خدای بازسازی.
ما دلهای خود را بر بیدها نهادیم.
آنجا در سرزمینی دور بودیم.
آنچه را که از دست دادیم به یاد آوردیم و ای کاش گوش داده بودیم.
ای کاش فرزندی داشتیم، داستان ما بسیار متفاوت میبود.
اما در عوض، مانند بردگان زندگی میکنیم.
گاهی اوقات باید همه چیز را از دست بدهی تا همه چیز را پیدا کنی و کشف کنی که در خانهات است.
باید صدای خود را بلند کنی و آواز بخوانی.
زمانی که خانهات از بین رفته و خانوادهات را نیز از دست دادهای
و دشمن کنترل را در دست دارد.
کشف خواهی کرد که خدا راستین است.
او افکاری را که نسبت به تو دارد میداند.
افکار صلح و نه آسیب.
اما درد تو فرآیند است
و اشکها به نفع تو کار میکنند.
او تو را برای فصلی به اینجا آورد و هر فصل تغییر میآورد.
او را خواهی یافت وقتی که او را بجویی و زندگی هرگز مثل قبل نخواهد بود.
خدا وعده داده است که تو را به جایی که به آن تعلق داری بازگرداند.
پس اکنون چنگ خود را از بید بردار و آن آهنگ شاد را بخوان.
خدا، خدای بازسازی است.
هیچ شکی در این مورد نیست.
او شادی نجاتم را بازگرداند.
و من همین جا که هستم خواهم ماند.
او تو را برای فصلی به اینجا آورد.
و هر فصل تغییر کرده است.
او را خواهی یافت وقتی که او را بجویی.
و زندگی هرگز مثل قبل نخواهد بود.
او تو را برای فصلی به اینجا آورد.
و هر فصل تغییر میآورد.
او را خواهی یافت وقتی که او را بجویی.
و زندگی هرگز مثل قبل نخواهد بود.
زندگی تو هرگز مثل قبل نخواهد بود.
هرگز مثل قبل. آمین.
پس، ما پیش میرویم و دعا میکنیم و با نویسنده کتاب صحبت میکنیم. این همیشه بهترین کار است قبل از اینکه کتاب مقدس را بخوانید، با نویسنده صحبت کنید. پس بیایید همین الان برای نویسنده کتاب دعا کنیم. بیایید دعا کنیم. خدای ما و پدر ما، امشب برای کلامت از تو سپاسگزاریم. ما بسیار مفتخریم که کلام خدا را در دستان ما قرار دادهای. اکنون، ما میخواهیم آن کلام را منتقل کنیم یا میخواهیم تو آن را از صفحه نوشته شده به قلبها و ذهنهای ما منتقل کنی. این را به نام عیسی میخواهیم. آمین.
پس، ما چند هفته پیش، مطمئن نیستم چه کسی با ما بود، اما ما به ملت اسرائیل نگاه میکردیم و آنها از اسارت در مصر بیرون آورده شدند. بنابراین، هفته گذشته دیدیم که وقتی آنها از رود اردن عبور کردند، وارد سرزمین موعود شدند. و ما در مورد 12 سنگی صحبت کردیم که برداشته شدند و در رود اردن قرار گرفتند. و 12 سنگ بیرون آورده شدند، در سمت کنعان قرار گرفتند، که مرگ ما با مسیح و رستاخیز ما با او را به تصویر میکشید. پس اکنون آنها در کنعان هستند، اما هویت خود را فراموش کردهاند. آنها فراموش کرده بودند که مردم خدا بودند. پس اینجا مردمی هستند که خدا آنها را از اسارت و بندگی مصر نجات داد. اکنون، به دلیل گناهشان، دوباره به بندگی خواهند رفت.
اسارت اسرائیل و سبت
و من فقط میخواهم چیزی را بخوانم که بسیار روشنگر است در مورد اینکه چرا آنها به اسارت میروند و چه مدت طول میکشد. این در آخرین فصل در 2 تواریخ است. این در تواریخ است، ما تاریخ اسرائیل را میخوانیم. و در پایان زمانی که صدقیا، که پادشاه است، و آن 490 سال به پایان میرسد و خدا آنها را به اسارت به بابل میبرد از طریق پادشاهی به نام نبوکدنصر، که شاید اگر کتاب دانیال را خوانده باشید در مورد او شنیده باشید. خب، او آنها را برای 70 سال به اسارت میبرد. 70 سال. من آن را برای شما در 2 تواریخ فصل 36 و آیه 20 میخوانم.
