درسها از زندگیِ سموئیلِ پیامبر
ویژگی ۳– جون ۲۰۲۵ –مجله فیض و حقیقت
درسها از زندگی سموئیل پیامبر
وقتی زندگی سموئیل نبی را در نظر میگیریم، در کتابمقدس خود به اول سموئیل ۱-۲۵ مراجعه میکنیم. سموئیل، که نامش به معنای «از خدا شنیده شده» است، مردی بود که خداوند او را در آغاز دوران پادشاهی اسرائیل برانگیخت. قوم اسرائیل در یک نقطه روحانی بسیار پایین قرار داشتند و در رفتار و روشهای خود از خداوند دور بودند. در مقابل، زندگی سموئیل یک زندگی خدمت وفادارانه بود، که سالهای زیادی را در بر میگرفت. ما رشد و نمو او را در سنین جوانی میبینیم، و حکمت و صداقت را که در سالهای پایانی عمرش به نمایش گذاشته شد. او یک داور عادل بر قوم خدا بود، و او یک نبی خدا بود.
اگرچه سموئیل در کهنسالیاش با گماردن پسرانش به عنوان داور بر اسرائیل اشتباه کرد (اول سموئیل ۸)، اما خدا این را اجازه داد تا درخواست مردم برای یک پادشاه محقق شود. در اطاعت از خداوند، سموئیل اولین و دومین پادشاهان اسرائیل، شائول و داوود را مسح کرد، هنگامی که پادشاهی تحت یک حاکم متحد شد (اول سموئیل ۹، ۱۶). خدا از این وضعیت برای تحقق اراده حاکم مطلق خود استفاده کرد، زیرا این راه را برای پسر خدا، خداوند عیسی مسیح، هموار میکرد تا در روزی آینده به عنوان «پادشاه پادشاهان و ربالارباب» (مکاشفه ۱۹:۱۶) تکریم و جلال یابد.انکیجیوی).
ما سه دوره از زندگی سموئیل را در نظر خواهیم گرفت:
دوران کودکی(اول سموئیل ۱:۱-۳:۱۸).سالهای پختگی(۳:۱۹–۷:۱۷).پیری(۸:۱–۲۵:۱).
هر دوره زمانی درسهایی برای ما امروز دارد و رشد روحانیای را که سموئیل تجربه کرد، نشان میدهد. همه ما میتوانیم از این درسها بهرهمند شویم، در حالی که با هم برخی از نکات برجسته زندگی سموئیل را بررسی میکنیم.
پسرانگی
سموئیل با والدین خداترس، اِلقانه و حَنّا، برکت داده شد. او ظاهراً در نتیجه دعای مادر خداترسش حامله شد، و مادرش او را قبل از تولدش به خدا تقدیم کرد (۱:۱۱-۱۳). دعا کردن بخشی از خانواده خداترسی بود که سموئیل در آن متولد شد. این ویژگی در زندگی سموئیل به عنوان کسی که روح دعا و توکل داشت، نشان داده میشود. همه ما باید این ویژگی را داشته باشیم.
وعدهٔ وقف کردن سموئیل به خداوندامرشامل تعهد او به نذیر بودن (رجوع کنید به اعداد ۶:۱-۲۱). این بدان معنا بود که سموئیل برای خداوند مقدس خواهد بود.امر. والدین سموئیل به قول خود عمل کردند و او را به عالی کاهن سپردند تا او را در خدمت خداوند تربیت کند.امر(۱ سموئیل ۱:۲۸). ما از ۱ تواریخ ۶:۱۶-۳۰ میآموزیم که خانواده سموئیل از لاوی تبار داشتند، که قبیله کاهنان بود. این کمک میکند تا توضیح دهیم چرا او در چنین سن کمی توسط والدینش نزد عیلی کاهن آورده شد.
