ای سربازان مسیحی به پیش، همچون به جنگ میروید
با صلیب عیسی که پیشاپیش میرود.
مسیح، استاد سلطنتی، در برابر دشمن رهبری میکند.
به پیش به سوی نبرد، ببینید پرچمهای او میروند.
با نشانه پیروزی، لشکریان شیطان فرار میکنند.
ای سربازان مسیحی به پیش، به سوی پیروزی.
ای سربازان مسیحی به پیش، همچون به جنگ میروید
با صلیب عیسی که پیشاپیش میرود.
ای سربازان مسیحی به پیش، همچون به جنگ میروید
با صلیب عیسی که پیشاپیش میرود.
همچون ارتشی قدرتمند، کلیسای خدا حرکت میکند.
برادران، ما در جایی قدم میگذاریم که مقدسین خدا قدم گذاشتهاند.
ما یک بنیاد داریم، عیسی مسیح خداوند.
با فریاد ستایش، برادران، صدای خود را بلند کنید.
بلند و طولانی
ای سربازان مسیحی به پیش، همچون به جنگ میروید
با صلیب عیسی که پیشاپیش میرود.
پس ای مردم به پیش، به جمع شاد ما بپیوندید.
صدای خود را در سرود پیروزمندانه با ما آمیزید.
جلال، ستایش و افتخار به مسیح پادشاه.
این را در طول اعصار بیشمار، انسانها و فرشتگان میسرایند.
ای سربازان مسیحی به پیش، همچون به
آمین. بیایید در دعا به خداوند بنگریم. خدای ما و پدر ما، از تو برای امشب سپاسگزاریم. از تو برای محبت عظیمی که به ما داری سپاسگزاریم. از تو در آن محبت سپاسگزاریم که امشب ما را در اطراف کلامت گرد هم میآوری تا با ما سخن بگویی. با ما سخن بگو، دعا میکنیم، به روح خود از طریق کلام خود. به نام خداوند عیسی مسیح، دعا میکنیم. آمین.
امشب میخواهم در مورد جنگ روحانی، نبرد بین تاریکی و نور، بین شیطان و خود خدا صحبت کنم. و این نبرد واقعی است و ادامه دارد. و جانها در خطرند. بنابراین، میخواهیم به چند آیه نگاه کنیم که به این جنگ روحانی میپردازند.
چگونه جنگ روحانی آغاز شد
اولین چیزی که میخواهیم ببینیم این است که چگونه جنگ روحانی به وجود آمد. و برای آن، باید به یک شورش کیهانی نگاه کنیم که در آسمانها رخ داد، زمانی که لوسیفر، بزرگترین همه فرشتگان، همان کروبی پوشاننده، زمانی که او گناه کرد.
پس، در اشعیا 14:12 میخوانم.
چگونه از آسمان افتادی، ای لوسیفر، پسر صبح! چگونه به زمین بریده شدی، که ملتها را ضعیف کردی! زیرا در دل خود گفتی، به آسمان صعود خواهم کرد، تخت خود را بالاتر از ستارگان خدا بلند خواهم کرد.
ستارگان خدا، البته، فرشتگان هستند. و اینجا او میگوید: «تخت خود را بلند خواهم کرد.» خب، لوسیفر یک موجود خلق شده است. منظورش از «تخت من» چیست؟
بالاتر از بلندیهای ابرها صعود خواهم کرد؛ مانند متعال خواهم بود. (اشعیا 14:14)
به عبارت دیگر، جلال من بالاتر از خود خدا خواهد بود. من مانند متعال خواهم بود. باورنکردنی. کاملاً باورنکردنی. این یک موجود خلق شده است که در تفکر خود چنان منحرف شد که فکر کرد میتواند مانند متعال باشد، و هنوز هم در ذهن منحرف خود این را فکر میکند.
با این حال، تو به دوزخ، به کنارههای گودال، پایین آورده خواهی شد. (اشعیا 14:15)
این حکم اوست. لحظهای دیگر بیشتر از آن خواهیم دید.
