عثنیل و عکسَه
کورنۍ– جون ۲۰۲۵ –مجله فیض و حقیقت
عُتْنِیئیل و عَکْسَه
کتاب مقدس موږ ته ډېرې کیسې راکوي.دربارهٔ افرادی که درست مثل ما بودند. از این داستانها درسهای ارزشمندی میآموزیم که میتوانیم در زندگی خود به کار ببریم. یک داستان دربارهٔ دو فرد مجرد، عُتنیئیل و عَکسَه است، اینکه چگونه با هم آشنا شدند و چگونه خداوند ORDاز آنها استفاده کرد. داستان آنها را در یوشع ۱۵:۱۳-۱۹ و داوران ۱:۱۲-۱۵، ۳:۵-۱۱ میخوانیم. این واقعیت که بیش از یک بار به ما داده شده است، به ما میگوید که باید توجه ویژهای به آن داشته باشیم.
عُتنئیل کی بود؟
عثنیئیل پسر قناز بود که برادر کوچکتر کالب بود (داوران ۱:۱۳). «عثنیئیل» به معنای «مرد قدرتمند خدا» یا «شیر خدا» است. کالب، عموی عثنیئیل، همانطور که در اعداد ۱۳-۱۴ میخوانیم، یکی از ۱۲ جاسوسی بود که برای کاوش سرزمین کنعان فرستاده شدند.
هنگامی که جاسوسان از ارزیابی سرزمین بازگشتند، تنها دو نفر، یوشع و کالب، گزارش خوبی دادند. ده جاسوس دیگر ترسان بودند. کالب به مردم گفت نترسند، زیرا با خُداوَنORDبا کمک خدا آنها بر دشمن غلبه میکردند (۱۳:۳۰، ۱۴:۸). اما مردم یوشع و کالب را باور نکردند (آیه ۱۰). در نتیجه بیباوری آنها، مردم بالای ۲۰ سال هرگز وارد سرزمین موعود نشدند و در عوض در بیابان مردند. یوشع و کالب دو استثنا بودند.
ما نمیدانیم که کنز، پدر عثنیئیل و برادر کوچکتر کالب، در آن زمان بالای ۲۰ سال داشت یا زیر ۲۰ سال، اما میبینیم که کالب در آن زمان و در سالهای بعد برای برادرزادهاش نمونه و تأثیرگذار بود. یک درس مهم که در اینجا میآموزیم این است که میتوانیم بر خانواده گسترده خود تأثیر بگذاریم. باشد که این تأثیر برای جلال خداوند باشد!
عَکسَه که بود؟
عَخسه تنها دختر کالِب بود. نام او به معنای «گوهر» یا «خلخال» است که نشان میدهد پدرش او را دوستداشتنی میدانست. او برایش گرانبها بود. داشتن پدری که میدانید به شما اهمیت میدهد، یک برکت است. اگرچه ممکن است همه این را از یک پدر زمینی نداشته باشند، اما ما میدانیم که به عنوان ایمانداران، ماهمهپدری داریم که ما را دوست دارد: «ببینید پدر چه محبتی به ما عطا کرده است» (اول یوحنا ۳:۱کیجیوی). ما دوست داشته شده و گرانبها هستیم! عَکسَه برای کالِب گرانبها بود، و او نگران بود که با چه کسی ازدواج خواهد کرد.
در سرزمین موعود
کالب، که در زمان فرستاده شدنش برای جاسوسی از سرزمین (یوشع ۱۴:۷) ۴۰ ساله بود، تا زمانی که به سرزمین موعود رسید، مردی نسبتاً پیر بود. در آنجا او سه پسر عَناق (یوشع ۱۵:۱۴) را شکست داد، که غولپیکر بودند (اعداد ۱۳:۳۳). پیروزی او شگفتانگیز بود و به ما نشان میدهد که کالب در دوران پیری خود نیز از نظر روحانی قوی بود. گاهی اوقات ممکن است ما فقط در جوانی یا فقط در پیری از نظر روحانی قوی باشیم، اما کالب برای ما نمونهای از کسی است که هم در جوانی و هم در پیری قوی بود. وفاداری او به خدا در تمام طول زندگیاش ثابت بود.
با رسیدن به داوران ۱، کالب را مییابیم که چالشی را مطرح میکند. او گفت که هر کس شهر قریه سفَر را فتح کند، عَکسَه، دختر کالب، را به همسری خواهد گرفت. با توکل به خترتیب، عُتنیئیل این چالش را پذیرفت و شهر را فتح کرد و عَکسَه همسر او شد (داو. ۱:۱۲-۱۳).
