ویژگی ۲– نوامبر ۲۰۱۳ –مجله فیض و حقیقت
امید و
تأثیرات آن
امید در دوران عهد عتیق برجسته بود. ایمان نیز وجود داشت، همانطور که عبرانیان ۱۱ به طرز چشمگیری نشان میدهد، و محبت نیز. آنچه به عنوان موضوعی برای ایمان آشکار شده بود، کوچک و جزئی بود. چشمان هر قدیس به آینده دوخته شده بود. عبرانیان ۱۱ در حالی که بر ایمان تأکید میکند، این عنصر امید را بسیار روشن میسازد، همانطور که در آیات ۱۰، ۱۳، ۱۴، ۱۶، ۲۰، ۲۲، ۲۶، ۳۵ و ۴۰ دیده میشود.
ظهور نجاتدهنده در فروتنی برای انجام فدیه، بسیاری از امیدها و پیشبینیهای عهد عتیق را محقق کرده است. در او، موضوع بزرگی که دید ایمان را پر میکند، کشف شده است. با آن رویداد تاریخساز، مجموعهای از چیزهایی که وعده داده شده بودند، به واقعیت پیوستهاند و بنابراین از دسته امید خارج شده و اکنون در دسته ایمان قرار گرفتهاند.
با وجود این، امید همچنان یک نیروی بسیار قدرتمند برای مسیحیان است و بسیاری از وعدهها هنوز باید محقق شوند. امید دیگر برجسته نیست، اما همچنان با ایمان و محبت باقی میماند (۱ قرنتیان ۱۳:۱۳). ما «در امید نجات یافتهایم» (رومیان ۸:۲۴ JND)؛ و امیدهای ما به اندازهای برجسته است که خود مسیحیت نه تنها «ایمان» بلکه «امید» نامیده شود. «زیرا حکمی که پیش از آن بود، به سبب ضعف و بیفایده بودنش کنار گذاشته شد (زیرا شریعت هیچ چیز را کامل نکرد)، و امید بهتری معرفی شد که به وسیله آن به خدا نزدیک میشویم» (عبرانیان ۷:۱۹).
شریعت نوعی امیدها را معرفی کرد، اما آنها با سیستمی مرتبط بودند که لزوماً دسترسی به خدا را ممنوع میکرد. مسیحیت امید بزرگ و یگانهای را معرفی کرده است که بر کاهن اعظم بزرگ، به ترتیب ملکصادق، استوار است، کسی که به زودی از حضور خدا بیرون خواهد آمد. اما در این میان او در حضور خداست، آنجا به نمایندگی از ما، با جلال و افتخار تاجگذاری شده است. او به ما جسارت میدهد تا نزدیک شویم و ما را در دسترسی به خدا حفظ میکند.
امید مسیحی
امید مسیحی چیزی نیست که فقط برای افراد بالغ باشد. این در همان آغاز امور قرار دارد. ایمانداران کولسی آن را «در کلام حقیقت انجیل» شنیدند (کولسیان ۱:۵ KJV) و تسالونیکیان هنوز یک کلیسای نوپا بودند که پولس در اولین رساله خود به آنها نوشت و در هر فصل از آمدن خداوند سخن گفت. آنها به آموزشهای بیشتری در مورد جزئیات نیاز داشتند، اما حقیقت بازگشت او از همان ساعت ایمان آوردنشان معلوم بود. میتوان در مورد آنها گفت: «شما از بتها به سوی خدا بازگشتید... تا پسر او را از آسمان انتظار کشید» (۱ تسالونیکیان ۱:۹-۱۰).
یک اندرز
یک قرن پیش، آمدن خداوند، امید واقعی مسیحیان، تا حد زیادی نادیده گرفته میشد یا به آیندهای چنان مبهم و دوردست موکول میشد که تأثیر کمی به عنوان امید داشت. اکنون جایگاه برجستهای در ذهن اکثر مسیحیان انجیلی دارد و برای چندین دهه با اعتقاد و وضوح فزایندهای موعظه شده است. برخی از خوانندگان ما ممکن است بتوانند به لحظهای پس از ایمان آوردن خود نگاه کنند که حقیقت آمدن قریبالوقوع و پیش از هزاره خداوند به عنوان یک امید در قلبهایشان درخشید و شروع به تأثیرگذاری قدرتمند بر زندگیشان کرد.
