سلسله– مارچ ۲۰۱۶ –مجله فیض و حقیقت
برخی دستورالعملهای عملی در مورد
حسادت
اکنون بیایید به طور خلاصه مثالهایی را که برای آموزش ایماندار (اول قرنتیان ۱۰: ۱۱) در مورد گناه خطرناک حسادت ثبت شدهاند، بررسی کنیم. من میگویم «خطرناک» زیرا خواهیم دید که این در ذات خود چنین است.
اولین مثال
ما ابتدا حسادت را در قائن (پیدایش ۴) مییابیم. او، با دیدن اینکه قربانی برادرش (که با خون بود) پذیرفته شد در حالی که قربانی او رد شد، به برادرش حسادت کرد. این منجر به خشم، سپس نفرت و در نهایت به قتل شد. در اول یوحنا ۳: ۱۲ این مورد به عنوان یک هشدار صریح به ما مسیحیان داده شده است.
تصویر بعدی که میگیریم در پیدایش ۲۶: ۱۴ است. فلسطینیان به کامیابی زمینی اسحاق حسادت کردند، همانطور که قائن به کامیابی روحانی هابیل حسادت کرد (به جامعه ۴: ۴ مراجعه کنید). حسادت آنها با بدخواهی، یا تمایل به آسیب رساندن به دیگران نشان داده شد (پیدایش ۲۶: ۱۵).
به پسران لابان (۳۱: ۱) میرسیم که به یعقوب حسادت کردند. لابان نیز از یعقوب پر از خشم شد، اگرچه خدا به او اجازه نداد که آن را نشان دهد (آیات ۲، ۲۴). شایان ذکر است که اگرچه اسحاق و یعقوب هر دو به خاطر ثروتشان مورد حسادت قرار گرفتند، اما ما نمییابیم که ابراهیم (اگرچه به همان اندازه ثروتمند بود) هرگز مورد حسادت قرار گرفته باشد – واقعیتی که برای شخصیت او بسیار گویاست.
مثال بعدی، برادران یوسف در پیدایش ۳۷: ۱۱ است. آنها لباس او را از تنش کندند و او را به چاهی انداختند تا بمیرد. سپس، به جای آن، برادرانش او را به بردگی به قیمت بیست سکه نقره فروختند – سه عملی که ما فقط میتوانیم آنها را به عنوان بیرحمی شدید، که صرفاً از حسادت ناشی میشود، توصیف کنیم.
حسادت در فرزند خدا
یوشع یکی از آخرین کسانی است که انتظار داشتیم این شر را در او بیابیم، اما متأسفانه، بذر آن در همه قلبهای ماست. ما در واقع یوشع را در اعداد ۱۱: ۲۸-۲۹ مییابیم که سعی میکند کار خدا را مانع شود، که توسط این روح ترسناک و خطرناک هدایت میشود. با این حال، فقط درست است که اضافه کنیم ممکن است حسادت به خاطر خودش نبوده باشد، بلکه به خاطر موسی، که خادم او بود، بوده باشد.
فقط کافی است به فصل بعدی برویم تا نمونهای بیشک از حسادت را در کسی جز هارون، کاهن اعظم، و در خواهرش مریم بیابیم. آنها نزدیکی فزاینده موسی به خدا و شیوه متفاوتی را که خداوند با او صحبت میکرد در مقایسه با آنها، دوست نداشتند. حسادت آنها را به تحقیر خادم خدا سوق داد. با این حال، خداوند موسی را تنها نگذاشت تا نبردهای خود را بجنگد، زیرا مریم به جذام مبتلا شد، سفید مانند برف.
گناه قورح، که بلافاصله در اعداد ۱۶ میآید، نیز کاملاً ناشی از حسادت بود (مزمور ۱۰۶: ۱۶) و منجر به عواقب وحشتناکتری شد. حسادت در این مورد قورح، داتان و ابیرام را به دروغگویی ترسناک و توهین به موسی و هارون سوق داد (اعداد ۱۶: ۱۳-۱۴)، و مرگی وحشتناک را بر آنها آورد (آیه ۳۲). خدا در مجازات گناه آنها سریع بود.
