خانواده– اپریل ۲۰۱۳ –مجله فیض و حقیقت
در مورد گلهای قاصدک و بنفشه
«علف خشک میشود و گلها پژمرده میشوند، زیرا نفس خداوند بر آنها میوزد. یقیناً مردم علف هستند. علف خشک میشود و گلها پژمرده میشوند، اما کلام خدای ما تا ابد باقی میماند.»اشعیا ۴۰: ۷-۸ NIV
خانه ما توسط قطعهای از علفهای هرز نیمهکنترلشده احاطه شده است که در لحظات گستردهتر خود، آن را چمن خود مینامیم. گویی برای رفع یکنواختی، سبزی به وفور با علفهای هرز زرد روشن به نام قاصدک پوشیده شده است - و ما از قاصدکها متنفریم!
غلبه
در ابتدا ما با دقت آنها را یکی یکی از زمین بیرون میآوردیم. اما به زودی آشکار شد که تلاش ما با قدرت این قاصدکها برابری نمیکند. در جستجوی روشی کارآمدتر برای خلاص شدن از شر علفهای هرز ناخوشایند، شرکتی را پیدا کردیم که چمن ما را با ماده شیمیایی اسپری میکرد که یک بار برای همیشه از شر آنها خلاص میشد. ما از خدمات این شرکت استفاده کردیم و طولی نکشید که حتی یک قاصدک هم در اطراف خانه ما دیده نمیشد.
اما بعد همسایگان ما نگرانی خود را برای رفاه فرزندان و حیوانات خانگیشان با ما در میان گذاشتند. آنها میترسیدند که قاصدکهای ما تنها چیزهایی نباشند که تحت تأثیر مواد شیمیایی سمی که به چمن زده میشود، قرار گیرند. وقتی واقعاً به مواد تشکیلدهنده و قدرت آنها نگاه کردیم، فوراً قرارداد خود را برای خدمات مراقبت از چمن لغو کردیم. همانطور که انتظار میرفت، قاصدکها با نیروی تازهای بازگشتند.
کنترل
سپس از شرکت دیگری برای مراقبت از چمن شنیدیم که احترام بیشتری برای محیط زیست قائل بود. نمایندگان آن به ما گفتند که اگر به آنها اجازه دهیم مواد مغذی طبیعی و غیرسمی خود را به چمن ما بزنند و توصیههای آنها را برای مراقبت از چمن دنبال کنیم، احتمال زیادی وجود دارد که چمن با چنان قدرتی رشد کند که به سادگی آن قاصدکهای منفور و سایر علفهای هرز را که آنها به طور کنایهآمیز گیاهان پهنبرگ مینامیدند، از بین ببرد. منطقی به نظر میرسید، بنابراین به آنها گفتیم که شروع به کار کنند. البته، مواد مغذی در از بین بردن قاصدکها از چمن ما به اندازه مواد شیمیایی مؤثر نبودند، اما مطمئناً، به مرور زمان شروع به دیدن تعداد کمتری از آنها در چمن خود کردیم.
باید اشاره کنم که قاصدکها تنها گیاهان پهنبرگی نبودند که همراه با چمن ما رشد میکردند. ما همچنین مقدار زیادی بنفشه داشتیم. اما ما به بنفشهها کاملاً متفاوت از قاصدکها نگاه میکردیم. ما گلهای ظریف آنها را با رنگ بنفش تیره و برگهای سبز و گرد و پرپشت آنها را بسیار جذاب میدانستیم. گاهی اوقات حتی دستهای از آنها را برای تزئین میز ناهارخوری خود میچیدیم.
درگیری
اکنون میدانم که سقوط انسان به گناه بر تمام طبیعت تأثیر گذاشت، اما دلیلی ندارم باور کنم که اعضای پادشاهی گیاهان احساسات گناهآلود انسانها را دارند، یا اینکه وسیلهای برای ارتباط با یکدیگر دارند. با این حال، وقتی به قاصدکها و بنفشهها در چمن خود فکر میکردم، نمیتوانستم این تصور را نادیده بگیرم که اولی ممکن است کینهای نسبت به دومی داشته باشد.
«شما هم مثل ما به چمن این مردم تعلق ندارید،» میتوانستم تصور کنم که قاصدکها به بنفشهها شکایت میکنند. «و با این حال آنها با ما مثل مجرمان عادی رفتار میکنند، و مدتی حتی علیه ما جنگ شیمیایی اعلام کردند. در تمام این مدت آنها شما را تحسین میکنند و از شما دستهگل میسازند تا خانهشان را تزئین کنند. ما هم به اندازه شما زیبا هستیم. در واقع، ما زرد روشن هستیم، نه بنفش کدر مثل شما، و برگهای ما به زیبایی دندانهدار هستند، نه ساده مثل شما؛ و حتی خوراکی هستند. این عادلانه نیست!»
محکوم کردن
همانطور که این اختلاف بین قاصدکها و بنفشهها را در چمن خود تصور میکردم، ماهیت آن به وجدان خودم رسید. به این فکر کردم که چقدر مراقب هستم تا خود را از «گناهان قاصدکی» مانند زنا، دزدی و مستی دور نگه دارم، و چقدر وقتی اینها را در زندگی دیگران میبینم، منزجر میشوم. اما خداوند به من یادآوری کرد که گناهان دیگری در زندگی من وجود دارد که آنها را نسبتاً جذاب میدانم. گاهی اوقات حتی آنها را به نمایش میگذارم و به آنها افتخار میکنم. البته، همیشه این کار را به روشی بسیار محتاطانه انجام میدهم، تا خیلی خودخواهانه یا متکبرانه به نظر نرسد.
از خداوند سپاسگزارم که به من اجازه داده است از این گناهان آشکار و نفرتانگیز که دیگران با آنها دست و پنجه نرم میکنند، دوری کنم. گاهی اوقات یکشنبهها بعد از جلسه، مردم را برای شام دعوت میکنیم، و اولین چیزی که میدانم این است که از چیزی که برخی آن را «کشیش بریان» نامیدهاند، لذت میبرم. این غذا شامل توضیح ضعفهای الهیاتی پیام صبحگاهی و نمایش دانش و درک برتر من از مسائل کتاب مقدس است.
اعتراف
وقتی فهمیدم چه کار میکنم، به زانو افتادم و از خداوند خواستم که غرور، رضایت خاطر و احساسات خودبرتربینی من را ببخشد. حتی در حالی که به این گناهان اعتراف میکردم، به ذهنم رسید که ادامه دادن به آنها و اعتراف به شکستهای مکرر من کاری بیثمر خواهد بود. مطمئناً شرکت دوم مراقبت از چمن میدانست که راز واقعی دور نگه داشتن گیاهان ناخواسته از چمن چیست – تغذیه خوب، بد را از بین میبرد.
اکنون راز دور نگه داشتن زندگیام از گناهانی را که اینقدر دوست داشتم، میدانستم. باید توجه بیشتری به تغذیه روحم با کلام خدا میکردم - مطالعه آن، حفظ کردن آن و تفکر در مورد آن. تنها با این روش میتوانستم امیدوار باشم که زندگیای با نیروی روحانی واقعی توسعه دهم، که در آن گناهان فضای کمی برای رشد داشته باشند – نه فقط گناهان وحشتناک، بلکه آنهایی که بسیار جذاب و رضایتبخش هستند.
خدایا، از تو برای قاصدکها و بنفشهها در چمنم، و آنچه از طریق آنها به من میآموزی، سپاسگزارم.
نویسنده ناشناس