آیا لنگر شما محکم خواهد ماند؟ مبادا در طوفان گم شود. سازنده قایق را محکم، استوار و قوی نگه میدارد. اما آیا لنگر شما وقتی بادها شدید میوزند، محکم خواهد ماند؟ یا قایق شما در دریا گم خواهد شد؟ اما آیا لنگر شما وقتی بادها شدید میوزند، محکم خواهد ماند؟ یا قایق شما در دریا گم خواهد شد؟
زمانهایی در زندگی هست که به نظر میرسد دریانوردی آرام همیشه ادامه خواهد داشت. و ممکن است فکر کنید: «چه کسی به لنگر نیاز دارد؟ من اوضاع را تحت کنترل دارم.» اما دریاهای آرام هرگز دریانورد نساختند، و طوفان مطمئناً خواهد آمد. و امواج خشمگین زندگی شما را در هم خواهند شکست. اگر به این سو و آن سو پرتاب شوید، تنها یک لنگر مطمئن و استوار برای روح شما وجود دارد. او خداوندی است که بندر آسمان را گشوده است. پیشرو و لنگر در درون پرده هستند. و این لنگر وقتی بادهای شدید میوزند، زندگی شما را در درون او امن نگه خواهد داشت. و لنگر وقتی بادهای شدید میوزند، زندگی شما را با او امن نگه خواهد داشت. آمین.
ما پیش میرویم و در دعا به خداوند نگاه میکنیم. خدای ما، پدر، از تو سپاسگزاریم که میتوانیم در هر موقعیتی باشیم و به تو روی آوریم. میتوانیم قلبهایمان را به تو بگشاییم. میتوانیم صداهایمان را به تو بلند کنیم. و امشب این کار را میکنیم و از تو کمک میخواهیم. ما به کمک تو نیاز داریم، ای خدا. امشب ما را در راه ایمان به جلو ببر، همانطور که کلام تو را به نام مسیح میگشاییم. آمین.
پس، امشب میخواهم به عبرانیان باب 6 نگاه کنم. عبرانیان باب 6. و از آیه 11 شروع به خواندن میکنیم. «و ما آرزو داریم که هر یک از شما همان جدیت را برای اطمینان کامل امید تا به انتها نشان دهید، تا سست نباشید، بلکه پیروان کسانی باشید که از طریق ایمان و صبر، وعدهها را به ارث میبرند. زیرا وقتی خدا به ابراهیم وعده داد، چون نمیتوانست به بزرگتری سوگند یاد کند، به خودش سوگند یاد کرد و گفت: مطمئناً تو را برکت خواهم داد و تو را بسیار زیاد خواهم کرد. و پس از آنکه ابراهیم با صبر تحمل کرد، وعده را به دست آورد. زیرا مردان واقعاً به بزرگتر سوگند یاد میکنند، و سوگند برای تأیید برای آنها پایان همه نزاعهاست.»
آیه 17، «که در آن خدا، با ارادهای فراوانتر، به وارثان وعده، تغییرناپذیری مشورت خود را نشان دهد، آن را با سوگند تأیید کرد، تا با دو چیز تغییرناپذیر که در آنها برای خدا دروغ گفتن غیرممکن بود، ما تسلی قوی داشته باشیم، کسانی که برای پناهندگی فرار کردهایم تا امید پیش روی خود را در دست بگیریم.» آیه 19، «که این امید را ما به عنوان لنگر روح داریم، هم مطمئن و هم استوار، و که وارد آن درون پرده میشود، جایی که پیشرو برای ما وارد شده است، حتی عیسی که برای همیشه کاهن اعظم شد بر حسب ترتیب ملکصادق.» آمین.
پس، برمیگردیم و فقط به آیاتی که تازه خواندیم نگاه میکنیم. اول از همه، این کتاب عبرانیان است. به ایمانداران یهودی قرن اول نوشته شده است، کسانی که به خداوند عیسی به عنوان مسیح خود روی آورده بودند. و آنها آزار و اذیتهای زیادی را پشت سر گذاشته بودند. در باب 10 و آیه 32 میخوانیم که آنها مبارزه بزرگی از رنج را تحمل کردند. این به عنوان یک جنگ و هر آنچه که علیه آنها بود، دیده میشد. و در آیه 34 میگوید که آنها اموال ایمانداران را توقیف یا مصادره کردند. بنابراین این برای این مردان و زنان یهودی که مسیح را اعتراف کرده بودند، بسیار بسیار دشوار بود. آنها با جامعهای که تا آن زمان میشناختند، دین یهود و هر آنچه که به آن مرتبط بود، قطع رابطه کردند.
