تاج شاهانه
در آن رؤیای شگفتانگیز که به زندانی تنها در پاتموس داده شد، که در آن آسمانهای گشوده، بازگشت پسر انسان را برای داوری به زمین، همراه با سپاه آسمان، آشکار میسازند، او به عنوان «پادشاه پادشاهان و رب اربابان» توصیف شده است. و بر «سر او تاجهای بسیاری است.» کلمهای که در اینجا برای «تاجها» استفاده شده است، دیادما—یک تاج شاهانه، نماد وقار امپراتوری، در تضاد با استفانوس—تاج پیروزی، که در مسابقه یا رقابت به دست میآید، پاداش شایستگی، نماد پیروزی است.
هماکنون خداوند جلالیافته در آسمان تاج پیروزی خود را بر سر دارد (عبرانیان ۲:۹)، زیرا پیروزی او از پیش کامل شده و ظفر او به دست آمده است. اما ساعت تاجگذاری او با تاجهای شاهانهاش، که حق اوست، هنوز فرا نرسیده است. این پاسخ عمومی آسمان به بیاحترامی خواهد بود که او بر روی زمین متحمل شد. انسانها مسیح خدا را با تاج خار تاجگذاری کردند و در تمسخر در برابر او زانو زدند. خدا بر پیشانی او، که زمانی با خارها به طرز بیرحمانهای پیچیده شده بود، دیهیم سلطنتی آسمان را قرار خواهد داد و او را با جلال و قدرتی که به عنوان «پادشاه پادشاهان» به او تعلق دارد، مجهز خواهد ساخت. او او را به جهانی که او را بیرون راند، و به همان صحنههایی که صلیب زمانی در آن ایستاده بود، باز خواهد گرداند، در شکوه سلطنتی آراسته، با «دیهیمهای بسیار» خود تاجگذاری شده، تا به عنوان «رب همه» شناخته و پذیرفته شود. و جایی که قطرات خون یاقوتی رنج او زمانی قرار داشت، «تاجهای بسیار»—نماد حقوق زمینی او—آنگاه در زیبایی بیزوال و شکوه بیعیب خود خواهند درخشید.
تاجهای غاصب و میراث برحق مسیح
دو بار پیش از این، کلمه دیادما در کتاب مکاشفه یافت میشود. یک بار، در مکاشفه ۱۲:۳، بر سر اژدها؛ یک بار، در مکاشفه ۱۳:۱، بر سر وحش، نماینده شیطان و حاکم او بر پادشاهیهای زمین. اما روزی فرا خواهد رسید که او، که حق سلطنت دارد، به ملک خود خواهد آمد، و آنگاه
تاجهایی که بر پیشانی دروغین پیچیده شده بودند،
توسط رب برحقشان پوشیده خواهند شد.
دیادما —تاج سلطنتی رب آفرینش، از آن او خواهد بود، در آن روز رهایی از لعنت و بندگی فسادش بر سر گذاشته خواهد شد. در روز سقوط آدم از دست رفت، در ساعت پیروزی مسیح بازیافته شد. تاج اسرائیل نیز بر پیشانی او خواهد بود، زیرا فاتح بازگشته، مرد جلجتا است، که بالای صلیب او با تمسخر نوشتند: «عیسی ناصری، پادشاه یهود.» و تاجهای ملل غیریهودی، که حاکمانشان میآیند تا او را پادشاه بشناسند و ثروتهای خود را به پای او بریزند (مزامیر ۸۲:۱۰)، نیز در آن روز از آن او خواهد بود. او شایسته همه آنهاست.
شاهزاده صلح سلطنت خواهد کرد
و آنگاه زمین خسته و ملتهای بیقرار، حکومت مهربان شاهزاده صلح را خواهند شناخت. اما نه تا آن زمان. نه، هرگز! زیرا چگونه زمین میتواند در آرامش باشد، یا جهان «به آواز خواندن درآید» (اشعیا ۱۴:۷)، در حالی که غاصب بزرگ تاج سلطنتی آن را بر سر دارد و ادعا میکند که شاهزاده و حاکم آن است؟ اما داوری به زودی صحنه را پاک خواهد کرد، و غاصب بزرگ آنگاه به سرنوشت خود خواهد رسید. آنگاه هللویاهای آسمان به افتخار پادشاه برحقش بلند خواهد شد، و ندا از تخت ابدی به بیرون، به جلو، به دورترین مرزهای آفرینش طنینانداز خواهد شد، همه در آهنگ شادمانه خواهند پیوست—
دیهیم سلطنتی را بیاورید،
و او را، رب همه، تاجگذاری کنید.