حسادت منجر به قتل میشود
اکنون به شائول در اول سموئیل ۱۸: ۸ میپردازیم، که میگوید: «و شائول بسیار خشمگین شد، و این سخن او را ناخوشایند آمد؛ و گفت: آنها به داوود دهها هزار نسبت دادهاند، و به من فقط هزاران: و او چه چیز دیگری جز پادشاهی میتواند داشته باشد؟» حسادت در اینجا به نظر میرسد شائول را چنان ترسناک تسخیر کرده است که تسلط کاملی بر او پیدا میکند و او را سه بار به تلاش برای قتل داوود سوق میدهد. برای کسی که نمیداند سم حسادت چقدر سریع و کشنده عمل میکند، تقریباً باورنکردنی به نظر میرسد که به چنین دلیل بیاهمیتی شائول میتوانست به دنبال کشتن همان کسی باشد که تازه اسرائیل را نجات داده بود. با این حال، من مطمئن هستم که هیچ یک از ما که چیزی از قلب خود میدانیم، نمیتوانیم بذرهای جنایات بزرگ را در احساسات ناشی از حسادت ردیابی کنیم.
در حزقیال ۳۵: ۱۱ در مورد ادوم مییابیم که حسادت منجر به نفرت میشود. در داستان دانیال (دانیال ۶: ۳-۴) به نظر من واضح است که حسادت «رؤسای و شاهزادگان» را به مسیر بیرحمانه خود سوق داد، که نمیتوان آن را چیزی جز شرورانه و بیوجدان نامید.
اکنون به وحشتناکترین کاری که حسادت تا به حال انجام داده است میپردازیم. در مرقس ۱۵: ۱۰ عیسی، پسر خدا، به دست پیلاطس سپرده شد از طریق احساس بدبختانه و رقتانگیز حسادت که تمام آنچه را که حتی انسانی بود در قلب خادمان ادعایی خدا، کاهنان اعظم، از بین برده بود. در اینجا، حسادت آنها را به صلیب کشیدن مسیح سوق داد!
در اعمال رسولان ۱۳: ۴۵ همین گناه وحشتناک را مییابیم که یهودیان را، از طریق نفرت از موفقیت انجیل، به دروغگویی و کفرگویی سوق میدهد. و در اعمال رسولان ۱۷: ۵ گروهی مشابه که توسط همین احساسات گمراه شده بودند، مقصر شورش و خشونت بودند.
گناهانی که حسادت به آنها منجر میشود
اکنون بیایید فقط جنایات را از چند مثالی که انتخاب کردهایم، که در کلام ثبت شدهاند، به عنوان اعمالی که از طریق گناه حسادت انجام شدهاند، خلاصه کنیم. دیدهایم که از طریق حسادت مسیح به صلیب کشیده شد، هابیل به قتل رسید و یوسف و داوود تقریباً به قتل رسیدند. حسادت در زمانهای مختلف منجر به نفرت، رفتار شرورانه و بیوجدان، دروغگویی و کفرگویی، شورش و خشونت، مانع شدن از کار خدا، تحقیر خادمان خدا، دروغگویی و توهین بیشتر، بدخواهی، خشم و بیرحمی شدید شد.
مطمئناً اکنون که ما از کتاب مقدس بخشی از شکل وحشتناک این رذیلت را نشان دادهایم، خوانندگان مسیحی ما باید از فکر اینکه ریشه همه این جنایات در قلب خودشان نهفته است، به لرزه درآیند. یعقوب در گفتن اینکه حسادت ریشه هر کار شیطانی است تردید نمیکند (یعقوب ۳: ۱۶). بدتر از خشم یا غضب است – هیچ کس نمیتواند در برابر حسادت بایستد (امثال ۲۷: ۴). مانع رشد در فیض میشود (اول پطرس ۲: ۱-۲)، اثباتی بر دنیادوستی است (اول قرنتیان ۳: ۱-۳) و یکی از اعمال جسم است (غلاطیان ۵: ۱۹-۲۱). حسادت توسط کامیابی و اعمال نیک دیگران (جامعه ۴: ۴) و توسط بحثها و اختلافات (اول تیموتائوس ۶: ۴) تولید میشود.
اکنون، پیشبینی کردن، پیشدستی کردن است. هرگز به شیطان اجازه ندهیم که حسادت در قلب ما جوانه بزند و رشد کند. بلکه، همیشه اولین نشانههای روح حسود را متوقف کنیم.