حالا، در حزقیال 28، تصویر دیگری از این سقوط لوسیفر میبینیم. و این یک مرثیه است، در آیه 12 میگوید. بنابراین، این یک بیان غمانگیز است، زیرا چگونه آسمان میتواند غمگین نباشد وقتی بزرگترین همه فرشتگان علیه خدای خود شورش میکند؟
خداوند یهوه چنین میگوید: تو مهر مجموع بودی، پر از حکمت و کامل در زیبایی. تو در عدن، باغ خدا بودی؛ هر سنگ گرانبها پوشش تو بود، ساردیس، توپاز، و الماس، بریل، اونیکس، و جاسپر، یاقوت کبود، زمرد، و کاربونکل، و طلا: کار ساخت دفها و نیهای تو در روزی که آفریده شدی در تو آماده شد. تو کروبی مسح شدهای هستی که میپوشانی؛ و من تو را چنین قرار دادم: تو بر کوه مقدس خدا بودی؛ تو در میان سنگهای آتش راه میرفتی. (حزقیال 28:12-14)
خب، چه کسی همه اینها را به لوسیفر داد؟ خدا داد. خدا داد. و سپس لوسیفر، به جای شکرگزاری، آن را منحرف کرد تا چیزی برای خودش شود. او یک موجود خلق شده است. «تو کروبی مسح شدهای هستی که میپوشانی.» این بسیار مهم است. او بالاترین مقام را در آسمان داشت. کروبی مدافع جلال خدا بود، کروبی پوشاننده، کروبی مسح شده، کسی که خدا را به خلقت معرفی میکرد، که از او دفاع میکرد. درست مانند کروبیانی که در باغ میبینیم وقتی آدم و حوا گناه کردند. اینها نمایندگان خدا هستند. «تو کروبی مسح شدهای هستی که میپوشانی. من تو را بر کوه مقدس خود قرار دادم.»
حالا، به این گوش کنید.
تو در راههای خود از روزی که آفریده شدی کامل بودی، تا زمانی که شرارت در تو یافت شد. (حزقیال 28:15)
میبینید، لوسیفر نمیتواند خدا را سرزنش کند، و هیچ کس دیگری هم نمیتواند خدا را سرزنش کند. در مورد خدا، راههای او کامل است. نه، او در تمام کارهایش عادل است. اما گوش کنید چه اتفاقی افتاد. و این یک راز بزرگ است. ما نمیتوانیم آن را توضیح دهیم، اما «تو در تمام راههای خود از روزی که آفریده شدی کامل بودی تا زمانی که شرارت در تو یافت شد.» تا زمانی که شرارت در تو یافت شد. چگونه میتوانیم آن را توضیح دهیم؟ نمیتوانیم. اما لحظهای دیگر کمی اشاره خواهیم گرفت.
به سبب کثرت تجارت تو، درون تو را از خشونت پر کردند، و تو گناه کردی. (حزقیال 28:16)
پس از گناه، او پر از خشونت شد. حکم خدا بر او.
دل تو به سبب زیباییات مغرور شد، حکمت خود را به سبب درخشش خود فاسد کردی. (حزقیال 28:17)
حالا کمی اشاره میگیریم که چگونه این فرشته بزرگ، پر از حکمت، چگونه توانست اجازه دهد حکمتش منحرف شود. «دل تو به سبب زیباییات مغرور شد.» آیا در ایالات متحده، ما به زیبایی ارزش نمیدهیم؟ این چیزی است که ما آن را بر روی یک پایه قرار میدهیم. و همه میخواهند زیباتر باشند، میخواهند خوشتیپتر باشند، میخواهند زیباتر باشند. همه اینها یک تله است. این همان چیزی بود که برای لوسیفر بود. این یک تله بود، و او مغرور شد. «دل تو به سبب زیباییات مغرور شد. حکمت خود را فاسد کردی.» ببینید، غرور او حکمتی را که خدا به او داده بود فاسد کرده است. بنابراین، او دیگر به وضوح فکر نمیکند. او در تاریکی است، درست است؟ او نور حقیقت خدا را ترک کرده است. و حالا همه چیز در ذهن او مبهم است، و او از استدلال خود استفاده میکند، و استدلال او فاسد شده است. حکمت او فاسد شده است. «حکمت خود را به سبب درخشش خود فاسد کردی.» اوه خدای من. موقعیت خود او، به جای دیدن لطف خدا، او در غرور بلند شد. این همان چیزی است که همیشه برای بشریت اتفاق میافتد. ما هدایای پربرکت از خدا دریافت میکنیم، اما به جای شکرگزاری از او، مانند نه جذامی هستیم که میروند، و تنها یکی بازگشت تا از خداوند عیسی پس از شفا یافتن تشکر کند.
