مجموعه– جنوری ۲۰۱۶ –مجله فیض و حقیقت
برخی دستورالعملهای عملی در مورد
خودخواهی/ بخش اول
در این مجموعه ما قصد داریم، با کمک خداوند، به برخی گناهان چیره بپردازیم. اینها گناهانی هستند که به نظر میرسد بارها و بارها از هر سو وسوسه میکنند و مسیحیان، جوان و پیر، در معرض آنها هستند. «پیشبینی، پیشگیری است» و این مقالات با امید و دعای صمیمانه نوشته شدهاند تا به طور عملی در محافظت در برابر آن گناهان و کاستیها مورد استفاده قرار گیرند. چنین چیزهایی اغلب یک زندگی مسیحی را که در غیر این صورت ثابتقدم است، خراب میکنند و نام مسیح را بدنام میسازند. این اعمال ما در مسائل کوچک است که دنیا ما را قضاوت میکند – نه با میزان دانش ما از اصول کتاب مقدس، بلکه با کاربرد آنها در زندگی روزمره.
خودخواهی غیرمسیحی است
بیایید به طور خلاصه گناه آشکار خودخواهی را بررسی کنیم. ما آن را «غیرمسیحی» مینامیم زیرا به صراحت در مورد مسیح، خداوند ما، ثبت شده است که او «خود را خشنود نساخت» (رومیان ۱۵:۳ KJV). این بلافاصله به ریشه موضوع میپردازد، زیرا وقتی میخوانیم که باید مانند مسیح رفتار کنیم (اول یوحنا ۲:۶)، به یاد داشته باشیم که اینها کلام خدا هستند، و سپس به کتاب مقدس که تازه نقل شد برگردیم، باید فوراً ببینیم که تمام خودخواهی واقعاً غیرمسیحی است. اما اگر مثال کافی نیست، ما دستورالعمل را نیز داریم: «هیچکس به دنبال منافع خود نباشد، بلکه هر کس به دنبال منافع [یا خیر] دیگری باشد» (اول قرنتیان ۱۰:۲۴). «فقط به منافع شخصی خود نگاه نکنید، بلکه به منافع دیگران نیز توجه کنید» (فیلیپیان ۲:۴ NKJV). شاید از همه تأثیرگذارتر، برای قلبی که طعم محبت مسیح را چشیده است، و او برایش گرانبهاست، دوم قرنتیان ۵:۱۴-۱۵ باشد: «زیرا محبت مسیح ما را مجبور میکند؛ ... او برای همه مرد، تا کسانی که زندگی میکنند از این پس برای خود زندگی نکنند، بلکه برای او که برای آنها مرد و دوباره برخاست زندگی کنند» (KJV).
نشانهای از زمانهای آخر
خودخواهی به طرق مختلف و گوناگون نشان داده میشود. به عنوان یکی از نشانههای روزهای آخر گفته شده است: «مردمان خودپرست خواهند بود» (دوم تیموتائوس ۳:۲)، یا به عبارت دیگر، «خودخواه». این ریشهای است که هر نوعی از آن سرچشمه میگیرد. انسان خودخواه به دنبال چیزهای خود است، نه چیزهایی که برای دیگران یا حتی برای عیسی مسیح است (فیلیپیان ۲:۲۱)، همانطور که رسول با تأثر به فیلیپیان مینویسد و شکایت میکند که این گناه در زمان او یک شر بزرگ و فریادزننده بود.
این در همه جا یافت میشود، حتی در میان ایمانداران، اگرچه این یک رذیلت است که در طبیعت خود آنقدر زننده است که مرد دنیا در تحقیر آن، وقتی به وضوح نشان داده میشود، از مسیحی پیشی میگیرد. با این حال، فقط مسیحی میتواند بداند که واقعاً در همه چیز از نظر روحی بیخودخواه بودن چیست. وقتی به این فکر میکنیم که چقدر اغلب لکه کثیف خودخواهی بهترین اعمال ما را خراب میکند، شرمنده میشویم.
