خانواده– اپریل ۲۰۱۷ –مجله فیض و حقیقت
حل اختلافات خانواده/ قسمت نهم
با در نظر گرفتن نکات مختلف مربوط به اختلافات خانوادگی، اکنون بیایید برخی از تکنیکهای ساده و قدرتمند را برای کمک به حل آنها در نظر بگیریم. با استفاده از کلمه «رابطه» (RELATIONSHIP) به صورت یک آکروستیک، هر حرف به ابزاری برای حل اختلافات تبدیل میشود.
ر شخص را احترام بگذارید، اختلاف را بشناسید و از خدا کمک بگیرید.
ا وضعیت را ارزیابی کنید و اصول جدیدی برای روابط زناشویی و خانوادگی برقرار کنید.
ب کینه را رها کنید، عشق را آغاز کنید و نقشها را روشن کنید.
ط با نگرش مثبت به وضعیت نزدیک شوید و برای یکدیگر در دسترس باشید.
ه با مشکلات مقابله کنید و فضایل را بپوشید.
ا مهارتهای ارتباطی را بهبود بخشید.
ت با مداخله فکری و روحانی بر انتقاد و منفیگرایی غلبه کنید.
ل مشکل را نام ببرید و روابط خانوادگی را پرورش دهید.
ا دوباره برای ساختن رابطه شروع کنید.
د به یکدیگر با فروتنی کمک کنید.
ی زودتر در اختلاف مداخله کنید تا تغییرات مثبت آغاز شود.
ه مهارتهای حل مسئله را ترویج دهید.
به شخص احترام بگذارید، اختلاف را بشناسید و از خدا کمک بگیرید
احترام گذاشتن به شخصی که با او اختلاف دارید و شروع از جایی که اختلاف وجود دارد برای شناخت و تعریف آن، حیاتی است. ابتدا، باید مایل به شکستن انکار بود، که بزرگترین مانع در حل مشکل است. دیدگاه افراد درگیر در اختلافات اغلب آنقدر تحریف شده است که نمیتوانند مخرب بودن رفتار خود را ببینند. بسیاری از خانوادهها نیتهای خوبی دارند و میخواهند عشق را نشان دهند، اما تحت فشار، خدا و روابط خانوادگی را انکار میکنند. پطرس فکر میکرد هرگز مسیح را انکار نخواهد کرد، اما وقتی با موقعیت دشواری روبرو شد، خداوند را با لعن و قسم انکار کرد. با این حال، با کمک خداوند، او انکار را شناخت و شکست و به سوی او بازگشت (متی ۲۶: ۶۹-۷۵؛ مرقس ۱۴: ۶۶-۷۲؛ لوقا ۲۲: ۵۴-۶۲).
شناخت اختلافات و شکستن انکار مهم است، اما اغلب فرد احساس ناتوانی و ناکافی بودن برای مقابله با مسائل را دارد. خوشبختانه، یک شخص میتواند منابع اضافی را از مسیح، که مشاور شایسته برای هر بحران است، دریافت کند. «نام او عجیب، مشاور، خدای قدیر، پدر سرمدی، سرور صلح خوانده خواهد شد» (اشعیا ۹: ۶ NKJV)، و در او «همه گنجینههای حکمت و معرفت پنهان است» (کولسیان ۲: ۳). هنگامی که اختلافات در باغ عدن از طریق عدم اعتماد حوا به خدا آغاز شد، که منجر به تسلیم شدن او در برابر دروغهای مار شد، او و شوهرش آدم در انکار بودند: آنها خود را از خدا پنهان کردند. اما وقتی خدا آنها را صدا زد، آنها انکار را شکستند و به سوی او بازگشتند، که با محبت «پوششهای پوستی [از یک حیوان قربانی شده، که مرگ فداکارانه مسیح را نشان میدهد] را فراهم کرد و آنها را پوشاند» تا رابطه شکسته شده بتواند بازسازی شود (پیدایش ۳: ۸-۲۱).
همانطور که فرد اختلافات را میشناسد، باید از عواقب آن در صورت حل نشدن آگاه باشد. از این رو، لازم است که شخصاً اختلاف موجود در سیستم خانواده را به کسانی که درگیر هستند، اعتراف کند یا با محبت به آنها اشاره کند تا تغییرات لازم انجام شود. در نقطه آگاهی و اعتراف به اختلاف، نیازی نیست که فرد احساس غرق شدن و ناامیدی کند.