حالا به یاد داشته باشید که برای یهودیان، دینشان مرکز تمام زندگیشان بود. پس حالا آنها از بیرون مورد آزار و اذیت قرار میگیرند. همچنین دوستان قدیمی و همه کسانی که از آنها سؤال میکنند، آنها را به چالش میکشند که چرا به مسیحی روی آوردهاند که مردی بود که بر صلیب مصلوب شد، چرا به او ایمان آوردهاند، و چرا دین یهود را با معبد و کاهنان و هر آنچه که برای مدت طولانی ادامه داشت، ترک کردهاند. بنابراین، این زمان بسیار دشواری است. و دلیل اینکه میخواهیم این را درک کنیم این است که خدا میفهمد که ما چقدر ضعیف هستیم. و او میخواهد که ما تشویق شویم. مهم نیست که چه چیزی را پشت سر میگذارید، خدا خدای همه تشویقهاست. این را در 2 قرنتیان باب 1 مییابیم.
و بنابراین او به این ایمانداران میگوید، او آنها را تشویق میکند زیرا آنها دوران سختی را پشت سر میگذارند. او در آیه 11 صحبت میکند. او میخواهد که آنها در اطمینان کامل و اعتماد کامل به امید تا به انتها ادامه دهند. امید چیزی است که به ما دلیلی برای زندگی میدهد. امید چیزی است که چیزی بهتر را در برابر قلبهای ما قرار میدهد. و البته این تفکر آرزومندانه نیست. این امید بر اساس وعدههای خداست، اما امیدی است تا به انتها. بسیاری از مردم میگویند که ایماندار هستند و سپس سقوط میکنند، به عقب برمیگردند، به زندگی قدیمی بازمیگردند، هر چه که باشد، و تا به انتها ادامه نمیدهند، حتی اگر خدا آنها را تشویق میکند که ادامه دهند. حالا چه آنها ایمانداران واقعی باشند یا فقط اعتراف ایمان کرده باشند و هرگز واقعاً مسیح را دریافت نکرده باشند، خدا میداند، اما این همیشه اتفاق میافتد. و بنابراین این اتفاق برای این عبرانیان میافتاد. و بنابراین یکی از کارهایی که نویسنده عبرانیان انجام میدهد این است که آنها را به چالش میکشد تا تا به انتها ادامه دهند.
در آیه 12 میگوید: «سست نباشید. تنبل نباشید.» میدانید، بسیاری از مردم تنبل هستند. آنها کتاب مقدس را نمیخوانند. اوه، این یک فاجعه بزرگ است. این کلام خداست. میدانید، اگر دختری را دوست داشتید و واقعاً عاشق او شدید و او نامهای برای شما نوشت، مطمئن باشید که آن را میخواندید. خب، اینجا خدای آسمان است که شما را بینهایت بیشتر از هر انسان دیگری دوست دارد. ما حتی کتاب را باز نمیکنیم. و بنابراین، او میگوید: «سست نباشید، بلکه پیروان کسانی باشید که از طریق ایمان و صبر، وعدهها را به ارث میبرند.» بسیاری از ایمانداران قدیمی و حتی امروز، البته، در ایمان راه میروند. ایمان یعنی باور کردن کلام خدا، باور کردن وعدههای کلام خدا. و آنها امید دارند. چرا؟ زیرا آنها کلام خدا را باور میکنند. و پر از همه این وعدههای شگفتانگیز است.
پس در آیه 13 ادامه میدهد، میگوید: «وقتی خدا به ابراهیم وعده داد،» پس همه ابراهیم را میشناختند. او این مرد بزرگ عهد عتیق است. او پدر ایمان است. به اصطلاح برای وقتی خدا به ابراهیم وعده داد چون نمیتوانست به بزرگتری سوگند یاد کند، به خودش سوگند یاد کرد. وای. خدا وعده داده بود. او به ابراهیم گفت که او را در پیدایش 12 و آیات 3 و 4 برکت خواهد داد. او به او گفت که دو و سه فکر میکنم به او گفت که آنها را برکت خواهد داد، ابراهیم را برکت خواهد داد. و سپس در باب 17، خدا به او میگوید که پسری خواهد داشت. حالا، ابراهیم در آن زمان 99 ساله بود. بنابراین، او از توانایی داشتن پسر گذشته بود، اما خدا وعده داده بود که برکت را بر زندگی ابراهیم و از طریق ابراهیم، بر تمام جهان خواهد آورد. بنابراین، ابراهیم به پسری نیاز داشت، و خدا پسری را به طور معجزهآسا فراهم کرد، و آن پسر اسحاق بود.
