اسرائیل در نبوت
آینده اسرائیل و فلسطینیان
به نظر میرسد راهحلها برای مشکل بین اسرائیل و فلسطینیان دورتر از همیشه است. این «سرزمین مقدس» به چه کسی تعلق دارد؟ آیا اسرائیل میتواند بر اساس کتب مقدس، تمام منطقه بین دریای مدیترانه و رود اردن، یا حتی بیشتر را ادعا کند؟ و فلسطینیان چطور؟ چه کسی به آنها ترحم خواهد کرد؟
یک مشکل پیچیده
موضوعات زیادی وجود دارد که مستقیماً در کتاب مقدس مورد بحث قرار نگرفتهاند، اما این را نمیتوان در مورد اسرائیل گفت. به ویژه عهد عتیق، و همچنین عهد جدید، به طور گسترده در مورد جایگاهی که این مردم در تاریخ مکتوب خدا – گذشته، حال و آینده – اشغال میکنند، صحبت میکند.
همچنین کمبود اطلاعات معاصر نیز وجود ندارد. اورشلیم – شهری کوچک در مقایسه با پایتختهای خاورمیانه مانند قاهره، دمشق، امان، بیروت و بغداد – به نظر میرسد نقطه کانونی رویدادهای جهانی است. اسرائیل همیشه یک خبر اصلی در پخش اخبار جهانی است: از تأسیس دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸، تا اشغال کرانه باختری در سال ۱۹۶۷، تا جنگ لبنان از سال ۱۹۸۲ به بعد، تا دو انتفاضه (قیامهای فلسطینی) – آخرین مورد که تا به امروز به شکل بمبگذاریهای انتحاری ادامه دارد. اسرائیل همچنان بالاترین توجه رسانهای را در سراسر جهان به خود جلب میکند.
اما چگونگی ارتباط کتاب مقدس و اخبار معاصر بسیار دشوارتر است. این موضوع زمانی برای من روشن شد که در دهه ۸۰ از من دعوت شد تا در کلیساهای مسیحیان فلسطینی در مورد دیدگاه کتاب مقدسی درباره آینده اسرائیل صحبت کنم. اما در خانه در هلند نیز مشاهده کردم که دیدگاه نبوی درباره اسرائیل به طور کلی پذیرفته نیست، و دلیل خوبی هم دارد. بیایید به طور خلاصه مشکلات را با چهار سؤال کتاب مقدسی با کلمات گسترده، جدا از مسائل سیاسی و تاریخی، اما مرتبط با آنها، شناسایی کنیم.
- مردم خدا در خاورمیانه چه کسانی هستند؟ آیا اسرائیل است؟ یا کلیسا جای اسرائیل را میگیرد؟ یا چه؟
- وعدههای خدا در کتاب مقدس کجاست؟ آیا هنوز وعدههایی درباره اسرائیل وجود دارد که محقق نشدهاند؟
- کتاب مقدس چه معنایی به سرزمین اسرائیل میدهد؟ تحت چه عنوانی میتوانیم مرزهای کشور را مورد بحث قرار دهیم؟ به طور اساسیتر، آیا وعدهها درباره سرزمین، مردم، یا چه هستند؟
- مردم، وعدهها و سرزمین چگونه طبق افکار خدا به هم مرتبط هستند؟ و از نظر واقعیت کنونی، آیا اسرائیل به عنوان یک مردم میتواند وعدههای خدا را برای کشور در وضعیت کنونی ادعا کند؟
مردم خدا در خاورمیانه
کالین چپمن، الهیدان آمریکایی که اکنون در مدرسه الهیات خاور نزدیک در بیروت تدریس میکند، کتابی با عنوان زیر نوشته است: مردم خدا در خاورمیانه چه کسانی هستند؟ بلافاصله ممکن است کسی بگوید: «این آسان است. اسرائیل است!» اما با خواندن کتاب، چندین سؤال عمیق مطرح میشود. هر کس که در خاورمیانه سفر کند، اذعان خواهد کرد که در اورشلیم، یهودیه و جلیل میبیند که مردم خدا در گذشته چگونه زندگی میکردند و ایمان داشتند. اما امروز، کسانی که بتوانید با آنها در دعا، در کلام خدا و در کار خداوند شریک شوید، در آن منطقه بسیار نادر هستند، اگرچه تعداد یهودیان مسیحی در اسرائیل به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
آنچه شاید حتی قابل توجهتر است، اما توسط بسیاری نادیده گرفته میشود، این است که در همین کشور و مناطق اطراف آن تقریباً در همه جا میتوان ایمانداران به عیسی مسیح را یافت. مسیحیان انجیلی در میان فلسطینیان (حتی در محافل ساف!)، اعراب انگلیکان، مسیحیان ارتدوکس سوری در عراق، مسیحیان قبطی در مصر، کلیساهای بینالمللی با ترکیبی از مهاجران در شهرهای بزرگ، مارونیهای لبنانی، مسیحیان ارمنی، و همچنین مسیحیان یهودی وجود دارند. در حالی که متأسفانه بسیاری از مسیحیان اسمی با تعهد کم یا بدون تعهد به مسیح وجود دارند، هزاران نفر نیز هستند که واقعاً عیسی را به عنوان نجاتدهنده و خداوند خود دوست دارند. به طور خلاصه، ما دقیقاً وضعیتی را مییابیم که از خواندن عهد جدید انتظار داریم – «تا بقیه مردم خداوند را بجویند، در واقع همه ... که نام مرا بر خود دارند» (اعمال ۱۵:۱۷ NIV).