ترجیحاً، یک مسئله یا عامل علّی باید در یک زمان مورد بررسی قرار گیرد. فرد درگیر باید تصمیم بگیرد که در صورت نیاز به دنبال کمک اضافی باشد و با ایمان، رابطه نزدیکتری با خدا برقرار کند. با احترام گذاشتن به شخص یا اشخاص دیگر، شناخت مشکل و تصمیمگیری برای انجام اقدامات لازم، اولین گامها در حل اختلاف برداشته شده است. همیشه به یاد داشته باشید که خدا بزرگتر از شما و موقعیتهای شماست. او شما را دوست دارد و به شما اهمیت میدهد، حتی زمانی که به نظر میرسد هیچ کس به شما اهمیت نمیدهد، و در هر مکان، در هر زمان، برای هر بحرانی در دسترس شماست.
وضعیت را ارزیابی کنید و اصول جدیدی برای روابط زناشویی و خانوادگی برقرار کنید
گام بعدی ارزیابی وضعیت، جمعآوری اطلاعات و ارزیابی بهترین رویکرد برای حل اختلاف است. باید از قضاوتها و نتیجهگیریها بر اساس فرضیات خودداری کرد. بررسی چگونگی برخورد خانواده با اختلافات در گذشته، چه به صورت آشکار و چه با پنهانکاری و تظاهر به اینکه همه چیز خوب است تا زمانی که یک «انفجار» رخ دهد، حیاتی است. خانوادهها معمولاً استانداردهای خود را تعیین میکنند، اما این استانداردها اغلب ناقص و ناکافی هستند.
گاهی اوقات خانوادهها بهترین کتاب مرجع برای حل اختلاف را میپرسند که حاوی دستورالعملهایی برای روابط سالم و شاد نیز هست. بهترین توصیه استفاده از کتاب راهنمای اصلی، یعنی کتاب مقدس است. این کتاب شامل تمام دستورالعملها و اصول لازم برای حل اختلاف و حفظ یک خانه شاد است که بر پایه محکم خداوند عیسی مسیح بنا شده است. آیات زیادی در مورد خانواده وجود دارد، اما در این مرحله بیایید فقط مزمور ۱۲۷ را در نظر بگیریم. در این مزمور چهار اصل اساسی وجود دارد که باید در هر قلب و خانهای برقرار شود.
۱. خانه توسط خدا ساخته شده است. خداوند یک نقشه الهی دارد و او معمار اصلی است. «اگر خداوند خانه را بنا نکند، بناکنندگان آن بیهوده زحمت میکشند» (آیه ۱). این نشان میدهد که یهوه منبع هر برکتی است و بدون او تمام تلاشهای انسان بیهوده است. خانه توسط خداوند ساخته میشود، نه با حکمت یا نبوغ انسانی. از این رو، خانواده باید دائماً از خدا برای ساختن روابط خانوادگی با تقویتهای کلامی مثبت و عشق کمک بخواهد.
۲. خانه توسط خدا حفظ یا نگهداری میشود. خداوندی که خانه را میسازد، همان کسی است که خانه را حفظ میکند. «اگر خداوند شهر را نگهبانی نکند، نگهبان بیهوده بیدار میماند» (آیه ۱). یک شهر از خانهها تشکیل شده است و خانه نیاز به محافظت در برابر شرارتها، خطرات و خشونتهای مختلف دارد. بنابراین، خانواده باید از خدا برای حفظ آن کمک بخواهد.
۳. خانه باید مکانی برای رضایت و آرامش باشد. بسیاری از خانوادهها به دلیل نارضایتی متمرکز بر مادیگرایی، از دست دادن روابط رنج میبرند. دستاوردهای مادی، اعتبار، قدرت و محبوبیت ناشی از ورود مادران به نیروی کار همراه با همسرانشان، ارزش از دست دادن خانواده را که از سوختن شمع از هر دو سر ناشی میشود، ندارد. «بیهوده است که صبح زود برخیزید، تا دیر وقت بیدار بمانید، نان غمها را بخورید؛ زیرا او به محبوب خود خواب میدهد» (آیه ۲). بسیاری از مادران شاغل از احساس گناه و سرزنش خود به دلیل کار کردن رنج میبرند، اما البته، شرایطی وجود دارد که مادران مجبورند برای تأمین نیازهای خانوادههایشان کار کنند.