این خطر وجود دارد که ما آمدن خداوند را به عنوان یک مورد در الهیات خود نگه داریم، بدون اینکه یک امید قدرتمند برای تأثیرگذاری بر زندگی ما باشد و قدرت هیجانانگیزی را که یک امید واقعی منتقل میکند، از دست بدهیم. ما صمیمانه خواستار توجه دقیق به این نکته و روحیهای صادقانه از خودآزمایی و خودداوری هستیم. ما هر مرد و زن جوان مسیحی را به چالش میکشیم که آیا آنها «مانند مردانی هستند که منتظر ارباب خود هستند» (لوقا ۱۲:۳۶) و در نتیجه مسیر خود را در تاریکی کنونی جهان با توجه به روزی که مسیح ظاهر میشود، شکل میدهند. یا، در حالی که از گناهان بزرگ و افراطهای آن اجتناب میکنیم، آیا با راهها و روح جهان سازگار میشویم، به دنبال چیزهای خودمان هستیم تا چیزهای استادمان، خداوند عیسی مسیح؟
تأثیرات امید
تأثیر امید بر ایمانداران تسالونیکی و نشانههایی که بر آنها و زندگیشان گذاشت، میتواند به عنوان آزمونهای بسیار مفیدی برای ما باشد اگر بخواهیم خود را بررسی کنیم. انجیل به این ایمانداران روزهای اولیه «نه... فقط با کلام، بلکه با قدرت، و با روحالقدس، و با اطمینان بسیار» رسید (۱ تسالونیکیان ۱:۵). مبشران آن، پولس و همراهانش، مردانی با «رفتار» بسیار غیرمعمول در فیض و فداکاری خود بودند که انجیل را با قدرت و کمالی بینظیر موعظه میکردند. عیسی، پسر خدا، قیام کرده، در آسمان و از آسمان میآید، موضوع آنها بود (۱ تسالونیکیان ۱:۱۰).
با پذیرش چنین پیامی با ایمان، نتایج اخلاقی بزرگی در آنها ظاهر شد. زندگی الهی اکنون مال آنها بود و شروع به آشکار شدن کرد. یک انقلاب فوقالعاده رخ داد: زندگی جدید به معنای طبیعتی جدید بود و طبیعتی جدید به معنای شخصیتهای متحول شده بود. چیزهایی اکنون در آنها شخصاً ظاهر شد که هرگز قبلاً وجود نداشت – چیزهایی که به عنوان یک لباس بیرونی پوشیده نمیشد، بلکه به عنوان میوه کار زندگی درونی به بیرون تولید میشد. ایمان، محبت و امید در قلبهایشان کار میکرد (آیه ۳).
هر یک از این سه چیز، با این حال، تجلی مناسب خود را داشت. ایمان خود را در کار بیان میکرد؛ محبت در زحمت و امید در صبر یا استقامت. خدا میتوانست ایمان، محبت و امیدی را که در آنها کار میکرد، کاملاً ببیند و قدردانی کند. انسان میتوانست کار، زحمت و صبری را که به صورت بیرونی به عنوان میوه کار درونی نشان داده میشد، ببیند و در نتیجه «بیوقفه به یاد آورد».
یک چالش
گفته شده است که خدا بیشتر باید در ما کار کند تا به وسیله ما، و این سخن عمیقاً درست است. پس در مورد کار خدا در ما چه؟ آیا خود را آزمایش خواهیم کرد؟ آیا فیبر روحانی لازم برای این کار را داریم؟ به جوانان جهان نگاه کنید. با نگاهی به آنها در بهترین حالت ممکن، در حالی که خود را در بیگناهترین لذتهایشان بیان میکنند، چه چیزی آنها را مشخص میکند؟ ما سه چیز را مییابیم که کاملاً متضاد با سه گانه ۱ تسالونیکیان ۱:۳ است: یک فقدان اصل ثابت، خودخواهی و یک بیاحتیاطی بیخیال– ناشی از احساس ناامنی در مورد آینده، عدم دید فراتر از زمان حال، و عزمی برای بهرهبرداری از امروز به تمام معنا.
برادر یا خواهر در مسیح، آیا امید در روح شما به روشنی میسوزد؟ ایمان به شما هدفی میدهد که فوراً مسیر شما را مشخص میکند. محبت شما را از وجودی خودمحور رها میکند و شما را به وظیفه شاد کار برای جلال مسیح و خیر دیگران میگمارد. امید روح شما را آرام میکند و شما را با اطمینان مطلق از پیروزی و جلال نهایی تقویت میکند، و بنابراین شما استقامت میکنید. دوباره میپرسیم، آیا امید در روح شما به روشنی میسوزد یا شما، در حالی که شاید به خوبی تمام آداب ظاهری دین را در جلسات و مانند آن انجام میدهید، عمدتاً زندگی بیمزه و بیهدفی را سپری میکنید؟ آیا شما بر خود متمرکز هستید و مصمم هستید که تا آنجا که میتوانید از جهان و زمین لذتهای ملایم و مشروع را استخراج کنید؟
نتایج امید
نه تنها کار در ایمانداران تسالونیکی انجام شد، بلکه خدا آنها را برداشت و از آنها چیزی برای جلال خود و پیشبرد منافع خود ساخت. آنها شدند:
• «پیروان ما و خداوند»(آیه ۶). آنها به او به عنوان شاگردانش پیوسته بودند و شروع به راه رفتن در راههای او و آشکار کردن شخصیت او کردند. این کار را نه به عنوان صرفاً مقلدان، بلکه به این دلیل انجام دادند که اکنون زندگی و طبیعت او را داشتند.
