مجموعه– جنوری ۲۰۲۵ –مجله فیض و حقیقت
شخصیتهای کتاب مقدس
منتخب شوي ټکي د عهد عتیق څخه,بخش ۲۱
د ایوب پوښتنه
چگونه انسان میتواند در برابر خدا پارسا باشد؟ —ایوب ۹:۲ انکیجیوی
مشکل انسان
ایوب مردی پرهیزگار بود «که از خدا میترسید و از بدی دوری میکرد» (۱:۱). خدا حتی درباره او گفت که هیچکس مانند او بر روی زمین نبود، «بیعیب و راستکار» (آیه ۸). اما دینداری او تضمینی برای رفاه نبود. نه، ایوب به شیوهای بسیار خاص با مشکل رنج آشنا شد. حتی پرهیزگارترین مرد روی زمین نیز از رنج در امان نماند! البته، بلافاصله باید اضافه کنیم: «تا آنجا که خدا در حکمت خود اجازه داد.» خدا با رنجهای ایوب هدف خاصی داشت: او را آزمود تا هم خود را بهتر بشناسد و هم خدا را بهتر بشناسد. ایوب آموخت که در خاک و خاکستر توبه کند و در برابر جلال و حاکمیت خدا سر فرود آورد (ایوب ۴۲).
علاوه بر این، و این موضوعی است که اکنون میخواهیم درباره آن تأمل کنیم، او هدایت شد تا تعدادی از حقایق انجیل را بیان کند که به وضوح در کلام خدا بر ما آشکار شدهاند. اول از همه، ایوب درباره نیازهای اساسی انسان صحبت کرد. اگرچه او مخلوق خداست (۱۰:۹-۱۲، ۲۷:۳)، او به خانوادهای از افتاده آدم (۳۱:۳۳). او زیر یوغ گناه زحمت میکشد (۷:۲۱، ۹:۲۸-۳۱، ۱۰:۶). خشم خدا بر او قرار دارد (۶:۴، ۹:۱۳، ۱۰:۱۷، ۱۴:۱۳، ۱۶:۹). تا زمانی که او در اینجا بر روی زمین زندگی میکند، نبرد سختی برای جنگیدن دارد (۷:۱)، زیرا او تابع قدرت شیطان، مرگ و قبر است (ایوب ۱، ۲، ۱۴، ۱۷).
آیا راه حلی برای نیاز انسان و مهمتر از همه، برای مشکل گناه او که علت عمیقتر بدبختی اوست، وجود دارد؟ ایوب با یأس میپرسید که چگونه یک انسان میتواند «در حضور خدا عادل باشد» (۹:۲). آیا یک چیز ناپاک میتواند هرگز «یک چیز پاک» تولید کند (۱۴:۴)؟ ایوب ۱۵:۱۴ میگوید: «انسان چیست که پاک باشد؟ و آنکه از زن زاده شده، که عادل باشد؟» حتی «آسمانها پاک نیستند» در نظر خدا (آیه ۱۵).
در ایوب ۲۵:۴-۶ بلدَد این مشکل را بسیار چشمگیر بیان کرد: «پس چگونه انسان میتواند در برابر خدا عادل باشد؟ یا چگونه کسی که از زن زاده شده است، پاک باشد؟ اگر حتی ماه نمیدرخشد و ستارگان در نظر او پاک نیستند، پس انسان، که کرم است، و پسر انسان، که کرمینه است، چقدر کمتر؟»
د خدای ځواب
اگرچه عهد جدید به طور کامل به این سؤالات پاسخ میدهد، مانند رساله به رومیان که به عادل شمردن بیدینان میپردازد، با این حال اشارات مهمی به بشارت حتی در کتاب ایوب نیز وجود دارد.
ایوب موقعیت ناامیدکننده خود و این واقعیت را درک کرد که خدا، داور عادل، باید او را محکوم میکرد. او همچنین از این واقعیت آگاه بود که نجات میتواند با وساطت یک شفیع بین خدا و انسانها محقق شود. این دومین موضوعی است که اکنون میخواهیم به آن بپردازیم: پاسخ خدا به وضعیت ناامیدکننده انسان، که از آن نمیتواند خود را رهایی بخشد.
ایوب وضعیت صحیح را برای نجات انسان نشان داد: "من از داور خود طلب رحمت میکردم" (۹:۱۵). دستاوردهای خودمان، اعمال نیک و تقوای ما نمیتوانند راهحلی برای نیاز ما ارائه دهند. ما باید درک کنیم که تنها داوری که ما را به حق محکوم میکند، میتواند در فیض خود راه نجاتی فراهم کند، بدون اینکه از عدالت او کاسته شود.