پس از تولد دخترمان، همسرم چهار ماه مرخصی زایمان از کارش گرفت. پس از بازگشت به کار، دخترمان توسط یک پرستار بچه که دوست و مسیحی متعهد بود، مراقبت میشد. با این حال، با نگاه به گذشته متوجه میشویم که هیچ جایگزینی برای مادری که از فرزندش مراقبت میکند وجود ندارد. وقتی نقل مکان کردیم، دخترمان که آن زمان ۱۱ ساله بود، برای سازگاری با محیط جدیدش به حمایت نیاز داشت. ما توافق کردیم که همسرم در خانه برای دخترمان در دسترس باشد. بنابراین میدانم که کار کردن هر دو والدین و مراقبت از فرزند چگونه است. همچنین تفاوت را زمانی که مادر در خانه است میدانم. مزایای آنقدر زیاد است که اکنون مادران را تشویق میکنم که در صورت امکان با فرزند یا فرزندان خود در خانه باشند.
مادیگرایی در جامعه امروز ما مورد تأکید قرار گرفته است. داشتن پول هیچ اشکالی ندارد و کمبود آن میتواند یک ناراحتی قابل توجه باشد. اما «عشق به پول» (۱ تیموتائوس ۳: ۳، ۶: ۱۰) و وسواس داشتن پول بیشتر یک مشکل جدی است. رضایت واقعی در شناخت خدا یافت میشود، همانطور که با این واقعیت دیده میشود که «او به محبوب خود خواب میدهد» (مزمور ۱۲۷: ۲). بسیاری از خانوادهها آنقدر نگران چیزهایی هستند که ندارند، که حتی از چیزهایی که دارند لذت نمیبرند. به ما یادآوری میشود: «خداترسی با قناعت، سود بزرگی است» (۱ تیموتائوس ۶: ۶).
۴. خانه جایی است که آموزش برای کودکان آغاز میشود. فرزندان برکت هستند، نه بار. «ببینید، فرزندان میراثی از خداوند هستند، ثمره رحم پاداش اوست» (مزمور ۱۲۷: ۳). بسیاری از مادران متقاعد شدهاند که فرزندان موانعی برای موفقیت و جهتگیری شغلی هستند، اما خدا میگوید آنها برکت هستند. او مردی را که تیردانش پر از آنهاست، «خوشبخت» میخواند (آیه ۵).
فرزندان ممکن است مشکلاتی ایجاد کنند، درآمد را کاهش دهند، فداکاریهایی را طلب کنند و حتی باعث برخی دلخوریها شوند، اما همه اینها ارزشش را دارد. مادران باید سعی کنند فرزندان خود را بزرگ کنند به جای اینکه آنها را به دیگران بسپارند تا از آنها مراقبت کنند. فرزندان به ساختار و آموزش والدین نیاز دارند. «مانند تیرها در دست یک جنگجو، چنین هستند فرزندان جوانی» (آیه ۴). تیر یک سلاح نوکتیز است که میتواند به سمت هدف نشانه گرفته شود در حالی که هنوز در دست شخص است. پس میبینیم که آموزش فرزندان توسط والدینشان حیاتی است تا بتوانند با اهداف واقعبینانه و در مسیر درست در زندگی پیش بروند.
بنابراین، ارزیابی دقیق علل اختلافات و بررسی الگوهای نادرست برخورد با آنها بسیار مهم است. همچنین، باید ارزیابی از ساخت(چگونگی تناسب افراد با یکدیگر)،حفظ و رضایت خانه، و همچنین احترام، مسئولیت و رابطه فرزندان با والدین انجام شود. والدین با عملکرد صحیح میتوانند تأثیر الگوسازی مثبتی داشته باشند که فرزندان نخواهند پدر و مادری را که با دقت و محبت آنها را بزرگ کردهاند، ناامید کنند.
کینه را رها کنید، عشق را آغاز کنید و نقشها را روشن کنید
هنگامی که سالها اختلافات حل نشده وجود داشته باشد، بار خشم و کینه میتواند به طور جدی پیشرفت به سوی یک رابطه شاد را مختل کند. رها کردن این بار مهم است، زیرا در این صورت میتوان در مسیر زناشویی پیش رفت.