و کسانی را که از شمشیر گریخته بودند، او به بابل برد، جایی که آنها تا زمان پادشاهی فارس، خادمان او و پسرانش بودند. تا کلام خداوند به زبان ارمیا به انجام رسد، تا زمین از سبتهای خود لذت ببرد. زیرا تا زمانی که ویران بود، 70 سال سبت را نگاه داشت. (2 تواریخ 36:20-21)
پس سبت، چرا مهم است که اسرائیل برای 70 سال به اسارت رفت؟ خب، برای 490 سال، آنها استراحت سبت 7 ساله زمین را رعایت نکرده بودند. و این همان چیزی است که در لاویان 25 مییابید که خدا به آنها گفته بود که هر هفت سال یک بار باید به زمین استراحت دهند. آنها نباید آن را کشت میکردند. بنابراین در سال ششم محصول فراوانی داشتند. سال هفتم کار نمیکردند. به نظر خوب میرسد. و سال هشتم از آنچه در سال ششم کاشته بودند میخوردند. و سپس در سال هشتم دوباره میکاشتند و سپس از آن به بعد ادامه میدادند و چرخه ادامه مییافت. بنابراین برای 490 سال هر هفت سال یک بار قرار بود به زمین استراحت دهند. آنها این کار را نکردند. بنابراین این به 70 سال سالهای سبت میرسد که زمین باید استراحت میکرد.
پس خدا این را در لاویان 25 و آیه 23 گفت. او میگوید زمین مال من است. سرزمین اسرائیل که اسرائیل اکنون در آن است، اسرائیل نیست. مال یهوه است. مال خداست. و او یک بار دیگر از طریق خداوند عیسی باز خواهد گشت. و او آن سرزمین را مطالبه خواهد کرد. اما این داستان دیگری است. اما اکنون، او میگوید: «این سرزمین من است، و اکنون شما با رعایت سبت و اجازه دادن به زمین من برای استراحت، به من احترام نگذاشتهاید. پس، من اجازه میدهم استراحت کند. من شما را برای 70 سال به اسارت به بابل میفرستم به دلیل گناهتان علیه من.»
اکنون، گناه علیه آنها، همانطور که در اعمال 7 میخوانیم، این بود که آنها خدایان بیگانه را میپرستیدند و با کنعانیان در پرستش آنها متحد شده بودند. اما دلیل 70 سال بودن آن فقط به خاطر چیزی است که در مورد سبت گفتیم.
زمانبندی کامل خدا در آزمایشها
اکنون نکتهای که میخواهم بگویم این است. هر آزمایشی که شما یا من ممکن است از آن عبور کنیم، هر روز، هر لحظه، کاملاً توسط خدا شمارهگذاری شده است. او یک هدف دارد، یک هدف کامل. و برای او زمان کاملی لازم است تا آن را به انجام برساند. اکنون بدیهی است که اگر ما با خدا همکاری کنیم، آن زمان ممکن است کوتاه شود، اما خدا دقیقاً میداند که ما به چه چیزی نیاز داریم و ممکن است خوشایند نباشد، همانطور که پطرس در 1 پطرس 1 و 6 میگوید، او میگوید اکنون که برای مدتی در یک آزمایش هستید و ممکن است خوشایند نباشد، در واقع ممکن است سنگینی زیادی بر شما وارد کند و اگر در آزمایش هستید، میدانید که این سنگینی بر شما وارد میکند. اما فقط به یاد داشته باشید، این توسط خدا مقرر شده است. دقیقاً توسط خدا مقرر شده است.
و اکنون به ارمیا در ارمیا 25 میروم. فقط برای ایجاد ارتباط در آیه 8 میخوانم.
بنابراین، خداوند سپاهیان چنین میگوید: «چون سخنان مرا نشنیدهاید، اینک، من میفرستم و تمام خانوادههای شمال را میآورم،» خداوند میگوید، «نبوکدنصر، پادشاه بابل، بنده من، و آنها را بر این سرزمین و بر ساکنان آن و بر تمام این ملتهای اطراف میآورم، و آنها را کاملاً نابود خواهم کرد.» (ارمیا 25:8-9)
اکنون، آیه 10، به این گوش دهید.