کسانی از ما که با والدین ایماندار برکت یافتهایم، باید شکرگزار باشیم. چه این برای همه ما صادق باشد یا نباشد، همه ما باید در سنین کودکی برای خداوند زندگی کنیم، مانند سموئیل. این یک تصویر زیبا و شیرین است که سموئیل جوان را پیش از لفرمانو دیدنِ خداوند که از دستهای کوچک و وفادار سموئیل استفاده میکرد، دستهایی که هر کاری از دستشان برمیآمد انجام میدادند و خداوند را خشنود میساختند.عادی.
در سنین جوانی، سموئیل شرارت مردان بیوفا را مشاهده کرد. پسران عیلی زندگیهای نافرمان و گناهآلود داشتند، اما سموئیل تحت تأثیر آنها قرار نگرفت. «کودک سموئیل در حضور خدستور» (۲:۲۱). در اینجا ما درس دیگری برای خود داریم، زیرا ممکن است در معرض رفتارهای گناه آلود قرار بگیریم، اما نباید به آن بپیوندیم یا اجازه دهیم که بر نحوه زندگی یا تفکر ما تأثیر بگذارد (مزامیر ۱:۱-۳ را در نظر بگیرید). با وجود بیایمانی و گناه در اطرافش، سموئیل از نظر روحانی حتی بیشتر پیشرفت کرد. کتاب مقدس در اول سموئیل ۲:۲۶ به ما میگوید، «کودک سموئیل در قد و قامت و در نظر خداوند رشد کردسمتگذاریو مردم.» این ما را به یاد خداوند عیسی در لوقا ۲:۵۲ میاندازد، جایی که میخوانیم: «عیسی در حکمت و قامت و در فیض خدا و مردم رشد میکرد.» ما در مورد رشد روحانی ثابت نمیمانیم. ما یا به شیوهای مثبت پیشرفت میکنیم یا از نظر روحانی پسرفت میکنیم. باشد که همه ما، مانند سموئیل، هر روز قدمهای خود را بر خداوند متمرکز کنیم و پیشرفت روحانی داشته باشیم که توسط دیگران قابل مشاهده باشد (اول تیموتائوس ۴:۱۵).
در اول سموئیل ۳ ما دعوت سموئیل را مییابیم. در سنین کودکی او تفاوت بین دعوت خدا و دعوت انسان را میآموخت. وقتی که خدستوراولین بار که با او صحبت کرد، سموئیل فکر کرد عیلی کاهن با او صحبت میکند. او از طریق این فراخوان آموخت که این یک انسان نبود که او را فرا میخواند بلکه خود خداوند بود. چقدر مهم است که ما تفاوت را بدانیم! تنها خدا میتواند یک ایماندار را به یک خدمت خاص فرا بخواند. باشد که ما وفادار باشیم و کارهایی را انجام دهیم که خدا قصد دارد و ما را به انجام آنها فرا میخواند.
سموئیل، در جوانی، تمام حقیقت کلام خدا را فروگذار نکرد. اگرچه برای او سخت و دردناک بود که داوری را علیه عیلی بیان کند، اما دقیقاً آنچه را خدا گفته بود به او گفت. این کلام نبوی بود. متأسفانه، این هشدار باعث توبه در عیلی یا پسرانش نشد. این بعدها منجر به تحقق نبوت شد، دقیقاً به همان شیوهای که خدا پیشگویی کرده بود (۴:۱۰-۱۸).
سالهای بلوغ
در اول سموئیل ۳:۱۹ ما گذار از سالهای جوانی شموئیل به سالهای بلوغ او را میبینیم. این با صحنه قبلی مرتبط است که در آن شموئیل حقیقت داوری آینده را به عیلی اعلام کرد. خداوند شموئیل را به خاطر وفاداریاش در هشدار دادن به عیلی برکت میداد. ما در اول سموئیل ۳:۱۹ میخوانیم: «شموئیل رشد کرد، و خداوند...»حکمبا او بود و نگذاشت هیچ یک از سخنانش بر زمین بیفتد.» در تمام سالهای جوانی سموئیل، ما رشد پیوسته را میبینیم. چقدر شگفتانگیز! باشد که مثال او ما را الهام بخشد تا در اعلام حقیقت کلام خدا وفادار باشیم و پیوسته رشد کنیم!