رد شدن توسط کسی که دوستش دارید بسیار دردناک است. عشق واقعی، پایدار و اصیل، فریاد قلب هر فرد است. عشق اهرمی است که بار سنگین گناه را بلند میکند و کلید گشودن اختلافات حل نشده و احساسات سرکوب شده خشم، کینه و جراحات است. اگر فلسفه دنیوی را در مورد روابط دنبال میکنید، هنوز برای شما امید هست. با خود، همسرتان و خدا صادق باشید. هر اعتیادی را که ممکن است داشته باشید، به خدا اعتراف کنید و تسلیم او شوید. سپس عشق و بخشش او را تجربه خواهید کرد (۱ یوحنا ۱: ۹).
هنگامی که در دوران ابتدایی کلمه «عشق» (LOVE) را مینوشتم، باید حرف بزرگ «L» را با شروع از بالا و رفتن به پایین با یک خط مستقیم، سپس ادامه دادن به سمت پایین با یک خط مستقیم دیگر مینوشتم. وقتی این را به یاد آوردم، متوجه شدم که درس عمیقتری برای آموختن وجود دارد: برای اینکه خانوادهها عشق را تجربه کنند، همه ما باید از بالا با خدا شروع کنیم و اجازه دهیم عشق الهی او در ما و از طریق ما به دیگران جاری شود. این میتواند زندگی پیروزمندانهای را به ارمغان بیاورد. وقتی عشق او از طریق ما جاری میشود، زندگی با معنا و هدف داریم. روابط به شدت شکست میخورند مگر اینکه عشق الهی تجربه و نشان داده شود، زیرا این عشق فراتر از عیوب مینگرد و نیازها را تشخیص میدهد. «عشق کثرت گناهان را میپوشاند» (۱ پطرس ۴: ۸).
«ای شوهران، زنان خود را دوست بدارید»دستوری است که روحالقدس از طریق پولس در افسسیان ۵: ۲۵ داده است. بسیاری از شوهران زنان خود را دوست دارند اما در نشان دادن آن مشکل دارند. بنابراین میپرسند چگونه زنان خود را دوست بدارند. در همین حال، بسیاری از زنان میپرسند چگونه باید مطیع شوهران خود باشند. وقتی این سؤالات بیپاسخ میمانند، سردرگمی نقش در خانواده وجود دارد. برای ارائه پاسخ، به کتاب راهنمای اصلی،یعنی کتاب مقدس، اشاره میکنم، جایی که عشق در عمل دیده میشود و روشنسازی نقش به وضوح تعریف شده است. شوهران چگونه باید زنان خود را دوست بدارند؟ هفت پیشنهاد را در نظر بگیرید:
۱. شوهران باید زنان خود را به خاطر آنچه هستند دوست بدارند. این بدان معناست که پذیرش بر اساس عملکرد نیست. آنها زیبایی درونی زنان خود را میبینند. مسیح کلیسا را همانطور که هست دوست دارد و به دلیل ضعفهای فراوانش آن را رها نمیکند. «ای شوهران، زنان خود را دوست بدارید، همانطور که مسیح نیز کلیسا را دوست داشت و خود را برای آن فدا کرد» (آیه ۲۵). عیسی مسیح عشق خود را به طور کامل ابراز کرد.
۲. شوهران باید زنان خود را با افکار دلپذیر دوست بدارند و آن افکار را به آنها منتقل کنند. برای شوهران سالم است که افکار دلپذیری از خدا، زنان خود و خودشان داشته باشند. ذهن قدرتمند است و افکار ما بر اعمال و واکنشهای ما نسبت به یکدیگر تأثیر میگذارد. پولس رسول نتیجه گرفت: «هر آنچه راست است، هر آنچه شریف است، هر آنچه عادلانه است، هر آنچه پاک است، هر آنچه دوستداشتنی است، هر آنچه خوشنام است، اگر فضیلتی هست و اگر چیزی ستودنی هست؛ در اینها تأمل کنید» (فیلیپیان ۴: ۸). از این رو، تعریف و تمجیدهای صادقانه روزانه از زنانمان، رابطه را بهبود خواهد بخشید.