علاوه بر این، من از آنها صدای شادی، صدای خوشحالی، صدای داماد، و صدای سنگهای آسیاب و نور شمع را خواهم گرفت. (ارمیا 25:10)
دوستان، او چه میگوید؟ قرار نیست سرگرمکننده باشد. من بر شما داوری خواهم آورد و دردناک خواهد بود، اما همانطور که گفتیم، زمانی برای یادگیری از خدا خواهد بود.
و در آنجا، در واقع، از انجام این کار متنفرم، اما در مزامیر، مزموری وجود دارد که با همین نکتهای که خدا در مزمور 137 بیان کرد، ارتباط دارد. اکنون، گوش دهید. پس، ما همین الان شنیدیم که خدا به مردم گفت که آنها را از سرزمین موعود بیرون میآورد، به اسارت به بابل میبرد، و در آنجا، سرگرمکننده نخواهد بود. او تمام شادی و خوشحالی و آواز خواندن را از آنها خواهد گرفت. این همان چیزی است که در مزمور 137 آمده است. اینها مردمی هستند که در بابل هستند و در مورد تجربه خود مینویسند.
کنار رودخانههای بابل، آنجا نشستیم. آری، گریستیم. (مزمور 137:1)
فقط میخواهم در اینجا مکث کنید. میخواهم به آن فکر کنید. زمانی که ما از خداوند نافرمانی میکنیم، روزگار سخت میشود. و آنها گریه میکردند زیرا از خانه دور و در اسارت بودند. میگوید وقتی صهیون را به یاد آوردیم، خانه را به یاد آوردند، اورشلیم را به یاد آوردند و آنچه را که از دست داده بودند به یاد آوردند. و بسیاری اوقات ما باید آنچه را که واقعاً ارزشمند است از دست بدهیم تا بفهمیم آن چیزها چقدر ارزشمند هستند.
ما چنگهای خود را بر بیدهای میان آن آویختیم. (مزمور 137:2)
پس این تصویری از غم است. آنها چنگهای خود را بر بیدها آویزان میکنند.
زیرا کسانی که ما را به اسارت بردند، از ما آهنگی خواستند، و کسانی که ما را ویران کردند، از ما شادی خواستند و گفتند: «یکی از سرودهای صهیون را برای ما بخوانید.» (مزمور 137:3)
و به این گوش دهید. آنها پاسخ میدهند،
چگونه میتوانیم سرود خداوند را در سرزمینی بیگانه بخوانیم؟ (مزمور 137:4)
اکنون، من به این مزمور رفتم تا حساسیت را که در کتاب مقدس خواهید یافت و با تجربه شخصی شما ارتباط دارد، تقویت کنم. این کتاب یک کتاب حاضر برای امروز، برای زندگی شما و زندگی من امروز است. و خدا گفت: «من بر شما داوری خواهم آورد، و برای شما غمانگیز خواهد بود. اما با این حال، با این حال.»
بازسازی خدا و پایان مورد انتظار
اکنون به ارمیا باز میگردم تا «با این حال» را در ارمیا فصل 29 تکمیل کنم. اکنون به یاد داشته باشید که او قبلاً به آنها گفته بود که 70 سال خواهد بود. پس اکنون در ارمیا فصل 29:10 و برخی از شما ممکن است با این آیه آشنا باشید.
زیرا خداوند چنین میگوید که پس از آنکه هفتاد سال در بابل به پایان رسد، من شما را خواهم دید. هللویا. (ارمیا 29:10)
خداوند به خاطر گناهشان از آنها دست نکشیده بود. نه. او تمام مدت با آنها بود، هرچند نه به گونهای که بتواند به آنها نزدیک شود. زیرا وقتی تحت تأدیب هستید، خدا فاصله میگیرد. او میگوید: «پس از آنکه هفتاد سال در بابل به پایان رسد، من شما را خواهم دید و کلام نیکوی خود را نسبت به شما به انجام خواهم رساند.» گوش کنید، با بازگرداندن شما به این مکان، هللویا. خدا، خدای بازسازی است. اوه، دوست من، او آنها را پس از پایان این کار تأدیب، به خانه باز خواهد گرداند. و این همان چیزی است که میتوانید در کتاب عزرا و کتاب نحمیا و کتابهای دیگر نیز بخوانید. اما به هر حال، پس آیه 11. اکنون، این آیهای است که ممکن است قبلاً شنیده باشید.