وقتی ابراهیم این وعده را در پیدایش 17 آیه 17 شنید، وقتی خدا به او گفت، میگوید ابراهیم به رو افتاد و خندید و در دل خود گفت: «آیا فرزندی برای کسی که صد ساله است متولد خواهد شد و آیا ساره که نود ساله است پسری خواهد زایید؟» به عبارت دیگر، و میخواهم این نکته را بیان کنم، ایمان ابراهیم کامل نبود، اما شما در عهد جدید از هیچ ایمانداری در عهد عتیق نمیخوانید، مهم نیست که چقدر شکست خوردند، مهم نیست که چه کسی بود، داوود به طرز وحشتناکی شکست خورد. اما شما هرگز در عهد جدید از شکستهای آنها نمیخوانید. چرا؟ زیرا خدا میگوید: «گناهان و شرارتهای آنها را دیگر به یاد نخواهم آورد.» هللویا. این بسیار عالی است. خدا به ایماندار نگاه نمیکند و گناهان او را به یاد نمیآورد. پس وقتی خدا به ابراهیم نگاه کرد، گفت که او در ایمان قوی بود. این بسیار عالی است. این بسیار شگفتانگیز است.
و بنابراین خدا به ابراهیم گفت، او به خودش سوگند یاد کرد. و این ما را به پیدایش 22 میبرد پس از آنکه ابراهیم فراخوانده شد تا اسحاق پسرش را قربانی کند. و خدا قبلاً وعده داده بود که او را برکت خواهد داد. و وعده در اسحاق بود. وعدههای بزرگتری در راه بود. اما خدا با سوگند سوگند یاد کرد. خدا مجبور نیست وعده بدهد و سپس سوگند یاد کند که آن را نگه خواهد داشت. و این همان چیزی است که ما در اینجا میخوانیم. این آیه 14 است. خدا به ابراهیم گفت: «مطمئناً تو را برکت خواهم داد، تو را بسیار زیاد خواهم کرد.» 15. «و پس از آنکه او با صبر تحمل کرد، وعده را به دست آورد.» برای مردان، به این گوش دهید، آیه 16، «مردان واقعاً به بزرگتر سوگند یاد میکنند. اگر به دادگاه بروید و از شما بخواهند شهادت دهید، میگویند: 'پس خدا به من کمک کند.' شما باید بر روی کتاب مقدس، چیزی بزرگتر، کسی بزرگتر از خودتان سوگند یاد کنید.» پس آیه 16، «مردان واقعاً به بزرگتر سوگند یاد میکنند، و سوگند برای تأیید برای آنها پایان همه نزاعهاست.» پس اگر بر روی کتاب مقدس سوگند یاد کنید، قرار است حقیقت را بگویید. حالا، ما میدانیم که مردان همیشه دروغ میگویند. مهم نیست که چه چیزی را وعده میدهند، اما وعدههای خدا مطمئن هستند.
آیه 17، «که در آن خدا،» حالا این تمام نکتهای است که ما در اینجا میبینیم این است که خدا میخواهد همه ایمانداران در ایمان خود تقویت شوند تا امیدشان هرگز کم نشود، هرگز کاهش نیابد. و بنابراین خدا نه تنها وعده میدهد، بلکه سوگند یاد میکند که آن را نگه خواهد داشت. حالا، او مجبور نیست این کار را انجام دهد، اما این کار را میکند تا ایماندار را تشویق کند که به او اعتماد کند. پس، آیه 17، «که در آن خدا، با ارادهای فراوانتر، به وارثان وعده، تغییرناپذیری مشورت خود را نشان دهد،» تغییرناپذیری به معنای کاملاً تغییرناپذیر است. پس، آنچه خدا در مشورت خود تصمیم گرفته است انجام دهد، آنچه وعده داده است انجام دهد، آن را انجام خواهد داد. و میگوید او آن را با سوگند تأیید کرد. و او نمیتوانست به بزرگتری سوگند یاد کند. ما بر روی کتاب مقدس سوگند یاد میکنیم یا به خدا سوگند یاد میکنیم، اما هیچ کس بزرگتر از خدا نیست که خدا بتواند به او سوگند یاد کند. پس او به خودش سوگند یاد کرد. هللویا.