۳. شوهران باید زنان خود را با در آغوش گرفتن روزانه دوست بدارند. این یک نشانه خوب از عشق، یک نمایش آشکار است، که شوهران روز را با گرفتن دست همسران خود و دعا کردن با هم آغاز کنند. یک بوسه خداحافظی در صبح و یک بوسه و آغوش هنگام بازگشت به خانه، صمیمیت و احساس تعلق، نیاز و دوست داشته شدن را توسعه خواهد داد. بنابراین وقتی شوهران به عشق فکر میکنند، عشق را به زبان میآورند و همسران خود را با عشق در آغوش میگیرند.
۴. شوهران باید مایل به فداکاری برای زنان خود باشند.«مسیح نیز ما را دوست داشت و خود را برای ما، قربانی و هدیهای به خدا داد» (افسسیان ۵: ۲). او برای کلیسا مرد، و شوهران باید برای غرور و جاهطلبی خود بمیرند. برخی از شوهران عشق خود را به زنانشان به زبان نمیآورند، برخی دیگر به زبان میآورند اما عشق را نشان نمیدهند، و بسیاری زنان خود را بدیهی میدانند. در کتاب مقدس، عشق با عمل دنبال میشود. به عنوان مثال:
- «خدا آنقدر محبت کرد ... که او داد پسر یگانه خود را» (یوحنا ۳: ۱۶)،
- «مسیح نیز کلیسا را دوست داشت و داد خود را برای آن» (افسسیان ۵: ۲۵)، و
- «من با ایمان به پسر خدا زندگی میکنم، که مرا دوست داشت و داد خود را برای من» (غلاطیان ۲: ۲۰).
۵. شوهران باید زنان خود را به شیوهای صادقانه دوست بدارند.«شوهران باید زنان خود را مانند بدن خود دوست بدارند» (افسسیان ۵: ۲۸). آنها باید زنان خود را تغذیه و گرامی بدارند. شوهرانی که به بدن خود توجه زیادی میکنند، باید همان توجه را به زنان خود نیز نشان دهند. مردان به بدن خود ارزش میدهند و از آن مراقبت میکنند و به همین ترتیب باید به زنان خود نیز ارزش دهند و از آنها مراقبت کنند. مردان متأهل باید زنان خود را به گونهای دوست بدارند که گویی بخشی از خودشان هستند – نه به عنوان یک دارایی. وقتی بدن مردی خسته است، آن را استراحت میدهد؛ وقتی گرسنه است، به آن غذا میدهد؛ وقتی تشنه است، آن را با نوشیدنی سیراب میکند. او باید همسرش را به همین شیوه دوست بدارد و از او مراقبت کند و همیشه حضور او را ارزشمند بداند. راجر پی. دانیل در کتاب خود بر اساس کتاب مقدس،مرد+زن: طرح خدا، نتیجه گرفت که «در واقع با دوست داشتن همسرش، شوهر خود را ترویج میدهد زیرا او و همسرش یک جسم هستند – یک واحد خانواده، به هم چسبیده... اگر او به همسرش آسیب برساند، به خودش آسیب میرساند. یک شوهر عاشق احتمالاً عشق را در مقابل دریافت خواهد کرد.»
۶. شوهران باید زنان خود را بالاتر از همه زنان دیگر یا روابط خانوادگی دوست بدارند.«به همین دلیل مرد پدر و مادر خود را ترک کرده، به زن خود خواهد پیوست و آن دو یک تن خواهند شد» (آیه ۳۱). زنان ما باید قبل از کار، دوستان و حتی لذتها یا سرگرمیهای شخصی ما قرار گیرند. بسیاری از ازدواجهای بدون مسیح به عنوان ۱+۱=۲ در نظر گرفته میشوند، به این معنی که هر فرد علایق فردی خود را دارد و عمدتاً نگران راه خود است. اما برای رابطه زناشویی مسیحمحور، معادله ۱×۱=۱ است، به این معنی که زن و شوهر به یک اندازه مهم هستند، تفاوتهای خود را میشناسند، اما در وحدت هستند – بله، «یک تن».
۷. شوهران باید زنان خود را با ثبات دوست بدارند. ما به عنوان شوهران باید در طول تمام رابطه زناشویی به زنان خود وفادار و متعهد باشیم. ما باید با ارائه حمایت معنوی، اقتصادی، اجتماعی و عاطفی به آنها، تأمینکنندگان خوبی باشیم. «اگر کسی برای خویشان خود، و به خصوص برای اهل خانه خود، تأمین نکند، ایمان را انکار کرده و بدتر از یک بیباور است» (۱ تیموتائوس ۵: ۸).