ما همچنان میآموزیم که تمام اسرائیل میدانستند سموئیل از دان، یکی از شمالیترین نقاط کشور، تا بئرشبع، یکی از جنوبیترین نقاط کشور، به عنوان نبی خدا تأیید شده بود. خنظم، نه انسان، اوست که افراد را برمیانگیزد. او خود را در شیلو به سموئیل آشکار میکرد، جایی که در آن زمان تابوت عهد قرار داده شده بود. خداوند به قوم خود نشان داد و اعلام کرد که اکنون پیوند جدیدی بین آنها و خدایشان وجود دارد، مکانی ویژه برای هدایت و رفاقت برای همه کسانی که واقعاً خدای اسرائیل را میجستند. او سموئیل را تشویق کرد که به خدمت ادامه دهد، و سموئیل به شدت توسط خداوند مورد استفاده قرار گرفت.دستور. د اېلدستورکلام خود را به او داد، که در آن روزهای تاریک روحانی «کمیاب بود» (آیه ۱).
ما جزئیات بسیار کمی در مورد زندگی سموئیل در اول سموئیل ۳:۱۹-۷:۱ پیدا میکنیم. این مشابه ثبت زندگی موسی است که ۱۲۰ سال زندگی کرد، زیرا جزئیات سالهای شبانی او در بیابان، زمانی که بین ۴۰ تا ۸۰ سال داشت، از ما پنهان است. همین را میتوان در مورد خداوند و نجاتدهنده مبارک ما، عیسی مسیح، گفت. ما از تولد او و یک رویداد زمانی که او ۱۲ ساله بود (لوقا ۲) اطلاع داریم. به غیر از آن، ما چیزی از سالهای او از ۱۲ تا حدود ۳۰ سالگی، زمانی که وارد خدمت عمومی خود شد، نمیدانیم. این سالهای پنهان در مشاهده آرام خدا سپری شد، خدایی که وفاداری و صداقت نشان داده شده در تجربیات ساده روزمره زندگی را مشاهده کرد. هنگامی که خداوند عیسی در سن ۳۰ سالگی وارد خدمت عمومی شد، ما ارزیابی خدای پدر را از آن سالهای پنهان میشنویم: «این پسر محبوب من است که از او بسیار خشنودم» (متی ۳:۱۷). او خدای پدر را در طول آن سالهای پنهان خشنود کرد. باشد که ما وفادار باشیم، نه تنها در ملاء عام بلکه در خلوت نیز.
ما از یک رویداد در سالهای بلوغ سموئیل در اول سموئیل ۷ میآموزیم. همانطور که خدا به طور حاکمانه از تابوت عهد دزدیده شده محافظت کرد (اول سموئیل ۴-۶)، سموئیل کلام خفرمان. او نیاز به توبه را اعلام کرد (۷:۳). چقدر مهم است که بیایمانان از گناهان خود توبه کنند و برای نجات به خداوند روی آورند. به همان اندازه مهم است که ایمانداران واقعی وقتی به گناه میافتند، توبه کنند (۱ یوحنا ۱:۸–۱۰). این ضروری است، وقتی گناه کردهایم، تا مشارکت گسسته شده را با خداوند قدوسمان بازگردانیم. توبه مستلزم کنار گذاشتن چیزهایی است که باعث گناه میشوند. در مورد اسرائیل، سموئیل علیه خدایان دروغین بیگانه سخن گفت که باید برداشته میشدند. به همین ترتیب، اگر با گناه خاصی دست و پنجه نرم میکنیم، باید آن را کنار بگذاریم تا توبه واقعی خود را نشان دهیم و از تکرار گناه در آینده جلوگیری کنیم. این کنار گذاشتن چیزهای گناهآلود، قلبهای ما را برای خداوند آماده میکند. باشد که خداوند با این تعلیم عملی به ما کمک کند.