حالا دوباره به این آیه 18 گوش دهید. «تا با دو چیز تغییرناپذیر که در آنها برای خدا دروغ گفتن غیرممکن بود، ما تسلی قوی داشته باشیم.» تسلی یعنی تشویق. «کسانی که فرار کردهاند، به این گوش دهید، برای پناهندگی فرار کردهاند تا امید پیش روی خود را در دست بگیرند.» حالا، این یک تصویر است، ما اخیراً در مورد مثلها و توصیفات مجازی صحبت کردهایم که خدا در کتاب مقدس استفاده میکند تا به ما در درک حقیقت روحانی کمک کند. خب، اینجا یکی از آنهاست. او در مورد فرار برای پناهندگی صحبت میکند. این به عهد عتیق، اعداد 35 اشاره دارد. و در آنجا، خدا برای کسانی که به طور تصادفی مرتکب قتل شده بودند، تدبیری اندیشید. اگر کسی به طور تصادفی مرتکب قتل شده بود، فرض کنید آنها در حال قطع درختی با تبر بودند و تبر، برای مثال، از دستشان رها شد و به سر کسی خورد. این یک تصادف بود. خب، خانواده آن مرد عصبانی میشدند و میخواستند انتقام برادر یا پدر مرده خود را بگیرند. و بنابراین آنها در اعداد 35 انتقامگیرنده یا خونخواه نامیده میشوند. پس آنها به دنبال این مرد میرفتند. بنابراین خدا شش شهر را به نام شهرهای پناهندگی تعیین کرد که اگر به طور تصادفی کسی را کشته بودید، میتوانستید به آن شهرهای پناهندگی فرار کنید. و شما باید فرار میکردید زیرا خانواده آن مرد یا زنی که کشته شده بود، به شدت به دنبال شما بودند. پس شما باید به شهر پناهندگی فرار میکردید. و وقتی آنجا بودید، امن بودید و محاکمهای برگزار میشد. اما تا زمانی که در شهر پناهندگی بودید، امن بودید.
پس خدا میگوید که اگر تا این لحظه مسیح را رد کردهاید، خدا به شما رحمت نشان خواهد داد. رحمت. این همان کاری بود که او وقتی خداوند عیسی مصلوب شد انجام داد. و او گفت: «پدر، آنها را ببخش زیرا نمیدانند چه میکنند.» او به خاطر دعایش، خدا رحمت خود را به کسانی که حتی فریاد زده بودند، او را مصلوب کرده بودند، گسترش میداد. کسانی که حتی میخها را در دستان مبارک او کوبیدند، زیرا شهری از پناهگاه برای کسانی وجود دارد که او را عمداً نکشتند، بلکه مرتکب قتل غیرعمد شدند. این همان چیزی است که ما امروز آن را قتل غیرعمد مینامیم. و خداوند عیسی در رحمت بینهایت خود جایی برای آن فراهم کرد. اما دوست من، خوب گوش کن، در روز پنطیکاست که پطرس موعظه کرد و او به همان کسانی که خداوند عیسی را مصلوب کرده بودند موعظه کرد و بر اساس دعای خداوند، «پدر آنها را ببخش،» این اساس موعظه پطرس به کسانی بود که گناهکار خون عیسی بودند که میتوانستند به شهر پناهگاه فرار کنند، که هنوز میتوانستند رحمت بیابند، اما آنها باید در آن لحظه فرار میکردند. و در درک اینکه بله، عیسی مسیح آنها بود. بله، او پسر خدا بود. آنها باید توبه میکردند و او را میپذیرفتند و 3000 نفر این کار را کردند.