خود، هدف
خشنود ساختن خود، که مستقیماً در رومیان ۱۵:۱ محکوم شده است، شکلی رایج از جستجوی منافع خود است. این در چیزهای بزرگ و کوچک دیده میشود – در انتخاب کار ما برای خداوند، محل سکونت، همراهان، لباس، شغل و به طرق کوچک بسیاری که روزانه به آنها میپردازیم – همه اینها به جای انکار خود انجام میشود. بنشینید و به خودپسندی وحشتناک ما در چیزهای کوچک فکر کنید، همیشه به دنبال «شماره یک» بودن. ما از نظر روحی چقدر با خداوند محبوبمان در تضاد هستیم.
جستجوی منافع خود
فاز دیگری از جستجوی منافع خود، پیگیری مشتاقانه برخی مزایای دنیوی، بیوجدان بودن در پولسازی یا تیزبین بودن در پسانداز پول است. همه اینها بسیار بدتر میشود، به طرز وحشتناکی بدتر، اگر به هر نحوی ریاکاری به کمک خودخواهی ما بیاید. آیا فکر کردن به اینکه چگونه نام مسیح توسط مردان دنیا به دلیل کسانی که باید «نامه» او باشند و خودخواهانه به دنبال خیر خود هستند، تحقیر میشود، ترسناک نیست؟
اگرچه ممکن است خودش به اندازه کافی خودخواه باشد، اما مرد دنیوی به خوبی میداند که مسیحیان نباید خودخواه باشند. پولس اینگونه نبود – «به دنبال سود خود نیستم» (اول قرنتیان ۱۰:۳۳). این خط رفتار به طور قدرتمندی در اشعیا ۵۶:۱۱ توصیف شده است: «همه به راه خود نگاه میکنند، هر کس به دنبال سود خود.» مطمئناً این نشانهای از زمانهای آخر است که یک مسیحی مدعی شنیده میشود که دیگری را تشویق میکند تا با پایین کشیدن دیگران، خود را در دنیا بالا ببرد. ممکن است بسیاری به اندازه کافی جسور نباشند که چنین توصیه وحشتناک غیرمسیحی بدهند، اما آیا صدها نفر عملاً از آن پیروی نمیکنند؟
شکل دیگر، تلاش برای قرار گرفتن در رتبه بالاتر یا موقعیت بهتر از دیگران است. چنین خودخواهی در متی ۲۰:۲۰-۲۱ نمایش داده شد و به آرامی توسط مسیح سرزنش شد. این اغلب، متأسفانه، در مسائل روحانی و همچنین دنیوی دیده میشود، و بسیاری بخشی از احزاب یا جناحهای تلخی بودهاند که از این شکل خودخواهی توسعه یافتهاند. بیایید خودمان را در مورد این قضاوت کنیم، نه به دنبال صندلیهای اصلی در کنیسهها و نه به دنبال سلام و احوالپرسی در بازارها باشیم (متی ۲۳:۶-۷).
بیتوجهی به دیگران
غفلت از فقرا (اول یوحنا ۳:۱۷) شکلی آشکار از خودخواهی است که به شدت توسط کلام محکوم شده است. اغلب این صرفاً از عادت به در نظر گرفتن خودمان به جای دیگران ناشی میشود. در برخی موارد، خودخواهی ممکن است به فقرا کمک کند تا از آزار و اذیت خلاص شود، اما هرگز نمیتواند با همدردی واقعی کمک کند. آن گیاه نادر و لطیف رشد مسیحی نمیتواند در همان فضای خودخواهی رشد کند: «بالاخره، همه یکدل باشید، همدردی کنید، پر از محبت برادرانه، مهربان، فروتن باشید» (اول پطرس ۳:۸ JND).
در بسیاری از موارد ما قصد خودخواهی نداریم. اما با بیدقتی در پیروی از مسیح و داشتن خودمان به جای او به عنوان هدفمان، این رذیلت در کارهای کوچک تقریباً در همه کارهای ما خود را نشان میدهد. ما امیدواریم که برای بسیاری از خوانندگان ما یک کلمه کافی باشد تا این گناه را نشان دهد، که شاید ناخودآگاه، زندگی مسیحی آنها را تضعیف کرده و از قدرت کلمات آنها برای دیگران کاسته است. اگر به یکی از ویژگیهای «محبت» در اول قرنتیان ۱۳:۵ نگاه کنیم، «به دنبال منافع خود نیست» (KJV)، و سپس برگردیم و با آرامش به زندگی خود در پرتو کلام نگاه کنیم، میتوانیم اعمال کوچک خودخواهانه را که «انگورهای لطیف» زندگی روحانی ما را اینقدر خراب کردهاند، تشخیص دهیم (به غزل غزلها ۲:۱۵ مراجعه کنید).