تو را به زمین خواهم افکند، تو را در برابر پادشاهان خواهم نهاد، تا تو را ببینند. (حزقیال 28:17)
خدا میگوید: «تو را به تماشای جهان خواهم گذاشت.»
حالا، به زمان خداوند عیسی میرسیم. پس، تصویری از شخصیت سقوط کرده لوسیفر به دست میآوریم. یوحنا 8:44. او با مردان مذهبی صحبت میکند. این باورنکردنی است. او با مردان مذهبی صحبت میکند، و این را میگوید،
شما از پدر خود، ابلیس هستید، و شهوات پدر خود را انجام خواهید داد. او از ابتدا قاتل بود، و در حقیقت نماند، زیرا در او حقیقتی نیست. وقتی دروغ میگوید، از خود میگوید: زیرا او دروغگو و پدر آن است. (یوحنا 8:44)
وای، چه حکمی بر این مردان. او میگوید: «شما مانند پدرتان رفتار میکنید. در شخصیت، شما مانند او هستید. او قاتل بود، ارزشی برای زندگی قائل نبود. شما به زندگی اهمیت نمیدهید. شما به حقیقت اهمیت نمیدهید. وقتی دروغ میگویید، این بخشی از وجود شماست زیرا شما مانند او هستید. او پدر دروغهاست.»
و سپس، در مکاشفه 12:10، تصویر دیگری از او، از لوسیفر، به دست میآوریم.
و صدایی بلند در آسمان شنیدم که میگفت: اکنون نجات و قدرت و پادشاهی خدای ما و قدرت مسیح او آمده است؛ زیرا اتهامزننده برادران ما، که شب و روز در برابر خدای ما بر آنها اتهام میزد، به زیر افکنده شده است. (مکاشفه 12:10)
این باورنکردنی است. این کاری است که لوسیفر خود را به آن مشغول میکند، تا آنجا که به مقدسین خدا مربوط میشود، یکی از کارها. او همچنین شیری غران است که به دنبال کسی است که او را ببلعد، اما او برادران را در برابر خدا متهم میکند. حالا، ما این را به وضوح با ایوب در ایوب فصل 1 میبینیم. وقتی فرشتگان میآمدند و به خدا در مورد فعالیتهایشان گزارش میدادند و شیطان آمد و خدا از او در مورد ایوب پرسید، او این را گفت: «آیا ایوب خدا را بیجهت میترسد؟» اوه خدای من. شیطان هیچ احترامی برای خدا قائل نیست، هیچ. او خدا را متهم کرد. حالا، او ایوب را متهم میکند، اما او خود خدا را متهم میکند. زیرا او میگوید که تو ایوب را برکت دادی. تو حصاری از محافظت دور او کشیدی. به همین دلیل او به تو خدمت میکند. به عبارت دیگر، خدا، تو شایسته خدمت نیستی. تو شایسته احترام نیستی. من خودم این کار را نکردم زیرا تو شایسته نیستی. بنابراین، تو ایوب را خریدهای و به همین دلیل او مطیع تو و وفادار به توست. اوه، خدای من. چقدر توهینآمیز است که چنین چیزی به خدا بگوییم. البته، او یک فرشته سقوط کرده است و در طرز تفکر منحرف خود، اینگونه فکر میکند. بنابراین، او اتهامزننده برادران است، شب و روز آنها را در برابر خدا متهم میکند.