درسهای بیشتر از کالب، عثنیئیل و عکساه
حکمت خدایی کالب.برای کالب مهم بود که دخترش با کسی ازدواج کند که به خدا اعتماد داشته باشد و او را دوست بدارد، و از جنگیدن برای چیزهایی که خدا میخواست نترسد. خدا بود که گفت آنها باید سرزمین را تصرف کنند و دشمنان را بیرون کنند. این مهم است. ما، به عنوان ایمانداران، دشمنانی داریم که با آنها میجنگیم: جسم، دنیا و شیطان. افسسیان ۶: ۱۰-۱۹ درباره این نبرد و چگونگی انجام آن میگوید. اول پطرس ۵: ۸ بیشتر درباره دشمن ما، شیطان، صحبت میکند و اول یوحنا ۲: ۱۵ درباره خطر دوست داشتن دنیا به ما میآموزد. در جستجوی همسر، ما فقط به دنبال یک ایماندار نیستیم بلکه کسی که عمیقاً به پیروی از خداوند متعهد باشد. مردان جوان دیگری نیز در اسرائیل بودند، اما عتنئیل تعهد خود را با اعمالش نشان داد.
۲. اطاعت و ایمان عُتنیئیل.عثنیئیل نمونهای از مردی است که نگران بود با یک ایماندار ازدواج کند که ایمانش را جدی میگرفت. چرا این برای او مهم بود؟ عثنیئیل میدانست که خداوند به آنها چه گفته بود. در تثنیه ۷:۱-۴، خداوند دستورالعملهایی داده بود که آنها نباید با کسانی که در آن سرزمین بودند – کسانی که به خدا تعلق نداشتند – ازدواج کنند. این دستورالعملها برای کسانی بود که ازدواج میکردند و برای والدین. امروز در مورد ما چطور؟ در دوم قرنتیان ۶:۱۴-۱۷ به ما گفته شده است که زیر یک یوغ نابرابر با بیباوران قرار نگیریم. این امر شامل ازدواج و سایر روابط میشود. آیه ۱۷ به ما میگوید که از دنیا و آنچه مخالف خداست "جدا باشید". به خصوص در ازدواج مهم است که ما نباید با یک بیباور ازدواج کنیم. زندگی ما باید تابع خداوند باشد – چگونه زندگی میکنیم، کجا جمع میشویم، شغل ما. ما باید با کسی ازدواج کنیم که با ما از خداوند پیروی کند. عاموس ۳:۳ میگوید که ما باید توافق داشته باشیم. مهم است که این مسائل را قبل از اینکه به فکر شریک زندگی باشیم، بدانیم. بسیاری از جوانانی که با عثنیئیل بزرگ شدند، نگران این نبودند که با چه کسی ازدواج میکنند. آنها با افراد دنیا ازدواج کردند و در نتیجه خدایان دیگر را پرستیدند (داوران ۳:۵-۷).
۳. درخواست عَکسَهٔ برای برکت.با وجودی که عَکسَه توسط پدرش به عُثنیئیل به ازدواج داده شد، او باز هم برکت خواست. عَکسَه در این رابطه جدید برکت خداوند را آرزو میکرد؛ او زمین و آب – چشمههای بالا و پایین را میخواست (۱:۱۳-۱۵). زمین ما را به یاد آرزوی لذت بردن از برکات روحانی میاندازد، چیزهایی که خداوند به ما وعده داده است (افسسیان ۱ را بخوانید). آب نشاندهنده کلام خداست (۵:۲۶). عَکسَه رابطه بسیار خوبی با پدرش داشت. نه تنها او را دوست داشت، همانطور که قبلاً اشاره کردیم، بلکه او در پیشنهاد دادن به عُثنیئیل برای درخواست زمین از پدرش راحت بود، و خودش نیز مایل بود برود و درخواست کند. گاهی اوقات ما این کار را به والدین خود میسپاریم که از ما سؤال بپرسند. عَکسَه نمونه خوبی از کسی است که از صحبت کردن با پدرش یا پرسیدن سؤال از او نمیترسید. این ما را به یاد آنچه کلام خدا میگوید میاندازد: «شما ندارید، زیرا نمیخواهید. شما میخواهید، و دریافت نمیکنید، زیرا بد میخواهید، تا آن را بر شهوات خود صرف کنید» (یعقوب ۴:۲-۳). مهم است که ما درخواست کنیم، و با انگیزههای درست درخواست کنیم.
