مجموعه– نوامبر ۲۰۲۴ –مجله فیض و حقیقت
شخصیتهای کتاب مقدس
د زړې عهدنامې څخه ټاکنې
بخش ۱۹
خوانندگان هیکل و خدمت شان
بایستید هر صبح تا خداوند را شکر و ستایش کنید، و همچنین در شامگاه. —اول تواریخ ۲۳:۳۰ نسخه پادشاه جیمز جدید
د سندرې ویلو خدمت
وقتی داوود پادشاه پیر شده بود، به پسرش سلیمان دستور داد تا معبد را بسازد و لاویان را تقسیم کند و وظایفشان را به آنها محول کند. داوود نمونهای از مسیح خداوند است، به عنوان کسی که اختیار دارد نظم را در خانه خدا تعیین کند، که «کلیسای خدای زنده» است (اول تیموتائوس ۳:۱۵). مسیح به عنوان پسر و خداوند بر خانه خود عمل میکند (عبرانیان ۳:۶)، و او به ما آموزش میدهد که چگونه باید در معبد مقدس او رفتار کنیم. او این کار را با کلام خود و روحالقدس خود انجام میدهد، و نظم در کلیسا هر نشانی از آنها را دارد. این نظمی نیست که توسط انسانها ابداع شده باشد بلکه نظمی از روح است مطابق با دستورات کلام خدا (اول قرنتیان ۱۴:۳۳،۴۰).
این شامل کار خوانندگان نیز میشود که امروزه نیز حضور دارند. مسیح نوازنده اصلی قوم خود است و او در میان جماعت، ستایشها را برای خدای خود و پدرش میخواند (مزمور ۲۲: ۲۲-۲۳؛ عبرانیان ۲: ۱۲). پس از رستاخیز او از مردگان، خدا "سرودی تازه" در دهان او نهاد (مزمور ۴۰: ۳)؛ این سرود پیروزی بر مرگ و نجات از قدرت شیطان است. این سرود در دلهای ما طنینانداز شده است. ما به عنوان رهایییافتگان خداوند، در سرودخوانی با خداوند برخاسته شریک میشویم. این سرود تازه واقعاً سرودی ابدی از ستایش برای جلال و شکوه برهای است که ذبح شد (مکاشفه ۵: ۹). ما به عنوان مسیحیان، همیشه او را در مرگش بر صلیب جلجتا به یاد خواهیم آورد.
به همین ترتیب، کار خوانندگان معبد تا حدی یک وظیفه دائمی بود که با قربانیها بر مذبح قربانی سوختنی مرتبط بود. خدمت سرودخوانی در خانه خداوند در ارتباط با خدمت خیمه اجتماع معرفی نشده بود. به نظر میرسد که این یک نهاد جدید است که توسط داوود، «سرودخوان دلنشین اسرائیل» (۲ سموئیل ۲۳:۱)، معرفی شد. خیمه اجتماع در طول سفر در بیابان خانه خدا بود، و آن سفر قطعاً الهامبخش سرودخوانی نبود.
تا آنجا که میدانیم، قوم اسرائیل تنها دو بار در بیابان سرودند: درست در آغاز و تقریباً در پایان سفرشان از مصر به کنعان. سرودهای موسی و مریم را پس از عبور از دریای سرخ (خروج ۱۵: ۱-۲۱) مییابیم، و سرود ستایش را در ارتباط با چاههایی که خدا قوم خود را با آن تقویت کرد، هنگامی که به مرز موآب رسیده بودند (اعداد ۲۱: ۱۶-۱۸). اسرائیل همچنین به دور گوساله طلایی رقصید و در آنجا سرود، اما آن سرود مایه ننگ خدا بود (خروج ۳۲).
وقت سرود خواندن
تنها در سرزمین موعود بود که مردم میتوانستند بگویند: «زمان آواز خواندن فرا رسیده است،» به قول غزل غزلهای سلیمان ۲:۱۲. این بلافاصله پس از ورود اسرائیل به کنعان اتفاق نیفتاد، بلکه قرنها بعد در روزگار داوود و سلیمان. زمان صلح و آرامش فرا رسیده بود، که برای بنای یک مکان مقدس دائمی برای خداوند لازم بود. ORD و عبادت منظم به افتخار نام او.
