اعتماد تزلزل‌ناپذیر عیسی به خدا در رنج و مرگ

اعتماد·۲۹ سنبلهٔ ۱۴۰۳

۳۲۵ کلمات
مرتب‌سازی: جدیدترین
اعتماد
2 حداقل زمان مطالعه

«خدای من، خدای من، چرا مرا ترک کرده‌ای؟… با این حال تو قدوسی، بر تخت ستایش‌های اسرائیل نشسته.» (مزمور ۲۲: ۱، ۳)

از کودکی، سَروَر عیسی به دلیل طرد شدن و رفتار گناه‌آلود انسان‌ها رنج کشید. وسوسه شیطان، که او به ویژه در آغاز خدمت عمومی خود در معرض آن قرار گرفت، به رنج او افزود. اما همه اینها قابل مقایسه با سه ساعت تاریکی نیست، زمانی که او، قدوس، با گناهان بی‌شمار سنگین شده، به دست خدای زنده افتاد.

افکار او در آن لحظات وحشتناک بر چه چیزی متمرکز بود؟ او دعا کرد: «با این حال تو قدوسی، بر تخت ستایش‌های اسرائیل نشسته» (مزمور ۲۲: ۳). با او، آن کامل، هرگز هیچ فکر سرکشانه‌ای نمی‌توانست پدید آید. برعکس: او قدوسیت خدا را تصدیق کرد و او را در خشمش بر گناه توجیه کرد. او مایل بود رنج بکشد تا قدوسیت خدا را بزرگ کند، و تا قوم آسمانی نجات‌یافته‌اش بتوانند ستایش‌های او را بخوانند!

از آخور تا صلیب، پسر انسان بر خدا تکیه داشت (مزمور ۲۲: ۱۰ را ببینید). او در طول زندگی خود، با توجه به رستاخیزش، و حتی زمانی که داوری خدا را تحمل می‌کرد، به او اعتماد داشت! در طول سه ساعت اول بر صلیب، دشمنانش فریاد زدند: «او به خدا اعتماد دارد؛ بگذارید خدا او را اکنون نجات دهد، اگر او را می‌خواهد» (متی ۲۷: ۴۳). اما اگرچه نجات فوری وجود نداشت، او به اعتماد خود ادامه داد و گفت: «از بدو تولد بر تو تکیه داشتم، و از رحم مادرم تو خدای من بوده‌ای» (مزمور ۲۲: ۱۰)! ایمان او مانند شعله‌ای سوزان بود که در تاریکی جلجتا درخشان‌ترین نور خود را می‌تاباند.

آیا تا به حال سَروَر عیسی را به خاطر اعتمادش ستایش کرده‌اید؟ آیا در پاسخ به کار او در جلجتا، خدا را ستایش می‌کنید؟ حتی در تاریک‌ترین ساعات به او که در شب سرودها می‌دهد اعتماد کنید (ایوب ۳۵: ۱۰ را ببینید)!

«حدود نیمه‌شب پولس و سیلاس دعا می‌کردند و سرودهایی برای خدا می‌خواندند.» (اعمال ۱۶: ۲۵)