سموئیل پیامبر
ویژگی 2– جون ۲۰۲۵ –مجله فیض و حقیقت
سموئیل پیامبر
در این صفحاتما مایل هستیم که بر شخص و خدمت سموئیل نبی تأمل کنیم. ما باید با مادرش، حَنّا، شروع کنیم که نامش به معنای "فیض" است – که این همان چیزی است که قوم خدا به شکلی خاص به آن نیاز دارند وقتی اوضاع رو به وخامت میرود.
وضعیت رو به وخامت اسرائیل، حتی سالها قبل از تولد حَنّا، در کتاب داوران خلاصه شده است. در آنجا درباره هفت دوره شکست، به ویژه در مورد رهبران ملت، میخوانیم. با این حال، این کتاب فیض خدا را نشان میدهد که به روشها و زمینههای مختلف، احیا و بازسازی میبخشد. این مضمون، کتاب داوران را برای ما امروز مرتبط، و حتی دلگرمکننده میسازد.
پس از کتاب داوران، کتابهای اول و دوم سموئیل قرار دارند. این دو کتاب نشان میدهند که خداوند قوم خود را برای داشتن پادشاهی بر خودشان آماده میکند. در مورد پادشاه، خواست او در تثنیه ۱۷:۱۴-۱۵ آشکار شد (نسخه استاندارد انگلیسی)، که میگوید: «هنگامی که به سرزمینی که خداوند خدای شما به شما میدهد، وارد شوید، و آن را تصرف کرده و در آن ساکن شوید، و سپس بگویید: ‘پادشاهی بر خود خواهم گماشت، مانند همه ملتهایی که اطراف من هستند،’ شما میتوانید پادشاهی را بر خود بگمارید که خداوند خدای شما انتخاب خواهد کرد. یکی از برادران خود را باید به عنوان پادشاه بر خود بگمارید.» این زمانی محقق خواهد شد که خداوند عیسی به عنوان پادشاه سلطنت کند.
شوهر حَنّا، اَلْقانَه، نامی که به معنای «خدا خریده است» میباشد، یک لاوی بود (۱ تواریخ ۶:۲۶،۳۴) که با خدمت خدا در میان قوم اسرائیل مرتبط بود. در آن زمان، آن خدمت در مکانی به نام شیلو متمرکز بود، به معنای «آرامش»، جایی که خیمه عبادت تحت رهبری یوشع برپا شده بود (۱ سموئیل ۱:۳؛ یوشع ۱۸:۱). زوال نیز در آنجا در حال وقوع بود، که منجر به شکستهای جدی شد به دلیل دو پسر کاهن اعظم عیلی که خدمت میکردند. آنها مرتکب بیاخلاقی آشکار شده بودند (۱ سموئیل ۲:۲۲) و همچنین خدا را از آنچه حق او بود محروم میکردند با گرفتن بهترین قربانیها برای خودشان. رفتار آنها باعث شد که مردم خدمت خدا را تحقیر کنند، از جمله قربانیهایی که برای احترام به او آورده میشد (آیات ۱۲-۱۷).
در این سالها، حَنّا عمیقاً در تلاش بود تا پسری داشته باشد که او را برای خداوند تربیت کند، تا او در شیلو به خداوند خدمت و او را تکریم کند. اما او قادر به باردار شدن و فرزندآوری نبود، به همین دلیل شوهرش شاید همسر دیگری گرفته بود. این رسم در آن روزها غیرمعمول نبود، اما از ابتدا این نقشه خدا نبود (پیدایش ۲:۲۴ را ببینید).
ابراهیم نیز مانند ساره، همسرش، وضعیتی مشابه حنه داشت. اما خدا مداخله کرد و به آنها پسری به نام اسحاق داد (پیدایش ۱۶-۲۱). به همین ترتیب، پس از سالها انتظار و دعا، حنه و شوهرش پسری داشتند که او را سموئیل نامید. به درستی، نام او به معنای «از خدا شنیده شده» یا «از خدا خواسته شده» است. هنگامی که زمان مناسب فرا رسید، حنه پسر خردسالش را به شیلو برد تا در آنجا در اطاعت از کاهن اعظم، خداوند را خدمت کند (اول سموئیل ۱:۲۴-۲۸). خواندن سرود ستایش و پرستش حنه (۲:۱-۱۰) در حالی که پسرش در شیلو خداوند را خدمت میکرد (آیه ۱۱)، بسیار تأثیرگذار است.