از میان ملتها و از میان مردم خود خدا، مردمی جدید تشکیل شده است، که جای اسرائیل را نمیگیرد، بلکه در میان شاخههای درخت زیتون کهن، اسرائیل، «پیوند زده شده» است. آنها سرانجام از آنجا برداشته خواهند شد، «تا زمانی که تعداد کامل امتها وارد شود.» سپس نوبت اسرائیل دوباره فرا میرسد، و «تمام اسرائیل نجات خواهد یافت» هنگامی که «نجاتدهنده از صهیون میآید» (رومیان ۱۱:۱۷-۲۵). این بدان معناست که ما باید مردم اسرائیل را از صمیم قلب دوست داشته باشیم، اما متوجه باشیم که در حال حاضر، آنها، همانطور که خدا در هوشع ۱:۹ میگوید، «مردم من نیستند.» و قلب ما باید حداقل به همان اندازه به سوی مسیحیان فقیر (اما گاهی از نظر روحانی غنی) عرب، فلسطینی، ارمنی، عراقی، سوری و یهودی برود.
وعدههای خدا
عهد عتیق پر از وعدههای خدا برای اسرائیل است: این به ویژه در مورد کتب نبوی صادق است. و عهد جدید تأیید میکند که هیچ دلیلی برای این فکر که خدا هرگز از آن وعدهها برگردد، یافت نمیشود: «هدایای خدا و دعوت او غیرقابل فسخ است» (رومیان ۱۱:۲۹). آخرین کتاب کتاب مقدس، مکاشفه عیسی مسیح، پر از ارجاعات مستقیم و غیرمستقیم بسیاری به نبوت عهد عتیق است.
بسیاری از الهیدانان پیشنهاد کردهاند که ما باید وعدههای خدا برای اسرائیل را روحانی کنیم و آنها را به کلیسا اطلاق کنیم و آن را «اسرائیل روحانی» بنامیم. ممکن است عهد عتیق را اینگونه بخوانیم، به عنوان یک کاربرد تمثیلی یا نمادین، اما نمیتواند درست باشد که وعدههای خدا به این شکل به پایان برسند. چیزهای زیادی وجود دارد که خداوند به مردم خود تضمین کرده است که هنوز محقق نشدهاند. ما به فرزندانمان تعطیلات ساحلی را وعده نمیدهیم، و سپس فقط به آنها اجازه دهیم پس از باران در جعبه شن بازی کنند. آینده نشان خواهد داد که وعدههای خدا در مسیح همه «آری ... و ... آمین» هستند (۲ قرنتیان ۱:۲۰).
سرزمین خدا
در حالی که وعدههای عهد عتیق خدا را روحانی نمیکنیم، بلکه آنها را به معنای واقعی کلمه میگیریم، باید جایگاه ویژهای نیز برای سرزمین اسرائیل قائل شویم. بدون استثنا، همه انبیا در مورد ملتی بازسازی شده در سرزمینی بازسازی شده صحبت میکنند. به طور دقیق، سرزمین متعلق به اسرائیل نیست؛ متعلق به خداوند است، و مردم او ممکن است به عنوان غریبه و مسافر در آنجا بمانند (لاویان ۲۵:۲۳).