درمانی برای حسادت
در کامیابی دیگران شاد باشید و خودخواه نباشید، زیرا در نهایت، حسادت فقط شکلی از خودخواهی است. به دنبال خیر دیگران باشید، نه خیر خودتان. رسول و کاهن اعظم اعتراف ما، مسیح عیسی را در نظر بگیرید، که مانند آدم حسود نبود، بلکه خود را خالی کرد و زندگیای از انکار خود را بر صلیب به پایان رساند (فیلیپیان ۲). از خود بپرسید: «آیا لحظهای به احساس حسادت در قلبم اجازه خواهم داد، احساسی که باعث صلیب کشیدن خداوند من شد؟»
هیچ کس نمیتواند بگوید که حتی یک فرزند خدا تا چه حد ممکن است هدایت شود، کسی که حتی یک بار با میل به این احساس حسادت اجازه میدهد. این احساس به سرعت رشد میکند، به طوری که از تنها شروع به حسادت به موفقیت، کامیابی و موقعیت دیگری، ممکن است به زودی شروع به نفرت از او کنیم و سپس علیه او توطئه کنیم.
همانطور که در مورد غرور است، در مورد حسادت نیز چنین است: وحشتناکترین و کشندهترین شکل آن زمانی است که خود را زیر پوشش غیرت برای خداوند پنهان میکند. همه چنین اعمالی در کرسی داوری مسیح آشکار خواهند شد!
خواننده عزیز، با توجه به هشدارهای ترسناکی که کلام خدا به ما داده است، سعی کنید از این رذیلت پاک باشید. همچنین به یاد داشته باشید که این یکی از پنج گناهی است که طبق اول پطرس ۲، مانع عشق ما به خود کلام خدا میشود. مشغولیت واقعی با جلال و منافع مسیح به جای منافع خودمان، به طور مؤثر، اگرچه ناخودآگاه، نه تنها این گناه بلکه بسیاری از گناهان دیگر را متوقف میکند. فقط خودخواه است که حسود است. خادمی که میتواند واقعاً مانند استاد خود بگوید: «من جلال خود را نمیجویم»، مطمئناً از روح حسادت رهایی یافته است.
باشد که خداوند ما را از این گناه حفظ کند که متأسفانه، در میان ایمانداران جوان و پیر به هیچ وجه غیرمعمول نیست.
توسط آلفرد تی. اسکوفیلد، (اقتباس شده)
ماه آینده به دنبال دستورالعملهای عملی بیشتر باشید.
«پس، هرگونه بدخواهی، هرگونه فریب، ریاکاری،حسادت و هرگونه بدگویی را کنار بگذارید، و مانند نوزادان تازه متولد شده، شیر خالص کلام را آرزو کنید، تا به وسیله آن رشد کنید، اگر واقعاً چشیدهاید که خداوند مهربان است. به سوی او بیایید، مانند سنگی زنده، که البته توسط انسانها رد شد، اما توسط خدا برگزیده و گرانبهاست، شما نیز، مانند سنگهای زنده، خانهای روحانی، کاهننشینی مقدس، برای تقدیم قربانیهای روحانی که مورد قبول خدا از طریق عیسی مسیح است، بنا میشوید. بنابراین در کتاب مقدس نیز آمده است: «ببینید، من در صهیون سنگی اصلی، برگزیده، گرانبها میگذارم، و هر که به او ایمان آورد هرگز شرمنده نخواهد شد.» بنابراین، برای شما که ایمان دارید، او گرانبهاست؛ اما برای کسانی که نافرمان هستند، «سنگی که بنایان رد کردند، سنگ اصلی شد،» و «سنگی برای لغزش و صخرهای برای رنجش.» آنها میلغزند، زیرا نافرمان کلام هستند، که برای آن نیز تعیین شده بودند. اما شما نسلی برگزیده، کاهننشینی سلطنتی، ملتی مقدس، قوم خاص او هستید، تا ستایشهای او را که شما را از تاریکی به نور شگفتانگیز خود فراخواند، اعلام کنید؛ کسانی که زمانی قوم نبودند اما اکنون قوم خدا هستند، کسانی که رحمت نیافته بودند اما اکنون رحمت یافتهاند.»—اول پطرس ۲: ۱-۱۰ NKJV