دوست من، امشب، چالش برای توست. آیا مسیح را خواهی پذیرفت؟ شاید تو او را تمام این مدت رد کردهای. اما امشب شبی است که باید به او بیایی، انتقامگیرنده خون، که خود خداست. او به دنبال توست. و اگر امشب مسیح را رد کنی، او تو را پیدا خواهد کرد. اما رحمت، رحمت برای تو امشب وجود دارد. به سوی مسیح فرار کن. تأخیر نکن. امشب به سوی مسیح بیا و در نام او آمرزش خواهی یافت. انتقامگیرنده خون وارد شهر پناهگاه نخواهد شد. آن شهر پناهگاه مسیح است. به سوی او فرار کن، دوست من. تأخیر نکن. به سوی مسیح فرار کن. به سوی مسیح فرار کن. امشب آن وارث ابدی را مرتکب نشو و مسیح را رد نکن. انتقامگیرنده خون تو را پیدا خواهد کرد. اوه، چه رحمتهایی. اوه، چه رحمتهای شگفتانگیزی خدا از طریق مسیح به ما ارائه میدهد.
حالا، چیز دیگری را خواهیم دید. حالا، ما به عقب نگاه کردیم تا ببینیم که از داوری خدا، از انتقامگیرنده خون در امان هستیم. اما من در آیه 18 به خواندن ادامه میدهم که ما برای پناهندگی فرار کردیم تا امید پیش روی خود را در دست بگیریم. خب، آن امید چیست؟ امید بهشت، امید آمرزش، امید زندگی ابدی است. این همان چیزی است که ما در مسیح داریم. حالا، آیه 19، به صحبت در مورد آن امید نگاه کنید. آیه 19، «که این امید را ما به عنوان لنگر روح داریم، هم مطمئن و هم استوار، و که وارد آن درون پرده میشود.» پرده حضور خداست. به یاد دارید در عهد عتیق، پردهای بود که مردان را از حضور خدا جدا میکرد. و کاهن اعظم فقط یک بار در سال در روز کفاره میتوانست وارد شود. او باید خون را میبرد و بر روی تخت رحمت میپاشید. اما حالا آن پرده پاره شده است. و عبرانیان باب 10 به ما میگوید که مسیح آن پرده است از طریق مرگش بر صلیب. راهی برای من و شما برای رفتن به سوی خدا، به حضور خدا باز شده است.
من فقط این را در عبرانیان باب 10 و آیه عبرانیان 10 و آیه 19 میخوانم. «پس ای برادران، چون به واسطه خون عیسی، جرأت داریم که به قدسالاقداس وارد شویم، از راهی تازه و زنده که او برای ما از طریق پرده، یعنی جسد خود، تقدیس کرده است.» آیا تصویر را میبینید؟ تصاویر زیادی در کتاب مقدس وجود دارد. آن پرده مسیح را به تصویر میکشد وقتی او بر صلیب مرد. آن پرده از بالا به پایین، از آسمان به زمین پاره شد و نشان داد که راه ورود به حضور خدا باز شده است. هللویا. پس او میگوید پیشرو اکنون وارد درون پرده شده است. آیه 20. «جایی که پیشرو برای ما وارد شده است.» اوه گوش کنید. مسیح برای ما مرد. من فقط یک آیه دیگر را در باب 9 باز میکنم و در آیه 24 میگوید: «زیرا مسیح وارد مکان مقدس ساخته شده با دستها نشده است که نمونهای از حقیقت است، بلکه وارد خود آسمان شده است.» هللویا. «حالا تا در حضور خدا برای ما ظاهر شود.»
اوه دوست من، تو باید این را حالا درک کنی. فقط میخواهم کلمهای در مورد این پیشرو بگویم. این یک تصویر زیبا دیگر است. پیشرو در کشتیرانی، چون در مورد لنگر روح صحبت میکند. پیشرو یک قایق کوچک بود که لنگر را از یک قایق بزرگتر که وارد بندر میشد، میگرفت. فرض کنید آن بندر ورودی باریکی داشت. و برای اینکه کشتی وارد بندر شود، آنها لنگر را میگرفتند. یک قایق کوچک لنگر کشتی را میگرفت و آن را به بندر میبرد و رها میکرد. و سپس کشتی بزرگتر خود را به داخل میکشید و وارد بندر میشد. میخواهم چیزی به شما بگویم، دوست من. این بسیار باورنکردنی است. وقتی مسیح را به عنوان خداوند و نجاتدهنده میپذیرید، شما یک پیشرو دارید. او در آسمان است. او لنگر را میگیرد، امیدی که ما داریم، مطمئن و استوار. او آن را به آسمان برده است. و مهم نیست که چقدر دور هستیم، مهم نیست که در این لحظه چقدر از آسمان دور هستیم، اگر ایماندار هستید، و منظورم از دور این است که چند سال دیگر در این دنیا باقی ماندهایم، مهم نیست که در این زندگی چه چیزی را باید پشت سر بگذارید، میتوانید از یک چیز مطمئن باشید. بندری در آسمان وجود دارد و لنگر شما آنجاست. عیسی آن را آنجا گذاشته است. او پیشرو است. او لنگر روح ماست. او امیدی است که ما داریم. و ما در یک خط مستقیم خواهیم رفت. هللویا. مهم نیست که چه نوع طوفانهایی را ممکن است در زندگی خود پشت سر بگذارید، شما در یک خط مستقیم تا جلال برده خواهید شد. چرا؟ زیرا پیشرو در آسمان است و او مطمئن است که شما را مستقیماً به حضور خدا خواهد آورد. به همین دلیل او بر آن صلیب مرد.