انتصاب سرایندگان، در این مورد، با یافتن یک مکان استراحت نهایی برای تابوت عهد، نماد حضور خدا، مرتبط بود. هنگامی که دیگر نیازی نبود تا مردم را در نبرد علیه دشمنان در سرزمین رهبری کند، آن مکانی برای استراحت در شهر داوود و بعدها در معبد سلیمان یافت. بنابراین، میبینیم که آرامشی که در پادشاهی صلح تجربه شد، برای خدمت معبد و کار سرایندگان معبد لازم بود (اول تواریخ ۶:۳۱-۳۲، ۱۵:۱۵-۱۷، ۲۲:۶-۱۹، ۲۸:۲؛ دوم تواریخ ۶:۴۱-۴۲؛ مزمور ۱۳۲).
یک زمان آرامش، یک مرد آرامش و یک خانه آرامش، همگی برای معرفی پرستشی منظم و سرودی دائمی از ستایش به خدای آرامش و سکوت در سرزمین اسرائیل لازم بودند. دست نیکوی خداوند بر جلال و عزت او بود. خدمت سرودخوانان لاوی بر اساس این وضعیت و مردم بود و او با لطف به آنها مینگریست، و تابوت حضور او جایگاه آرامش خود را بر کوه صهیون یافته بود. خداوند در میان قوم خود ساکن بود و پادشاهی که مطابق دل خود خدا بود، با فیض الهی سلطنت میکرد. به این دلایل، لاویان میتوانستند پیوسته بخوانند: «رحمت او تا ابد باقی است» (۲ تواریخ ۷:۶). این سرود برای اولین بار زمانی شنیده شد که داوود تابوت را به جایگاه آرامش خود در اورشلیم آورد، و دوباره زمانی خوانده شد که تابوت به معبد آورده شد (۱ تواریخ ۱۶:۳۴،۴۱؛ ۲ تواریخ ۵:۱۳).
سرود بیپایان
این برای ما نیز اهمیت زیادی دارد. همانطور که رحمتهای خدا برای اسرائیل در شخص پادشاه مسحشده قطعی بود، ما نیز از فیض او در آن یگانهای که او را با روحالقدس و با قدرت مسح کرد، مطمئن هستیم. خداوند مبارک ما عیسی، مسیح خدا، نماینده و سر کامل ماست. خدا او را سرفراز کرده تا خداوند همه باشد. از طریق او ما مورد لطف خدا هستیم. از طریق او ما «صلح با خدا» و «دسترسی از طریق ایمان به این فیضی که در آن ایستادهایم» را داریم (رومیان ۵:۱-۲). از طریق او ما از قدرت تاریکی رهایی یافتهایم و «به ملکوت پسر محبت او» (کولسیان ۱:۱۳) منتقل شدهایم، آن «مردی مطابق دل خود او» (اول سموئیل ۱۳:۱۴). این ملکوت نور و محبت، و «عدالت و صلح و شادی در روحالقدس» (رومیان ۱۴:۱۷) است.
آیا پس نباید به سرود ستایش بپردازیم و او را برای رحمت بیپایان و نیکویی جاودانهاش شکر کنیم؟ برای ما نیز، زمان آرامش و سرودن فرا رسیده است. ما شاهزاده صلح را میشناسیم که در میان قوم خود جایگاه آرامشی یافته است، تا بتوانیم شکرگزار و شاد باشیم. سرود «رحمت او تا ابد باقی است» سرودی بیپایان است که در میان ما برای جلال پدر و پسر طنینانداز میشود. این سرود ستایش در کلیسا در تمام اعصار، تا ابدالآباد طنینانداز خواهد شد.