سموئیل برای مردم شفاعت کرد (۷:۵). دعا در زندگی یک ایماندار فوقالعاده مهم است، و سموئیل نمونهای عالی است. وقتی دعا میکنیم، دعا نباید محدود به نیازهای خودمان باشد، بلکه باید نیازهای دیگران را نیز در نظر بگیریم. موسی برای قوم خدا شفاعت کرد، و به نظر میرسد دعای او نتیجه آنچه را که خدا قصد داشت با آنها انجام دهد، تغییر داد (نگاه کنید به خروج ۳۲:۷-۱۴،۳۰-۳۵). ما باید برای یکدیگر دعا کنیم.
سموئیل یک قربانی سوختنی (۱ سموئیل ۷:۹) را به عنوان بخشی از التماس خود به خداوند تقدیم کرد.حکم. قربانی سوختنی ما را به یاد قربانی مسیح بر صلیب جلجتا میاندازد. عطر این قربانی به قلب خدا رسید و فیض و رحمت جاری شد. سموئیل هنگامی که قربانی تقدیم کرد، به عنوان یک کاهن عمل نمود. هر ایماندار حقیقی به مسیح یک کاهن «مقدس» و «سلطنتی» است (اول پطرس ۲:۵،۹). به این ترتیب، ما قربانیهای روحانی، یعنی ثمر لبهای خود را تقدیم میکنیم، که عبارت است از شکرگزاری و ستایش از صمیم قلب به خدای مهربان و پدر ما و پسر او، خداوند عیسی مسیح (عبرانیان ۱۳:۱۵-۱۶).
نتیجه کلام و اعمال سموئیل برکت بود. شهرهایی که توسط دشمن تسخیر شده بودند، بازپس گرفته شدند و دشمن رانده شد و در طول زندگی سموئیل دیگر مردم را آزار نداد. سموئیل به داوری عادلانه مردم ادامه داد و به آنها کمک میکرد تا در برابر خدای خود پاسخگو باشند. او سفری سالانه انجام میداد تا ببیند همان مردم چگونه هستند. این شبیه به آنچه پولس و برنابا در اعمال رسولان ۱۵:۳۶ در نظر داشتند انجام دهند، بود. چقدر مهم است که مراقب یکدیگر باشیم و در راه رفتن مقدس خود با خداوند پایداری و پیشرفت کنیم. این کار شادی بزرگی به ارمغان میآورد، وقتی ما این کار را میکنیم و وقتی میبینیم دیگران از نظر روحانی خوب عمل میکنند (۲ یوحنا ۴).
سموئیل همیشه پس از سفرهایش به خانه خود در رامه بازمیگشت. به این ترتیب او هرگز فراموش نمیکرد که از کجا آمده بود و کجا میتوانست تازه شود. از نظر روحانی، ما نیز نباید فراموش کنیم که از کجا آمدهایم. ما گناهکارانی هستیم که با فیض نجات یافتهایم و نباید با نگرش برتری به دیگران نگاه کنیم. این به فروتن شدن ما کمک خواهد کرد.
همچنین، ما به مکانی برای استراحت از فعالیتها و سفرمان نیاز داریم. یک مکان آشنا چیزی است که خداوند میتواند از آن برای ایجاد چنین آرامشی استفاده کند. سموئیل سالهای بلوغ خود را با ساختن یک قربانگاه در مکانی که زندگی میکرد به پایان رساند (اول سموئیل ۷:۱۷). ای عزیزان، چقدر مهم است که ما در خانههایمان با خداوند معاشرت کنیم، در حالی که برای نیازها و راهنمایی بر او تکیه کرده و او را پرستش میکنیم. ما فراخوانده شدهایم تا مانند سموئیل، پرستشکننده باشیم و تمام افتخار و جلال را در زندگیهایمان به خداوند بدهیم. تمام خانواده از چنین فعالیتی در خانه سود خواهند برد.