و سپس، نتیجه نهایی همه اینها چیست؟ در مکاشفه 20:10، او تمام جهان را فریب میدهد. این پس از هزار سال سلطنت مسیح است، شیطان برای هزار سال در گودال بیانتها زندانی شده است. این مکاشفه 20 است و وقتی او پس از هزار سال سلطنت خداوند عیسی به عنوان پادشاه در این جهان آزاد میشود، اما گناهکارانی متولد شدهاند زیرا وقتی مردم متولد میشوند، فرقی نمیکند که در هزاره باشد وقتی مسیح پادشاه است یا امروز، مردم گناهکار متولد میشوند. و تعداد کمی هستند که به خداوند ایمان میآورند حتی وقتی او در هزاره حضور دارد، درست مانند گذشته که او در خیابانهای اورشلیم راه میرفت، مردم به او ایمان نمیآوردند. و بنابراین، شیطان از گودال بیانتها آزاد خواهد شد و بیرون میرود و گوش کنید چه میگوید در مکاشفه 20:10،
و ابلیسی که آنها را فریب داد، به دریاچه آتش و گوگرد افکنده شد، جایی که وحش و نبی دروغین هستند، و شب و روز تا ابد و ابد عذاب خواهند کشید. (مکاشفه 20:10)
بنابراین، او پس از هزار سال زندانی بودن در طرح و برنامه خود برای شورش علیه خدای متعال و برپایی تخت خود بالاتر از خود خدا ادامه میدهد. چه فرشتهای دیوانه، منحرف و فریبخوردهای است. و گوش کنید، بشریت در شخصیت درست مانند اوست. به همین دلیل خداوند عیسی میتوانست در مورد آن رهبران مذهبی بگوید: «پدر شما شیطان است.» ما درست مانند او رفتار میکنیم. ما چیزهایی را برای خودمان میخواهیم و واقعاً حاضریم به خدا بیاحترامی و بیحرمتی کنیم تا به دیگران، حتی دوستان و خانواده خود، آسیب برسانیم تا به آنچه میخواهیم برسیم. چه وضعیت غمانگیزی برای بشریت است.
اما امروز، حتی در روزگار ما، شیطان هنوز شاهزاده این جهان است. خداوند، اگرچه شیطان را بر صلیب شکست داد، اما هنوز قدرت او را نگرفته است. و بنابراین در سه جای انجیل یوحنا آمده است که خداوند عیسی شیطان را شاهزاده این جهان مینامد. و در متی 12:26، او میگوید که شیطان پادشاهی دارد. یک پادشاهی. بنابراین این شیطان را پادشاه میکند. و این پادشاهی تاریکی است. پادشاهی دروغ. پادشاهی هر چیز پلید و کثیف. این پادشاهی اوست. اما هللویا، پادشاهی دیگری در کولسیان 1:13 وجود دارد. پولس خطاب به ایمانداران در کولسی گفت:
که ما را از قدرت تاریکی رهانید، و ما را به پادشاهی پسر عزیز خود منتقل کرد. (کولسیان 1:13)
یا پسر عزیز او، اما پسر محبت او. هللویا. بنابراین برای رهایی از قدرت تاریکی، قدرت خدا لازم است. و این دقیقاً همان کاری است که خدا از طریق انجیل عیسی مسیح انجام میدهد. انجیل قدرت خدا برای نجات است برای هر کسی که ایمان آورد. هللویا. و اگر امشب نجات یافتهاید، به این دلیل بود که قدرت محبت خدا در انجیل به شما رسید و شما را گرفت. و اگر امشب نجات نیافتهاید، باید به خبر خوش عیسی مسیح اعتماد کنید تا از دروغ آزاد شوید، از هر چیز پلیدی که در قلب شماست آزاد شوید و به نور آورده شوید. مسیح نور جهان است و همه چیز را همانطور که واقعاً هستند در تمام زیبایی قدوسیت خدا و نیکویی خدا ببینید.