درسها از اوایل خدمت سموئیل
شخصیت شموئیل جوان و کیفیت زندگی و خدمت او در تضاد آشکار با پسران عیلی بود که با داوری روبرو بودند (آیات ۲۷-۳۶). آرزوی بزرگ حَنّا این بود که پسرش، در محیط رو به زوال آن روز، به خداوند خدمت کند.اُرددر وفاداری – و این همان کاری بود که سموئیل جوان انجام داد. او به خدستوربا درک حضور او، در حالی که ایفود کتان پوشیده بود، و در برابر عالی کاهن اعظم، که ظاهراً تفاوت را با پسران خودش متوجه شد (2:11,18, 3:1-9).
چه نمونه زیبایی برای والدین جوان! بیایید تشویق شویم که با دقت ابتدای کتاب اول سموئیل را بخوانیم، در حالی که از خداوند میخواهیم درسهایی را به ما نشان دهد که ممکن است از جزئیات این فصلها بیاموزیم. تعهد و دعاهای حَنّا بر پسرش تأثیر گذاشت، پسری که مرد دعا شد (۷:۵، ۸:۶، ۱۲:۱۹-۲۳). شموئیل از کودکی خادمی بود که برای مراقبت از منافع خدا تربیت شده بود. او که در مکتب خدا تعلیم دیده بود، سخنگوی خدا یا نبی او شد و قومش را «راه نیکو و راست» تعلیم میداد (۱۲:۲۳).
خداوند دعاهای حَنّا را اجابت کرد، و پسر جوانش سموئیل خادمی وفادار شد. با توجه به این، ما به اهمیت پوشیدن ایفود کتان توسط سموئیل (۲:۱۸) پی میبریم. در کتب مقدس، کتان نمادی از پاکی در جایگاه و عمل است (رجوع کنید به لاویان ۱۶:۴). این به آن یگانه – خداوند عیسی – اشاره دارد که همیشه بیعیب و پاک راه میرفت، حتی با اینکه توسط کسانی احاطه شده بود که با ناپاکی مشخص میشدند. این، متأسفانه، وضعیتی بود که سموئیل جوان با آن روبرو شد، در مواجهه با رفتار شیطانی پسران عیلی. اما پسر حَنّا آموزش دیده بود که از شر دوری کند و در عوض، در پی تکریم خداوند باشد. به دلیل رفتار خداپسندانه او، سموئیل توانست خداوند را به شیوهای که شایسته او بود خدمت کند. باشد که ما از نمونه سموئیل و مادرش پیروی کنیم!
درسها از ادامه خدمت سموئیل
حتی در آن روزهای انحطاط، خدا مشغول کار بود، ابتدا در حَنّا، سپس در سموئیل، و بعداً در دلهای «مردان دلاور» (1 سموئیل 10:26). سموئیل قوم خدا را در مورد حقوق و وظایف پادشاهی (آیه 25) آموزش داد تا پادشاهی را که خداوند برایشان انتخاب کرده بود، احترام بگذارند (آیه 24): شائول. به زودی عمونیان در آن سوی رود اردن به اسرائیل حمله کردند. این امر واکنشی را برانگیخت که توسط شائول سازماندهی شده بود و منجر به شکست بزرگی برای دشمن اسرائیل شد (11:11). سپس سموئیل اسرائیل را رهبری کرد تا پادشاه جدید خود را به رسمیت بشناسند و احترام بگذارند.
اما، خدا اجازه داد که مردم از شاه شائول ناامید شوند. با وجود اینکه او در مقایسه با مردم برجسته بود، به طرق مختلف شکست خورد، همانطور که در اول سموئیل ۱۲-۱۵ به تفصیل آمده است. به لطف خدا، سموئیل هنوز اسرائیل را به یک احیا رهبری کرد و وفاداری خدا را در طول سالها، با وجود تمام شکستهایشان، به آنها یادآوری نمود (اول سموئیل ۱۲). فصل ۱۳ شکستهای شاه شائول و مردم را خلاصه میکند، اما یوناتان، پسر شائول، در فصل ۱۴ به عنوان یک نور درخشان درخشید، زیرا ایمان او به خدا یک پیروزی بزرگ را بر فلسطینیها شعلهور ساخت. با این حال، با وجود آن پیروزی، تصویر کلی به دلیل شکستهای روحانی و اخلاقی شائول تیره و تار بود. خداوند یک آزمایش دیگر را پیش روی شائول قرار داد که در آن او به دلیل نافرمانیاش و بیاعتنایی به حقوق خدا، به طرز فجیعی شکست خورد. سپس خدا سموئیل را فرستاد تا شائول را در مورد رد کردن او توسط خدا مطلع سازد (اول سموئیل ۱۵)، با وجود اینکه او به وی اجازه داد تا سلطنت خود را برای مدتی طولانی ادامه دهد.