درمان
پس درمان خودخواهی چیست؟ ممکن است کسی پاسخ دهد: «به دیگران فکر کردن، همانطور که در مثل سامری نیکوکار.» این یک عادت خوب و مسیحی است – یافتن همسایه در هر کسی که میتوانم به او خدمت کنم و او را مانند خودم دوست داشته باشم. مهم است که عادت به فکر کردن به راحتی، آسایش و خواستههای دیگران در همه موارد و تلاش برای خشنود ساختن همسایه خود در همه زمانها برای خیر او، از جمله از نظر روحانی، را کسب کنیم. اما راهی عالیتر وجود دارد، و آن این است که مسیح به جای خودم، مرکز افکار من شود، به طوری که تمام اعمال من به طور طبیعی به او اشاره داشته باشند. به این ترتیب من نه تنها واقعاً بیخودخواه میشوم، بلکه شبیه مسیح میشوم.
ای همایمان عزیز، این نوع مسیحیت است که در میان مردم درک میشود و جلال واقعی را برای خدا به ارمغان میآورد. وقتی مردی داوطلبانه بهترین مکانی را که حق مسلم اوست رها میکند، وقتی از مزیت خود صرف نظر میکند و به ضرر خود از راه خود خارج میشود تا به دیگران مهربانی نشان دهد، وقتی نه تنها از فراوانی خود میبخشد بلکه برای خاطر قوم مسیح که نیازهایشان را تأمین میکند فقیر میشود، و وقتی نه تنها خرج میکند بلکه برای دیگران خرج میشود،آنگاه او نامهای از مسیح میشود که توسط همه مردم شناخته و خوانده میشود. هیچکس نمیتواند بدون توجه به چنین مردی که در او نشان خودخواهی با نشان تازه مسیح محو شده است، بگذرد (غلاطیان ۶:۱۷).
آه، باشد که محبت او ما را مجبور کند تا برای جلال او زندگی کنیم!
توسط آلفرد تی. اسکوفیلد، (اقتباس شده)
ماه آینده به دنبال دستورالعملهای عملی بیشتر باشید.
یک چیز به خصوص ذهن مرا تحت تأثیر قرار داد هنگامی که خداوند برای اولین بار چشمان مرا باز میکرد: من هرگز ندیدم که مسیح حتی یک کار برای خودش انجام دهد. این یک اصل عظیم است. در تمام زندگی مسیح حتی یک عمل برای خدمت یا خشنود ساختن خود انجام نشد. جریانی بیوقفه از محبت مبارک، کامل و بیخطا از او جاری بود، با وجود تضاد گناهکاران. این یک شهادت شگفتانگیز و بیتزلزل از محبت و همدردی و کمک بود. همیشه دیگران بودند، و نه خودش، که تسلی مییافتند. هیچ چیز نمیتوانست آن را خسته کند، هیچ چیز نمیتوانست آن را منحرف کند. مسیحی باید «مسیح را بپوشد». او تمام روز به انجام کارهای نیکو مشغول بود؛ حتی یک لحظه هم نبود که او به عنوان خادم در فیض برای نیاز دیگران آماده نباشد. بیایید فرض نکنیم که این برای او هزینهای نداشت. او جایی برای سر گذاشتن نداشت. او گرسنه و خسته بود؛ و وقتی نشست، کجا بود؟ زیر آفتاب سوزان کنار چاه بود در حالی که شاگردانش برای خرید نان به شهر رفته بودند (یوحنا ۴). و سپس چه؟ او برای گناهکار فقیر و پست که آمد، همانقدر آماده بود که انگار گرسنه، بیحال و خسته نبود. او هرگز راحت نبود. او در تمام آزمایشها و مشکلاتی بود که انسان خود را تحت عواقب گناه مییابد. به نحوه راه رفتن او نگاه کنید: او برای دیگران نان درست کرد، اما حتی یک سنگ را هم لمس نکرد تا آن را برای خودش به نان تبدیل کند!—جان ان. داربی، دوست مسیحی (اقتباس شده)