کرد.
توسط دیوید رید