و فقط برای پایان دادن به این آیه در آیه 20 میگوید: «جایی که پیشرو برای ما وارد شده است، حتی عیسی که کاهن اعظم شد بر حسب ترتیب ملکصادق.» و این یک حقیقت کاملاً متفاوت در مورد کهانت هارونی در مقابل کهانت ملکصادق است. اما کهانت هارونی، قربانیهای حیوانی و بردن خون به درون پرده بود. آنچه عیسی در عبرانیان باب 7 و آیه 27 میخوانیم این است که عیسی خود را قربانی کرد. او خود را قربانی کرد. او قربانی بود و او کاهن بود، بینهایت بزرگتر از هارون و آن کهانت. و حالا او در آیه 24 از باب 7 یک کهانت تغییرناپذیر دارد. او برای همیشه کاهن است بر حسب ترتیب ملکصادق. خب، او چه میکند؟ او در آسمان نماینده ماست. ما تازه خواندیم که او پیشرو در آسمان برای ماست.
دوست من، تو برکاتی فراتر از برکت، فراتر از برکت، فراتر از برکت در مسیح در دسترس داری. او وعدهها داده و وعدههای خود را با سوگند تأیید کرده است. میتوانی به وعدههای خدا اعتماد کنی. او سوگند یاد کرده تا تو هیچ سؤالی نداشته باشی. هیچ سؤالی در دلت نخواهی داشت که آیا کلام خدا حقیقت دارد. حقیقت دارد. و هللویا. او به تو امیدی میدهد که حقیقت دارد. و تو باید برای پناهندگی فرار کنی زیرا اگر هرگز مسیح را نپذیرفتهای، آنگاه داوری بر تو خواهد آمد. داوری بر تو خواهد آمد. انتقامگیرنده خون که خود خدا را به تصویر میکشد. او به دنبال تو خواهد آمد. و با این حال مکانی امن برای تو در آن شهر پناهگاه فراهم کرده است. اوه، هللویا. و سپس لنگر روح تو، هم مطمئن و هم استوار. اگر میخواهی اطمینان داشته باشی که به بهشت میروی و هیچ شکی در مورد آن نداری، امشب مسیح را بپذیر. برای پناهندگی به عیسی مسیح فرار کن. او آن شهر پناهگاه است. و خدا گناهانت را خواهد بخشید، زندگی ابدی به تو خواهد داد، و سپس عیسی لنگری را برده است زیرا تو یکی از او هستی، لنگری به بهشت، لنگری از امید، و آن امید مطمئن و استوار است. میتوانی مطمئن باشی که در جلال خواهی بود. هللویا.
بیایید دعا کنیم. خدای ما، میخواهیم تو را برای کلام خدا شکر و ستایش کنیم. وعدههایی که دادهای. به طرز شگفتانگیزی، آنها را با سوگند تأیید کردهای به خاطر ضعف ایمان ما. امشب به ما کمک کن تا به تو اعتماد کنیم. به هر کسی که هرگز به مسیح نیامده است کمک کن تا در این لحظه فرار کند، به شهر پناهگاه از طریق شخص خداوند عیسی فرار کند و در او آمرزش و زندگی بیابد. هللویا. و سپس بداند که بهشت امن است زیرا پیشرو پیش از ما وارد شده است و بندری از آرامش برای همه کسانی که به او اعتماد میکنند وجود دارد. هللویا به نام عیسی. آمین. آمین.