چشمانداز– جولای/آگوست ۲۰۱۵ —مجله فیض و حقیقت
او پایین آمد
دو چیز در اول تیموتائوس ۲، واسطه را مشخص میکند:
او یک انسان است (آیه ۵)؛او خود را فدیه برای همه داد (آیه ۶).
زمان این شهادت از سوی خدا مقرر شده بود.
حقیقت گرانبها! ما ضعیف هستیم؛ ما گناهکار هستیم و نمیتوانستیم خود را به خدا نزدیک کنیم. ما به واسطهای نیاز داشتیم که در عین حفظ جلال خدا، ما را در موقعیتی قرار دهد که بتواند ما را در عدالت مطابق با آن جلال به خدا تقدیم کند.
مسیح خود را داد به عنوان فدیه. اما او باید یک انسان باشد تا برای انسانها رنج ببرد و نماینده آنها باشد – و او همین بود! اما این همه ماجرا نیست. ما در اینجا روی زمین ضعیف هستیم، جایی که باید مکاشفه خدا را دریافت کنیم، و ما در مورد استفاده از منابع خود در خدا و مشارکت با او ضعیف هستیم، حتی زمانی که گناه ما محو شده است. با این حال، در ضعف ما برای دریافت مکاشفه خدا، مسیح خدا و هر آنچه را که او در شخص خود است، در تمام شرایطی که انسان میتواند نیاز داشته باشد، چه در جسم و چه در روح، آشکار کرده است. او به پایینترین اعماق آمد تا هیچ کس، حتی بدبختترین افراد، نتواند احساس کند که خدا در نیکویی خود به او نزدیک و کاملاً در دسترس اوست. او به سوی او آمد – عشق او فرصت خود را در بدبختی او یافت، بدون اینکه نیازی وجود داشته باشد که او در آن حضور نداشته باشد و نتواند آن را برآورده کند.
او به این طریق خود را بر روی زمین شناساند. اکنون که او در بالا است، هنوز همان است. او تجربیات انسانی خود را فراموش نمیکند – آنها توسط قدرت الهی او در احساسات همدردانه انسانیت او، مطابق با انرژی آن عشق الهی که منبع و نیروی محرکه آنهاست، حفظ میشوند. او هنوز یک انسان در جلال و کمال الهی است. الوهیت او قدرت عشق خود را به انسانیت او میبخشد و هیچ یک از آن را کنار نمیگذارد.
هیچ چیز نمیتوانست شبیه باشد چنین واسطهای! هیچ چیز نمیتوانست با لطافت، شناخت قلب انسان، همدردی یا تجربه نیاز برابری کند. به میزانی که الوهیت میتوانست به آنچه او انجام داد ببخشد، و در قدرت عشق خود، او پایین آمد، در تمام غمهای انسانیت شریک شد و وارد تمام شرایطی شد که قلب انسان میتوانست در آن باشد. او زخمی، مظلوم و دلسرد شد – زیر بار شر خم شد. هرگز لطافت، قدرت همدردی و انسانیتی مانند او وجود نداشته و نخواهد داشت. هیچ قلب انسانی نمیتواند ما را در هر باری که قلب انسان را آزار میدهد، اینگونه درک کند یا با ما احساس کند. این فقط در انسان، مسیح عیسی، که واسطه ماست، یافت میشود. هیچ کس اینقدر نزدیک نیست، هیچ کس اینقدر پایین نیامده و با قدرت الهی وارد نیاز، تمام نیاز انسان نشده است. وجدان با کار او پاک میشود و قلب با آنچه او بود و برای همیشه هست، تسکین مییابد.
فقط یکی هست! فکر کردن به دیگری، گرفتن جلال او از او و تسلی کامل ما از ما خواهد بود.
توسط جان ان. داربی (اقتباس از خلاصه،جلد ۵)
بر تخت نشسته در بالا
بر تخت نشسته در بالا، کلام ازلی،
به عنوان پسر انسان، به عنوان خداوند حاکم،
اکنون با ایمان بر تو تکیه میکنیم،
تا زمانی که همه عنوان تو را اعتراف کنند.
تو جانهای ما را از گناهان پاک کردی،روح تو به ما قدرت درونی میدهد؛در حالی که تو برای ما در تمام نیازهایمان،در دست راست خدا همیشه شفاعت میکنی.
ای ما را در راه باریک نگه دار،
تا هرگز قدمهای ما از تو منحرف نشود؛
ضعف ما را حفظ کن، ترس ما را آرام کن،
و ما را به حضور خود نزدیک نگه دار.
ای کاش چنین باشد تا آن روز مبارک که خدا تمام اشکها را پاک کند؛به زودی، در کلام وعده داده شده است،آمین، بیا، عیسی، خداوند.—آر. مورسهد (سرودهای روحانی،#۲۶۴)