صبح بخیر، سرزمین وایفای در سراسر جهان. امروز به نام او که آسمان او را بنیادی قرار داده است که همه انسانها باید زندگی خود را بر آن بنا کنند، به شما سلام میکنیم. او صخره اعصار است، او عیسی مسیح است که جلال از آن اوست هم اکنون و تا ابدالاباد. آمین.
خب، آخرین بیانیهای که خدا در مورد ابدیت میدهد در مکاشفه ۲۱:۸ است، و در آنجا او هشت دسته از مردان و زنانی را توصیف میکند که برای همیشه در دریاچه آتش، جهنم ابدی، که مرگ دوم است، از دست خواهند رفت. دو دسته اولی که خدا در آنجا در آیه هشت توصیف میکند، ترسوها یا بزدلان و بیباوران هستند. این دو با هم میآیند. ترسوها، بزدلان، آنها از ایستادن برای مسیح امتناع میکنند.
وقتی به یوحنا باب ۹ نگاه میکنید، مردی را مییابیم که چشمانش باز شده بود. او نابینا به دنیا آمده بود؛ چشمانش توسط خداوند عیسی باز شد. اما والدینش، وقتی از آنها سؤال شد، اعتراف نمیکردند، اقرار نمیکردند که عیسی پسرشان را شفا داده است زیرا فریسیان گفته بودند که هر کس عیسی را به عنوان مسیح اقرار کند، از کنیسه بیرون رانده خواهد شد. بنابراین آنها بزدل بودند، آنها ترسو بودند، آنها مسیح را اقرار نمیکردند، و پسرشان اقرار کرد. هللویا!
در یوحنا باب ۱۲، حاکمان ارشد بودند. میگوید بسیاری از آنها به او ایمان آوردند، اما به خاطر فریسیان، او را اقرار نمیکردند. پس یک ایمان بدون اقرار چه فایدهای دارد؟ گفتن اینکه به او ایمان دارید اما او را در برابر مردم اقرار نمیکنید چه فایدهای دارد؟ به همین دلیل است که در مرقس ۱۶ میگوید:
هر که ایمان آورد و تعمید یابد، نجات خواهد یافت. (مرقس ۱۶)
نجاتی در ایمان بدون اقرار مسیح وجود ندارد. شما در قلب خود ایمان میآورید و با دهان خود اقرار میکنید. و بنابراین در مورد کسانی که در یوحنا باب ۱۲ بودند گفته شد که آنها ستایش مردم را بیشتر از ستایش خدا دوست داشتند. به عبارت دیگر، آنها در مورد از دست دادن ستایش مردم ترسو و بزدل بودند. آنها به ستایش خدا چندان اهمیت نمیدادند.
و امروز نیز برای ما چنین است. صلیب نور در میان تاریکی است. صلیب تاریکی را از نور جدا میکند. در غلاطیان ۵:۱۱، پولس میگوید که صلیب یک توهین است. ما کلمه «رسوایی» را از آن کلمه میگیریم. همچنین «سنگ لغزش» ترجمه شده است.
صلیب یک توهین است، یک رسوایی است، برای یهودیانی که فکر میکردند رعایت قانون میتواند آنها را به خدا برساند. صلیب چیزی بود که ننگآور بود. برای رومیان، صلیب چیزی بود که به معنای شکست، از دست دادن بود. برای یونانیان، صلیب منزجرکننده بود زیرا آنها فکر میکردند اگر بتوانند انسان کامل را در بدن و ذهن بیرونی بسازند، صلیب برای آنها ننگآور بود. اما برای کسانی از ما که نجات یافتهایم، صلیب نجات جانهای ماست، قدرت خدا برای نجات. داستان، داستان شگفتانگیز عشق خدا را بازگو میکند.
گوش کنید، آخرین باری که عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجاتدهنده خود اقرار کردید کی بود؟ که او را که بر صلیب مرد، به رئیس خود، به دوستان، دوستان بیباوری که دارید، اقرار کردید؟ وقت آن است که ما، کسانی که نور هستیم، بایستیم. ما باید او را در تاریکی اقرار کنیم. ما باید روشن کنیم که او خداوند و نجاتدهنده ماست. ما نباید بزدل باشیم. ما باید شجاع و با روحالقدس توانمند باشیم زیرا خدا روح ترس را به ما نداده است، بلکه روح محبت و قدرت و ذهن سالم را. به نام عیسی مسیح، توسط روحالقدس، به نام او، دعا میکنیم که هر یک از ما برای مسیح بایستیم. آمین.