در زمانی که فرا میرسد، اورشلیم محل سکونت جلال خدا و تخت مسیح خواهد بود (زکریا ۱۴:۳)، و نام این مکان برای همیشه با حضور الهی مرتبط خواهد بود: «خداوند آنجاست» (حزقیال ۴۸:۳۵). این مکانی است که او برای سکونت نام خود انتخاب کرده است، و همچنین مکانی خواهد بود که عیسی بر کوه زیتون باز خواهد گشت (زکریا ۱۴:۴؛ اعمال ۱:۱۱-۱۲)، و در آنجا سلطنت خواهد کرد، همانطور که در زبان نبوی در مزمور ۷۲، به عنوان مثال، به تصویر کشیده شده است. چیزهای بیشتری در مورد اندازه و مرزهای دقیق کشور میتوان گفت، اما کتاب مقدس روشن است که خدا نه تنها مردم خود را انتخاب کرده است، بلکه مکانی ویژه برای آنها نیز آماده کرده است.
مردم، وعدهها، سرزمین
با نگاهی دوباره به وضعیت معاصر، ارتباط بین مردم، وعدهها و سرزمین چیست؟ به چه طریقی مردم اسرائیل میتوانند وعدههای خدا را برای کشور ادعا کنند؟ این دوباره بسیار به رابطه ما با اسرائیل مربوط میشود.
ما باید قطعاً اسرائیل را دوست داشته باشیم، زیرا آنها موضوع محبت خدا هستند، «سیب چشم او» (زکریا ۲:۸). و باید برای صلح اورشلیم دعا کنیم (مزمور ۱۲۲:۶-۹). ما همچنین باید با صبر و حوصله منتظر تحقق وعدههای خدا در مسیح باشیم. اما در عین حال، باید تشخیص دهیم که هنوز زمان مقرر فرا نرسیده است، و نمیتوانیم بدون انتقاد از هر کاری که اسرائیل امروزی انجام میدهد، حمایت کنیم. وعدههای خدا را نمیتوان بدون راه رفتن در راه خدا ادعا کرد، و وعدههای او هرگز بدون مسیح محقق نخواهند شد.
اگر رهبران در اسرائیل میخواهند سرزمین را برای خود تصاحب کنند، ما نباید از این بابت خوشحال باشیم. در زمان حزقیال، مردان اسرائیل با اشتیاق وعدههای خدا را التماس میکردند. «ابراهیم تنها یک مرد بود، و با این حال سرزمین را تصاحب کرد. اما ما بسیاریم؛ مطمئناً سرزمین به ما به عنوان ملک ما داده شده است.» با این حال، خداوند با خشم از طریق نبی پاسخ داد: «چون شما ... به بتهای خود نگاه میکنید و خون میریزید، آیا باید سرزمین را تصاحب کنید؟» (حزقیال ۳۳:۲۴-۲۵).
از همان ابتدا، تصرف کرانه باختری و نوار غزه توسط پیشگامان صهیونیست در اسرائیل با شفقت نسبت به انسانها یا با احترام نسبت به خدا مشخص نشده است. تئودور هرتزل (۱۸۶۰-۱۹۰۴)، بینشگر صهیونیسم، یک آگنوستیک مطلق بود. دیوید بن گوریون، بنیانگذار دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸، و کل نسل اول رهبران یهودی با حملات بیرحمانه به اهداف غیرنظامی آغاز کردند – و آنها ادامه دادهاند. اخیراً کل روستاهای فلسطینی با بولدوزر تخریب شدهاند.
اسرائیل «کشوری بدون مردم برای مردمی بدون کشور» نبود، همانطور که بسیاری فکر میکنند، با ساکنان آن که به معنای واقعی کلمه وضعیت مدنی درجه دوم داشتند. بسیاری از شهرکنشینان کرانه باختری به طور کلی پیشگام نیستند، بلکه افرادی هستند که از معافیتهای مالیاتی برای خانه دوم خود برخوردارند، در حالی که فلسطینیان ساکن چند مایل دورتر حتی آب آشامیدنی کافی ندارند. چنین حقایقی اغلب گفته نمیشوند، اما حقایق هستند، و ما نباید چشمان خود را به روی آنها ببندیم.
ما میخواهیم به دوست داشتن اسرائیل ادامه دهیم، حتی اگر بسیاری از چیزها در آنجا اشتباه است. اما همانطور که اسرائیل را دوست داریم، میخواهیم هشدارهای نبوی خداوند را در کتاب مقدس نیز ارائه دهیم. و بالاتر از همه، باید دیدگاه کتاب مقدسی را حفظ کنیم. نه، جنین نیست، بلکه کوه زیتون است. و نه، آریل شارون، نخستوزیر فعلی، نیست، بلکه عیسی مسیح، مسیح، صلح واقعی را به ارمغان خواهد آورد. دشمنان نابود خواهند شد، و شفقت و فیض دوباره از اورشلیم جاری خواهد شد.
توسط هنک مِدِما