نبرد و پیروزی مسیح
حالا، فقط چند آیه دیگر. یک نبرد وجود دارد و پیروزی مسیح. مسیح باید نبردی را میجنگید و او این کار را کرد. اول از همه، در پیدایش 3:15، توصیفی از سوی خدا از خصومتی وجود دارد که زمانی متولد شد که آدم و حوا به جای خدا، شیطان را دنبال کردند. حکم بر شیطان این بود،
و من دشمنی بین تو و زن، و بین نسل تو و نسل او خواهم گذاشت؛ او سر تو را خواهد کوبید، و تو پاشنه او را خواهی کوبید. (پیدایش 3:15)
پس، ما قبلاً دیدیم که شیطان فرزندانی دارد. حالا، آنها فرزندان در شخصیت هستند، نه از نظر جسمی. البته، شیطان یک روح است، اما در شخصیت، او کسانی را به دنیا میآورد که مانند او هستند. حالا، نسل زن وجود دارد. خب، زن نسلی ندارد که ما اکنون میدانیم. ما در مورد مریم، تولد باکره صحبت میکنیم. ما در مورد پسر خدا صحبت میکنیم. ما در مورد خداوند عیسی صحبت میکنیم. و خدا میگوید: «من بین او و تو، نسل او، جدایی خواهم گذاشت. او مسیح سر تو را خواهد کوبید یا خرد خواهد کرد. هللویا. و تو، پاشنه او را خواهی کوبید.» بنابراین، شیطان بر صلیب، از طریق رنجهای جسمانی وحشتناک خداوند، سوءاستفاده وحشتناکی که انسانها بر او روا داشتند، شیطانی بود. رنجهای جسمانی خداوند شیطانی بود. کوبیدن پاشنه او. وقتی او را شلاق زدند، وقتی بر او تف کردند، وقتی میخها را در دستان مبارکش فرو کردند، همه اینها شیطانی بود. اما، وقتی او بر صلیب بود، سر پدر دروغها را خرد کرد. او سر کسی را که در شورش علیه خدای متعال بود، خرد کرد. و بنابراین، این پیروزی بزرگی که او به دست آورد.
اما قبل از اینکه او بتواند این کار را انجام دهد، فقط میخواهم خیلی سریع اشاره کنم که مسیح باید یک شکست شخصی از شیطان میداشت. او این کار را در بیابان انجام داد. به یاد دارید که شیطان علیه او آمد، و خداوند همیشه به او پاسخ میداد که شیطان آیات را میگرفت و آنها را تحریف میکرد، و خداوند عیسی او را با استفاده صادقانه از کلام خدا شکست میداد. و سرانجام به او گفت:
ای شیطان، از اینجا دور شو. (متی 4:10)
پس او اقتدار خود را بر شیطان نشان داد، او که خداوند عیسی مردی کامل، پسر خدا بود، به شیطان گفت که از آنجا برود.
یا چگونه کسی میتواند به خانه مردی قوی وارد شود و اموال او را غارت کند، مگر اینکه ابتدا مرد قوی را ببندد؟ و سپس خانه او را غارت خواهد کرد. (متی 12:29)
خب، این همان کاری بود که خداوند عیسی انجام داد. او مرد قوی را بست، شیطان را در آنجا در بیابان بست، و سپس بیرون رفت و شروع به آزاد کردن مردان کرد. هللویا. اما او نمیتوانست مردان را کاملاً آزاد کند تا زمانی که به جلجتا رسید.
پس احتمالاً فقط برای یک آیه دیگر در عبرانیان 2:14 وقت داریم. به این گوش کنید. این بسیار مهم است زیرا خداوند عیسی شیطان را برای خودش شکست داد. او باید شیطان را برای من و شما اکنون شکست دهد.