ممکن است در ازدواجها گاهی اوقات اختلاف نظر و حتی درگیری وجود داشته باشد، اما عشق به همسرانمان هرگز نباید کاهش یابد. ما باید احساس امنیت، اطمینان و عشق او را تقویت کنیم. هرگز نباید همسرانمان را بدیهی بگیریم یا با آنها طوری رفتار کنیم که گویی کارمندان، دارایی یا پرستاران بچه ما هستند. در عوض، باید با گذراندن وقت با کیفیت با هم، دعا کردن با هم و برای یکدیگر، دادن سورپرایزهای دلپذیر، رفتن به سفر، پیادهرویهای عصرانه، دادن تقویتهای کلامی مثبت و موارد دیگر، ازدواج را تازه و پر جنب و جوش نگه داریم. سلیمان حکیم نتیجه گرفت: «آبهای بسیار نمیتوانند عشق را خاموش کنند، و سیلها نمیتوانند آن را غرق کنند» (غزل غزلها ۸: ۷).
«ای زنان، مطیع شوهران خود باشید، چنانکه مطیع خداوند هستید»(افسسیان ۵: ۲۲) توصیهای از خدا به زن است. زنان مسئولیتی دارند، اما این اطاعت به معنای فرودستی نسبت به شوهر نیست. در این زمینه، به سادگی به معنای کسی است که به یک اندازه مهم است و خود را تحت دیگری قرار میدهد تا خداوند عیسی مسیح را خشنود سازد. خداوند عیسی مطیع پدر خود بود، اگرچه او نسبت به پدر فرودست نیست، بلکه برابر است. «مسیح عیسی، که در صورت خدا بود، برابری با خدا را غارت ندانست» (فیلیپیان ۲: ۵-۶). عیسی مسیح اعلام کرد: «کسی که مرا دیده، پدر را دیده است» (یوحنا ۱۴: ۹)، و «من و پدر یکی هستیم» (۱۰: ۳۰). از این رو، اطاعت زن از شوهرش به معنای فرودستی نیست. بلکه، عشق و احترام به او را نشان میدهد، حتی همانند خداوند.
دلیل اطاعت این است که خدا برای خانواده زمینی نظمی دارد. «شوهر سر زن است، همانطور که مسیح نیز سر کلیسا است» (افسسیان ۵: ۲۳). نقش الهی داده شده به شوهر این است که سر زن باشد. اما این بدان معنا نیست که سر برتر است و او فقط باید دستور دهد یا از همسرش اطاعت بخواهد. زن باید اطاعت کند زیرا او معتقد است که این نظم خدا و نقش الهی داده شده به اوست. اطاعت واقعی آزادی را مهار نمیکند، بلکه آن را ترویج میدهد. وقتی زندگی خود را تسلیم مسیح میکنیم، او به ما آزادی میدهد، نه اسارت. بنابراین شوهران باید رهبری عاشقانه را فراهم کنند همانطور که مسیح عشق خود را به کلیسا نشان داد.*
یکی از تکنیکهای حل اختلاف، کار کردن بر روی احساسات منفی و رها کردن تجربیات دردناک گذشته است. این کار را میتوان با استفاده از عشق بیقید و شرط انجام داد. برای جلوگیری از اصطکاک مداوم، شوهر باید بداند چگونه واقعاً همسرش را دوست بدارد، و زن باید بداند که اطاعت خدایی از شوهر به چه معناست. به یاد داشته باشید، بدنی بدون سر مرده است، بدنی با دو سر گیجکننده است، اما بدنی با یک سر که نقش رهبری در آن به درستی اجرا میشود، اختلاف را حل میکند و یک رابطه زناشویی بالغ را حفظ میکند.
در مقاله ماه آینده به نکات «رابطه» خود ادامه خواهیم داد.
پاورقی
* آدریان راجرز،خانه بر صخره،کاست صوتی (ممفیس، تنسی؛ عشق ارزش یافتن).
توسط امانوئل وی. جان، اقتباس شده از «حل اختلافات خانوادگی – چگونه از فروپاشیها و جداییها جلوگیری کنیم»، منتشر شده توسط انتشارات اوورکامر،اووسو، میشیگان؛ ۱۹۹۳.