در برابر آن پسزمینه تاریک، ما میآموزیم که خداوند جوانی را آماده میکرد تا پادشاهی مطابق دل خود شود: داوود (اول سموئیل ۱۶). خداونددستوراو را تربیت کرده بود در حالی که گوسفندان پدرش را میچراند و با حملات شیر و خرس جنگید (۱۷:۳۴).
شموئیل یک نبی وفادار و خادم خداوند بود.حکم، اما او به دلیل ناامیدیاش از شائول، نیاز به اصلاح و تنظیم داشت. بنابراین، خدا به خادم خود سموئیل گفت که این واقعیت را بپذیرد که او شائول را رد کرده و پادشاه جدیدی، یکی از پسران یسی، را در بیتلحم، «خانه نان»، یافته است. خدا سموئیل را به آنجا فرستاد تا این پادشاه جدید را مسح کند، در حالی که خانواده و مهمانان برای خوردن از قربانی، یعنی گوساله مادهای که سموئیل با خود آورده بود، جمع شده بودند (اول سموئیل ۱۶:۲). این غذا یک قربانی سلامتی بود که همه کسانی که از نظر آیینی پاک بودند میتوانستند از آن بخورند (لاویان ۷ را بخوانید). این توسط گوساله مادهای که به عنوان قربانی تقدیم شده بود، فراهم شد. کسانی که خود را تقدیس کرده بودند توسط سموئیل دعوت شدند تا بیایند، در حالی که سموئیل یسی و پسرانش را تقدیس کرد (اول سموئیل ۱۶:۵).
اما پیامبر هنوز باید درسهای بیشتری میآموخت. این درسها امروز برای ما مهم هستند – برای همه ایماندارانی که به حقوق خدا و قوم او اهمیت میدهند. تفاوتهای عظیمی بین آن زمان و اکنون وجود دارد، با این حال، ما نیز باید درسهای مشابهی از اطاعت، تعهد، محبت خداوند و قوم او بیاموزیم. باشد که آماده باشیم تا در قربانی سلامتی که خدا برای امروز آماده کرده است، یعنی شام خداوند بر سر سفره خداوند، شرکت کنیم (اول قرنتیان ۱۰-۱۱؛ عبرانیان ۱۳:۱۰-۱۶ را در نظر بگیرید).
درسهای بیشتری در اول سموئیل ۱۶:۶-۱۳ بیان شده است که خادم خدا باید میآموخت. خدا به سموئیل گفت که او یکی را از میان پسران یسی انتخاب کرده بود تا به عنوان پادشاه مسح شود. از میان هشت پسر او، خدا یکی را مطابق با قلب خود انتخاب کرده بود. پسر ارشد، الیاب، به معنی «خدای من پدر است»، اولین کسی بود که سموئیل فکر کرد خداوندحکمانتخاب کرده بود که مسحشده او باشد (۱ سموئیل ۱۶:۶). اما خORDگفت، «به ظاهر او نگاه نکنید یا به بلندی قد او، زیرا من او را رد کردهام. زیرا خُداوَندترتیبنمیبیند آنگونه که انسان میبیند: انسان به ظاهر نگاه میکند، اما خحکمبه دل مینگرد» (آیه ۷). پسر دوم، ابیناداب، «پدرم بخشندهای مشتاق است،» از مقابل سموئیل گذشت، اما خداوندحکمبه بنده خود روشن ساخت که این یکی انتخاب او نبود (آیه ۸). سومی، شمّه، نیز پذیرفته نشد (آیه ۹)، و نه هیچ یک از پسران دیگر که بعد از آن سه نفر آمدند (آیه ۱۰). اکنون چه؟
سموئیل به یسی گفت: «آیا همه پسرانت اینجا هستند؟» و او گفت: «کوچکترین هنوز باقی مانده است، اما ببین، او گوسفندان را نگهبانی میکند.» و سموئیل به یسی گفت: «بفرست و او را بیاور، زیرا تا او به اینجا نیاید، ما نخواهیم نشست.»» (آیه ۱۱). یسی اطاعت کرد. پس از آمدن داوود، ما دریافتیم که او «سرخرو و دارای چشمان زیبا و خوشقیافه بود» (آیه ۱۲). برای سموئیل، «خداوندامرگفت، «برخیز، او را مسح کن، زیرا این همان است.»» (آیه ۱۲). سموئیل اطاعت کرد، و «شاخ روغن را گرفت و او را در میان برادرانش مسح کرد. و روحِ خداونداُرداز آن روز به بعد بر داوود نازل شد" (آیه ۱۳). سموئیل سپس به رامه رفت، جایی که او زندگی میکرد. در کنایه الهی، خدا اجازه داد داوود در خدمت شائول تربیت شود و با دخترش میکال ازدواج کند، با وجود اینکه او نیز در برابر فیض خدا مقاومت کرد و هرگز فرزندی برای داوود به دنیا نیاورد.