پس از آنجا که فرزندان شریک گوشت و خون هستند، او نیز خود به همین ترتیب در آن شریک شد؛ تا از طریق مرگ، او را که قدرت مرگ را داشت، یعنی ابلیس را، نابود کند. (عبرانیان 2:14)
«پس از آنجا که فرزندان شریک گوشت و خون هستند، او نیز خود به همین ترتیب در آن شریک شد.» او انسان شد، گوشت و خون، هرچند بدون گناه. او طبیعت گناهکار نداشت. او مقدس بود. «تا از طریق مرگ» به این گوش کنید. «تا از طریق مرگ، او را که قدرت مرگ را داشت، یعنی ابلیس را، نابود کند.» بنابراین، از طریق مرگ، وقتی او بر صلیب بود، و شیطان فکر میکرد در آن لحظه پیروزی بزرگی به دست آورده است، از طریق مرگ بود که او کسی را که قدرت مرگ را داشت، شکست داد. حالا، قدرت مرگ به چه معناست؟ چگونه شیطان قدرت مرگ را داشت؟ خب، او پدر دروغهاست. مزد گناه مرگ است. این حکم خداست. بنابراین، شیطان مردان را از طریق دروغ، با وسوسه آنها به گناه، جذب میکند، و سپس حکم خدا را علیه آنها به کار میبرد. مزد گناه مرگ است. و بنابراین، او قدرت مرگ را دارد به این معنا که قدرت دروغ را دارد تا علیه مردان به کار ببرد. مسیح وارد خود مرگ میشود. و این در داوود به تصویر کشیده شده است وقتی او جالوت را به زیر کشید. او سنگ را پرتاب کرد و جالوت را به زمین انداخت، اما سپس شمشیر خود جالوت را گرفت، درست مانند خداوند عیسی که قدرت مرگ را گرفت. این شمشیر شیطان است. و داوود سر جالوت را با شمشیر خودش برید. بنابراین، از طریق مرگ، مسیح کسی را که قدرت مرگ را داشت، یعنی ابلیس را، نابود کرد.
و پس از آن 3 ساعت، هنگامی که خشم خدا و بار گناه را بر دوش کشیده بود، و او مطیع بود، تنها مردی که همیشه مطیع بود، تنها کسی که شیطان هیچ نقشی در او نداشت، او گناه را فتح کرد، و مرگ را فتح کرد، و در مرگ خود بر صلیب، تمام قدرتهای تاریکی را فتح کرد. و من فقط آن را در کولسیان فصل 2 و آیه 15 میخوانم،
و با خلع سلاح کردن ریاستها و قدرتها، آنها را آشکارا به نمایش گذاشت، و بر آنها در آن پیروز شد. (کولسیان 2:15)
در صلیب خود. او ریاستها و قدرتها را خلع سلاح کرد، قدرت مرگ را از شیطان گرفت. و تمام آن فرشتگان سقوط کرده، و آنها را آشکارا به نمایش گذاشت. پیروز شد. چگونه پیروز شد؟ در صلیب خود. در صلیب. همان چیزی که جهان رنج مسیح را در آنجا میبیند و آن را شکست میبیند، همانطور که شیطان شکست دید. نه، این یک پیروزی بزرگ است. فوقالعاده. این یک جنگ بود که در جریان بود و مسیح در نبرد پیروز شد و روز سوم دوباره برخاست در اعلام اینکه او و تنها او فاتح بزرگ است. هللویا. تمام جلال از آن اوست.
اگر امشب او را به عنوان خداوند و نجاتدهنده نمیشناسید، تأخیر نکنید. شما تحت قدرت دروغ هستید و دروغ شما را به قدرت مرگ خواهد کشاند. و شما محکوم خواهید شد. و خدا امشب شما را دوست دارد. انجیل قدرت خدا برای نجات شماست. به سادگی به مسیح به عنوان خداوند و نجاتدهنده خود اعتماد کنید. باور کنید که آنچه او انجام داد، برای شما انجام داد. و خدا شما را نجات خواهد داد. اکنون به او اعتماد کنید همانطور که دعا میکنیم.
خدای ما، امشب از تو برای کلامت سپاسگزاریم. از تو برای این فاتح بزرگ و پیروزی که او به دست آورده، خداوند عیسی، سپاسگزاریم، که همه کسانی که به او ایمان دارند به حضور نور، حضور خدا، حضور او که نور جهان است، آورده شدهاند، و ما میتوانیم زیباییها و جلالها را تا حدی حداقل، ای خدا، از خودت در مسیح ببینیم. از تو برای او سپاسگزاریم. از تو برای محبتت به ما سپاسگزاریم. از تو برای امشب و این زمانی که با هم داشتیم به نام عیسی سپاسگزاریم. آمین. آمین.