میتوان نتیجه گرفت که اکنون نیز، گروههای همسرایی در معبد خدا آمادهاند تا سرود بخوانند و در دلهای خود برای خداوند با مزامیر و سرودها و آهنگهای روحانی نغمهسرایی کنند (افسسیان ۲: ۱۷-۲۲؛ ۵: ۱۹). در کولسیان ۳: ۱۶، سرودهای ستایش ما به وضوح با تعلیم و آموزش متقابل و پند و اندرز مرتبط هستند: «بگذارید کلام مسیح با تمام حکمت به فراوانی در شما ساکن شود، و یکدیگر را با مزامیر و سرودها و آهنگهای روحانی تعلیم دهید و پند دهید، و با فیض در دلهای خود برای خداوند بخوانید.» ما باید بخوانیم، در حالی که از فیض او آگاهیم، زیرا «رحمت او تا ابد باقی است.»
بنابراین میبینیم که سرودخوانی نیز شامل یک عنصر نبوی است – چیزی که برای بنای دیگران است. نه تنها خدا با آن تکریم میشود، بلکه ایمانداران همکار ما در ایمان بنا میشوند. بسیار جالب است که اشاره کنیم در مورد سرودخوانان معبد در اول تواریخ ۲۵ گفته شده است که آنها نبوت میکردند (رجوع کنید به آیات ۱، ۲، ۳، ۵). آنها سرود میخواندند و در همان زمان نبوت میکردند. سرودهای ستایش آنها خدا را جلال میداد و قوم او را تعلیم میداد.
ساعت بیداری
مایلم با چند کلمه درباره جایگاه خوانندگان لاوی در زمان عزرا و نحمیا سخن را به پایان برسانم. این همان زمانی بود که نویسنده کتاب تواریخ در آن زندگی میکرد و شکوه پیشین را در دوران داوود و سلیمان به یاد میآورد. بازماندهای به سرزمین موعود بازگشته بود، به مکانی که خداوند حکم نام خود را ساکن کرده بود.
کنار رودخانههای بابل، خوانندگان چنگهای خود را بر بیدها آویخته بودند. چگونه ممکن بود یکی از سرودهای صهیون، خداوند را بخوانند؟حکم آوازشان، در سرزمینی بیگانه؟ چگونه میتوانستند در آنجا درباره صهیون، درباره کوه فیض خدا، درباره قدس خدای یگانه حقیقی و سلطنت پادشاه او بخوانند (مزمور ۱۳۷)؟ اما، به محض اینکه به اورشلیم بازگشتند، وظایف خود را از سر گرفتند. آن روز، روز احیا، بازسازی و نوسازی بود – نوسازی مذبح، معبد و دیوار شهر. هنگامی که پی معبد جدید گذاشته شد، دوباره صدای خوانندگان را میشنویم که میخوانند. آنها سرود «رحمت او تا ابد باقی است» را خواندند (عزرا ۳:۱۱).
گروه های همسرایی نیز نقش بسیار مهمی در جشن تقدیس دیوار اورشلیم داشتند (نحمیا ۱۲:۲۷). همه چیز «مطابق فرمان داوود و سلیمان پسرش» انجام شد. زیرا در ایام داوود و آساف قدیم، رؤسای خوانندگان و سرودهای ستایش و شکرگزاری برای خدا بودند» (آیات ۴۵-۴۶).
ما نیز، در این زمان کنونی زوال و انحطاط، باید به نهادهایی بازگردیم که خداوند از همان ابتدا از طریق خداوند برخاسته و رسولانش به کلیسای خود سپرده است. در بازسازی پرستش حقیقی در اطراف مذبح مسیحی، یعنی میز خداوند، خوانندگان و پرستشکنندگان نیز باید در جای خود قرار گیرند تا سرود بیپایان ستایش را برای خداوند در معبد مقدس او بخوانند.
د هیوجو بوټر لخوا (سمون شوی)
ماه آینده منتظر قسمت ۲۰ از این سلسله باشید.
ای خداوند، سرود شاد نو آیا حتی اینجا سهم ماست که بخوانیم؛په وفادار زړه او په خوشحاله ژبه اکنون ارادت خود را تقدیم میکنیم.—خانم کاترین هلن فون پوسِک (1859-1953)