4. قریت سفر.چالش برای عُتنئیل این بود که قریت سفیر را تصرف کند، که به معنای «شهر کتاب» است. آن مکانی برای آموختن «حکمت این جهان» (اول قرنتیان ۳:۱۹) بود و باید از بین برده میشد. این ما را به یاد ایمانداران جدید در اِفِسُس میاندازد که تمام کتابهای خود را که تعلیمات شیطانی داشتند، آوردند و سوزاندند. ارزش آن کتابها ۵۰,۰۰۰ سکه نقره بود (اعمال ۱۹:۱۹). ما نیز باید چیزهایی را که مخالف کلام خدا هستند – آنچه میخوانیم، گوش میدهیم یا تماشا میکنیم – از خود دور کنیم. این کار دشواری است، همانطور که تصرف آن شهر برای عُتنئیل دشوار بود، اما ما باید «به تازگی ذهن خود دگرگون شویم» (رومیان ۱۲:۲). ما باید از خود بپرسیم: «چه چیزی باید از زندگی من حذف شود؟» بیایید برای شجاعت و قدرت دعا کنیم تا این کار دشوار را انجام دهیم.
5. عثنیئیل د قاضي په توګه.پس از ازدواج عثنیئیل و عکساه، او اولین داور در اسرائیل شد (داوران ۳:۹-۱۰). بنیاسرائیل با کافران ازدواج کرده بودند و به بتپرستی افتاده بودند. خداوند اجازه داده بود که توسط پادشاه بینالنهرین مورد ستم قرار گیرند تا زمانی که به سوی او فریاد برآوردند. آنگاه، او از عثنیئیل استفاده کرد تا قوم خود را از ستمشان رهایی بخشد.
بینالنهرین مکانی بود که خدا ابتدا ابراهیم، پدر بنیاسرائیل را از آنجا فراخوانده بود تا ترک کند. اکنون آنها به همان ملتی خدمت میکردند که ابراهیم از آن رهایی یافته بود. خداوند این ستم را به زندگی آنها آورد تا آنها را تأدیب کند، زیرا او آنها را دوست داشت و میخواست که به سوی خودش بازگردند. او همین کار را با ما نیز میکند (عبرانیان ۱۲:۵-۱۱).
“د لORD"برخیزانید" عُتنئیل را (داوران ۳:۹)؛ عُتنئیل خودش را به جایگاه یک داور بلند نکرد. او قبلاً در زندگیاش وفادار بود، و اکنون خداوند او را برای نقشی مهمتر استفاده کرد. اینگونه خدا کار میکند. داوود چوپان گوسفندان بود، اما خدا او را چوپان مردم ساخت. یوحنا مرقس در کارهای روزمره کمککننده پولس بود اما سپس برای خدمت سودمند شد. مهم است که در آنچه "کمترین" است وفادار باشیم تا بتوانیم در "بسیار" وفادار باشیم (لوقا ۱۶:۱۰). عُتنئیل و عَکسَه زوجی بودند که به خ خدمت میکردند.امریکجا، و او برای ۴۰ سال قاضی بود.
6. پسرشان حثاث.یک نکته غمانگیز در داستان عُتنئیل و عَکسَه وجود دارد. آنها پسری به نام حَتَت (اول تواریخ ۴:۱۳) داشتند که به معنای «ترسناک» است. به یاد داشته باشید که نام عُتنئیل به معنای «مرد قدرتمند خدا» یا «شیر خدا» است. این نامها تضاد قابل توجهی بین پدر و پسرش را نشان میدهد. در حالی که والدین ممکن است ایمانداران قوی باشند، فرزندانشان ممکن است اینگونه نباشند. به نظر نمیرسد حَتَت همان ایمانی را که والدینش داشتند، داشته باشد. او مرد قدرتمند خدا نبود.
وروستۍ ننګونه
ایمان و تصمیمات کالب بسیار متفاوت از مردم به طور کلی بود. عثنیئیل و عکساه با اطرافیانشان متفاوت بودند، زیرا اصول خدا برایشان مهم بود و آنها توانستند با هم خدا را خدمت کنند. شما، به عنوان یک فرد، باید در مورد مسیر زندگیتان با خدا تصمیم بگیرید. همانطور که به این داستان فکر میکنید، چه درسهایی را میتوانید در زندگی خود به کار ببرید؟ رابطه شما با خداوند چقدر مهم است؟ آیا حاضرید با تمام وجود او را خدمت کنید؟
توسط دیوید پیکرینگ