این دقیقاً همان کاری است که او انجام داد وقتی میانجیای را فرستاد که تمام خواستههای عادلانه او را برآورده کرد و همچنین تمام نیازهای گناهکار را نیز برآورده ساخت. ما این میانجی را میشناسیم: «زیرا یک خدا هست و یک میانجی بین خدا و آدمیان، یعنی انسانی که مسیح عیسی است، که خود را فدیه برای همه داد» (اول تیموتائوس ۲:۵-۶). ایوب، با الهام از روحالقدس، از پیش میتوانست درباره او سخن بگوید. در ایوب ۹، برای اولین بار درباره میانجیای بین خدا و آدمیان میخوانیم. پس از آنکه ایوب دریافت که او انسانی گمشده است که تنها میتواند به فیض داور خود امید داشته باشد، اشتیاق خود را برای چنین میانجیای ابراز کرد: «و نه میانجیای بین ما هست که دست خود را بر هر دوی ما بگذارد» (آیه ۳۳). به عبارت دیگر، او میگفت: «کاش کسی بود که میتوانست فاصله بین انسان فانی و خدا، داور متعال، را پر کند.»
خب، انجیل به ما درباره آمدن این واسطه میگوید، که شکاف عظیم را پر کرد و رضایت هر دو طرف را به دست آورد. او تنها کسی بود که قادر به انجام این کار بود، زیرا او هم واقعاً خداست و هم واقعاً انسان.
در کتاب ایوب ما شماری از القاب را برای این میانجی بینظیر مییابیم. او "ضامن" است که توسط خود خداوند فراهم شده است (۱۷:۳ نسخهٔ کینگ جیمز). او «فرستادهای» است که از بالا نازل شد، «مفسری» که به حقیقت شهادت میدهد (۳۳:۲۳) و «فدیهای» که به خاطر عمل کامل شده او یافت شد (آیه ۲۴).
او به مرگ رفت اما دوباره برخاست، و اکنون او «کلیدهای هادس و مرگ» را در دست دارد (مکاشفه ۱:۱۸ نسخهٔ جدید کینگ جیمز). همراه با ایوب میتوانیم فریاد برآوریم، «زیرا میدانم که رهانندهی من زنده است، و او سرانجام بر زمین خواهد ایستاد» (ایوب ۱۹:۲۵). او «رستاخیز و حیات» است، و روزی بدنهای مقدسین درگذشته «از قدرت قبر» آزاد خواهند شد (یوحنا ۱۱:۲۵؛ مزمور ۴۹:۱۵). صحیح است که به رستاخیز بدن ایمان داشته باشیم: «که در جسم خود خدا را خواهم دید» (ایوب ۱۹:۲۶).
به واسطهٔ کار میانجی، ما از همین حالا به حضور خدا آورده شدهایم (اول پطرس ۳:۱۸). مسیح ما را با خدا آشتی داده است، و ما به ملکوت او منتقل شدهایم (دوم قرنتیان ۵:۱۸؛ کولسیان ۱:۱۳). ما به نور او آورده شدهایم و به عنوان فرزندان خودش در برابر خدا قرار گرفتهایم (اول پطرس ۲:۹؛ اول یوحنا ۳:۱). شاید خیلی زود ما آن جایگاه را در بدنهایی که با قدرت دگرگونکنندهٔ مسیح جلال خواهند یافت، خواهیم گرفت (فیلیپیان ۳:۲۰-۲۱).
در جسم خود آنگاه خدا را خواهیم دید، «رو در رو»، همانطور که پولس رسول در اول قرنتیان ۱۳:۱۲ به ما میگوید. این اوج برکات ماست که همه برای ما به واسطه خون گرانبهای شفیع، خداوند ما عیسی مسیح، تضمین شده است. این چیزها هنوز آزادانه به همه کسانی که به او پناه میبرند، عرضه میشود.
د هوګو بوټر لخوا (ترمیم شوی)
منتظر قسمت ۲۲ از این سلسله در ماه آینده باشید.
حقیقت درباره رستاخیز ایمانداران ارتباط نزدیکی با رستاخیز خداوند دارد. همانطور که مسیح با بدن خود از قبر برخاست و با همان بدن به آسمان برده شد (لوقا 24:36-40، 50-51؛ یوحنا 20:19‑20)، همینطور برای کسانی که به او به عنوان نجاتدهنده اعتماد میکنند، خواهد شد. وقتی او بیاید، کسانی که در مسیح مردهاند، ابتدا برخواهند خاست، سپس همه ایمانداران زنده با آنها ربوده خواهند شد تا او را در هوا ملاقات کنند (اول تسالونیکیان 4:14-17). در آن زمان او «بدن حقیر ما را دگرگون خواهد ساخت تا به بدن پرجلال او شبیه شود» (فیلیپیان 3:20-21). انکیجیوی). بدنهای ما دگرگون خواهند شد تا شبیه بدن پرجلال او باشند. این آیات واضح و قاطع هستند.—لزلی ام. گرانت، «با هم ربوده شده»