جدای از مسح کردن شائول و بعدها داوود، سموئیل مانند موسی به عنوان شفاعتکننده برای ملت اسرائیل دیده میشد: «خداوندترتیببه من گفت: «اگرچه موسی و سموئیل در برابر من ایستادند، اما دل من به سوی این قوم مایل نشد» (ارمیا ۱۵: ۱). سموئیل نیز به موسی و هارون به عنوان کاهنان تشبیه شد (مزامیر ۹۹: ۶). تنها به فیض، سموئیل، که یک لاوی بود، به عنوان کاهن خدمت کرد، زیرا او از نسل هارون نبود. این را در زندگی داوود نیز میبینیم. سموئیل و داوود، یا خدمت سموئیل، اغلب با هم ذکر شدهاند (۱ تواریخ ۹: ۲۲، ۱۱: ۳، ۲۶: ۲۸، ۲۹: ۲۹). خیلی بعدتر در تاریخ اسرائیل، جشن فصح پادشاه یوشیا به عنوان چیزی توصیف شد که «از ایام سموئیل نبی» مشاهده نشده بود (۲ تواریخ ۳۵: ۱۸). همه اینها نشان میدهد نقش مهمی که سموئیل در ملت اسرائیل داشت. با این حال، پسران سموئیل نتوانستند معیارهایی را که پدرشان رعایت کرده بود، حفظ کنند (۱ سموئیل ۸: ۱-۳). سموئیل پس از یک عمر طولانی خدمت وفادارانه درگذشت (۲۵: ۱).
درسها و پیامدها
آن نبی سه بار در عهد جدید (اعمال رسولان ۳:۲۴، ۱۳:۲۰؛ عبرانیان ۱۱:۳۲) به او اشاره شده است. پطرس در اعمال رسولان ۳ اعلام کرد: «موسی گفت: «خداوند خدا برای شما پیامبری مانند من از میان برادرانتان برخواهد انگیخت. شما باید به هر آنچه او به شما میگوید گوش فرا دهید. و چنین خواهد شد که هر کسی که به آن پیامبر گوش ندهد، از میان قوم نابود خواهد شد.» و همه پیامبرانی که سخن گفتهاند، از سموئیل و کسانی که پس از او آمدند، نیز این ایام را اعلام کردند. شما پسران پیامبران هستید و پسران عهدی که خدا با پدران شما بست، و به ابراهیم گفت: «و در نسل تو همه خانوادههای زمین برکت خواهند یافت.» خدا، پس از برانگیختن بنده خود، او را ابتدا به سوی شما فرستاد، تا شما را برکت دهد، با بازگرداندن هر یک از شما از شرارتتان» (آیات ۲۲-۲۶).
نزدیک به پایان تاریخ شکستهای شائول، خدا حتی زمانی که پادشاه شائول میخواست با یک احضارکننده ارواح مشورت کند، که شیطانی است، مداخله کرد. احضارکننده ارواح از مداخله خدا شگفتزده شد، زیرا او به سموئیل اجازه داد تا از دنیای نادیدنی با شائول سخن بگوید. حتی این احضارکننده ارواح نیز به این کار عادت نداشت، زیرا فعالیت رایج این بود که یک روح شیطانی وانمود کند که شخص مردهای است که از او خواسته شده بود با او مشورت شود. اما خدا این مداخله قابل توجه را به عنوان آخرین شهادت برای شائول اجازه داد (اول سموئیل ۲۸). چقدر عبرتآموز! متأسفانه، شائول توبه نکرد. او به زودی در نبردی با فلسطینیان، با پایان دادن به زندگی خود، از بین رفت (اول سموئیل ۳۱). بیایید از زندگی شائول درسی بگیریم: خدا صبور است، اما نمیتوان او را فریب داد!
توسط آلفرد بوتر