زیرا من افکاری را که نسبت به شما دارم میدانم، خداوند میگوید، افکار صلح، نه شر، تا به شما پایانی مورد انتظار بدهم. (ارمیا 29:11)
اکنون او با کسانی صحبت میکند که به دلیل گناهشان در اسارت در بابل هستند. میبینید، خدا در زندگی مردم این ملت کاری را انجام میدهد. او آنها را به سوی خود باز میگرداند.
و گوش کنید چه میگوید. سپس پس از انجام کار تأدیب،
آنگاه مرا خواهید خواند و خواهید رفت و نزد من دعا خواهید کرد و من به شما گوش خواهم داد. و مرا خواهید خواند و مرا خواهید جست و مرا خواهید یافت، وقتی که مرا با تمام دل خود بجویید و من به شما یافت خواهم شد، خداوند میگوید. (ارمیا 29:12-14)
بدترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که دل خود را نسبت به خداوند سخت کنید. این است که خدا را به خاطر شرایط زندگی خود سرزنش کنید. نه، به یاد داشته باشید که او پایانی خوب و مورد انتظار برای شما دارد. که او در قلب شما کار میکند. قلبهای ما در طول زمان طولانی سخت میشوند. همانطور که در گناه زندگی میکنیم، چرخهای گاریهای گناه بر قلبهای ما مانند جادهای که سخت میشود، میگذرند و این یک شبه تغییر نمیکند. خدا باید با ما به روشهای بسیار مشخص و گاهی بسیار سخت برخورد کند، درست مانند اسرائیل در اینجا برای 70 سال، تا قلبهای آنها تغییر کند، تا آن سختی آن جاده شکسته شود، همانطور که خدا قلب آنها را شخم میزند. و او میگوید: «و من به شما یافت خواهم شد، خداوند میگوید.» هللویا.
فقط یک بازمانده بازگشت
پس، این بسیار شگفتانگیز است. خدا آنها را به سرزمین باز خواهد گرداند. و خدا برای شما نیز چیزی دارد. او شما را به همان شرایطی که در آن بودید باز نخواهد گرداند، اما اگر این کار را بکند، شما را تغییر خواهد داد. شما همان شخص نخواهید بود وقتی بازگردید. آنها همان مردم نبودند وقتی به اورشلیم بازگشتند. خدا آنها را تغییر داده بود.
و فقط یک نکته آخر که میخواهم بگویم، تنها یک بازمانده بازگشت. تنها تعداد کمی. اکثریت اسرائیل در بابل راحت شده بودند، زندگی، تجارت و خانواده تشکیل داده بودند و بازنگشتند. وقتی پادشاه بابل یا پادشاه فارس کوروش گفت که میتوانند بازگردند، تنها تعداد کمی بازگشتند. پس در حالی که تحت تأدیب خدا هستید، مطمئن شوید که به دنبال خداوند هستید و از او میخواهید که قلب شما را نرم کند و در شرایطی که هستید راحت نشوید زیرا خدا در حال کار است تا قلب شما را نرم کند و شما را نزدیکتر و نزدیکتر به خود بکشاند. هللویا.
بیایید دعا کنیم. ای خدا، ما میخواهیم تو را برای چنین رحمتها و مهربانیها شکر کنیم. تو بسیار خوب هستی. هر یک از شنوندگان امشب را برکت بده. ما دعا میکنیم، ای خدا، همانطور که تو این برنامههای خوب را برای ما داری. همه چیز برای خیر با هم کار میکند. مردم ممکن است آن را برای شر بخواهند، همانطور که برادران یوسف کردند، اما تو آن را برای خیر میخواهی. خداوند را ستایش کنید. درست مانند خداوند عیسی، آنها از او متنفر بودند، او را مصلوب کردند، اما از طریق آن عمل شیطانی، اکنون نجاتدهندهای برای هر گناهکاری مانند خودم وجود دارد. و مانند کسانی که گوش میدهند که میتوانند نجات یابند، دوست من، اگر نجات نیافتهای، در این لحظه به مسیح اعتماد کن. آمرزش گناهان و زندگی ابدی را به نام او دریافت کن. آمین. آمین.