• «[نمونه] برای همه ایمانداران در مقدونیه و آخایا»(آیه ۷). همایمانان در مقدونیه و آخایا میتوانستند در مسیحیان تسالونیکی نمونهای عملی از فیضی را بیابند که انجیل در کسانی که آن را دریافت میکنند، به ارمغان میآورد و ترویج میکند.
• از آنها «کلام خداوند... در هر مکان طنینانداز شد»(آیه ۸). آنها تبلیغکنندگان قدرت و کارایی آن کلامی شدند که به آن ایمان آورده بودند. از آنها کلام خداوند «طنینانداز شد» و در هر مکان ایمان آنها به سوی خدا «منتشر شد»، و آن هم تا حدی که نیازی به شهادت رسول نبود.
هر سه این شخصیتها توسط افرادی پوشیده شده بودند که از محیطهای بسیار ناامیدکننده بیرون آمده بودند. تسالونیکیان در اعمال ۱۷ به طور نامطلوبی با بیریاییها مقایسه میشدند که گفته میشود «نجیبتر از تسالونیکیان» بودند (آیه ۱۱). اکثریت تسالونیکیان «یهودیانی بودند که ایمان نیاوردند، با حسادت تحریک شدند» و شامل «افراد پست و فرومایه» بودند (آیه ۵).
بیایید دوباره خود را آزمایش کنیم و بپرسیم: «شخصیتی که من میپوشم چیست؟ آیا آن شخصیت یک پیرو خداوند است و در نتیجه نمونه و تبلیغکننده فیض او؟ یا من پیرو مد روز جهان هستم و در نتیجه نمونهای ضعیف از مسیحیت؟»
امید و خدمت
آخرین آیه ۱ تسالونیکیان ۱ داستان این مسیحیان اولیه را یک گام جلوتر میبرد و به ما نشان میدهد که چگونه، پس از بازگشت به خدا از بتها و با این نتایج قابل توجهی که از آنها جاری شد، آنها با انتظار کامل منتظر مسیح بودند در حالی که به خدای زنده و حقیقی خدمت میکردند. هنگامی که امید به روشنی میسوزد، خدمت به خدا با جدیت دنبال میشود. و عکس آن نیز به همان اندازه صادق است.
برخی تصور کردهاند که امید به آمدن خداوند چیزی غیرعملی و خیالی است، که کسانی که قلبهایشان پر از آن است، بیکار ایستاده و «به آسمان خیره شدهاند» مانند «مردان جلیل» (اعمال ۱:۱۱). بدون شک ممکن است امید مسیحی را به این شیوه سوءاستفاده کرد، اما کاربرد آن بسیار متفاوت است. اثبات امید در همان کلامی که به آن اشاره شد، نهفته است. این عزیمت او به آسمان بود که برای لحظهای شاگردان را در جای خود میخکوب کرد و آنها را به بالا خیره گذاشت. با اطمینان قلبهایشان از آمدن واقعی و مرئی او توسط شهادت دو فرشته، آنها به اورشلیم بازگشتند. در بقیه اعمال ۱ آنها را در حال ادامه دعا مییابیم و در اعمال ۲ و بعد از آن آنها با نتایج فراوان به موعظه ادامه میدهند.
«شما بازگشتید... تا به خدای زنده و حقیقی خدمت کنید.»کلماتی که ما ایتالیک کردهایم، زندگی عادی و صحیح مسیحی را توصیف میکنند. خدمت به خدا کار هر مسیحی است. ما ممکن است آموزه ظهور دوم را داشته باشیم، اما در عین حال در خدمت عالی و مقدس خود سرد و بیحال باشیم و در پیگیری لذتهای زمینی بسیار فعال. اما اگر آمدن او قلبهای ما را به عنوان یک امید سوزان و درخشان نگه دارد، بسیار متفاوت خواهد بود – ما خادمان کوشای خدا خواهیم بود!
یک چالش نهایی
آیا با یک بار دیگر آزمایش کردن خود به پایان میرسانیم؟ هدف و مقصود زندگی من چیست؟ من مطمئناً به چیزی یا کسی خدمت میکنم. آیا به خدای زنده و حقیقی خدمت میکنم یا به راحتی و آسایش، هوسها و لذتهای خودم؟ آیا حقیقت ظهور دوم مسیح برای من فقط یک آموزه و مسئله الهیات است؛ یا یک امید روشن، الهامبخش و اجباری است؟
توسط اف. بی. هول؛ برگرفته از حقیقت کتاب مقدس،جلد ۱۵، ۱۹۲۳، با اجازه از انتشارات استم، اقتباس شده است.