پیری
ما هرگز برای شکست خوردن خیلی پیر نیستیم. این درسی مهم است که در زندگی شموئیل مییابیم. سالهای پیری او در اول سموئیل ۸:۱–۲۵:۱ ثبت شده است. در این بخش، دیدن اشتباه وحشتناک او در منصوب کردن پسران بیوفایش به عنوان داور، غمانگیز است. در حالی که از نیت شموئیل در این مورد مطمئن نیستیم، میدانیم که خدا بر اساس جانشینی انسان عمل نمیکند و هدیه یا قدرتی را از پدر به پسر منتقل نمیسازد. وقتی پسری یا دختری را میبینیم که در مسیر وفادارانه والدین خود گام برمیدارد، فوقالعاده است، اما متأسفانه این موضوع اغلب بیشتر از آنچه دوست داریم اعتراف کنیم، صادق نیست. خداوند عیسی کسی است که به خدمت فرا میخواند و خادم را با عطایای لازم برای خدمت تجهیز میکند. این هیچ ربطی به نسب طبیعی ندارد.
پسران سموئیل، یوئیل و ابیا، بیوفا از آب درآمدند. خدا از بیوفایی آنها استفاده کرد تا مردم را به درخواست پادشاه ترغیب کند. آنها ترجیح میدادند پادشاهی داشته باشند تا اینکه تابع این مردان فاسد باشند. راه حل آنها این بود که از ملتهای اطراف خود تقلید کنند. چقدر غمانگیز است وقتی ایمانداران به دنیا نگاه میکنند و فکر میکنند که اگر از راههای بیباوران تقلید کنیم، زندگی میتواند بهتر باشد. دنیا هرگز نباید معیار ما باشد؛ ما باید به کلام خدا روی آوریم. باشد که از این شکست سموئیل در دوران پیریاش درس بگیریم.
در کتاب اول سموئیل، باب ۱۲ میشنویم دربارهی درستکاری مادامالعمر که سموئیل در نسل خود از خود نشان داد. ما میتوانیم از زندگی او بیاموزیم چگونه باید زندگی کنیم. او اکنون پیر شده بود، و وقتی به زندگی طولانی خود نگاه میکرد، اطمینان داشت که آن را در ترس خداوند زندگی کرده است.عادی. او به کسی خیانت نکرد، از موقعیت قدرت و نفوذ خود سوءاستفاده نکرد، و رشوه نگرفت که قضاوت او را مخدوش کند. زندگی او چنان با صداقت و یکپارچگی همراه بود که حتی در این مرحله از کهولت سنش، هیچ کس نمیتوانست او را به هیچ خطایی متهم کند. این باید در مورد هر یک از ما صدق کند. باشد که ما نیز به خوبی پایان دهیم و با نگاهی به سالهای طولانی وفاداری به خداوند، هیچ پشیمانی نداشته باشیم.
خوشبختانه، میبینیم که سموئیل در بقیه عمرش به روشهای دیگر به شدت مورد استفاده قرار میگیرد. او این افتخار را دارد که دو پادشاه، شائول و داوود را مسح کند. شائول یک شکست از آب درآمد، اگرچه او بر اساس ظاهر بیرونی مورد پسند مردم بود. خدا در اول سموئیل ۱۶:۷ به ما هشدار میدهد: «به ظاهر او یا به قامت جسمانی او نگاه نکنید، زیرا من او را رد کردهام. زیرا لترتیبآنگونه که انسان میبیند، نمیبیند؛ زیرا انسان به ظاهر مینگرد، اما خُداوَندحکمبه دل مینگرد." این را خداوند هنگامی فرمود که سموئیل، در یک محیط خصوصی خانوادگی، داوود را به پادشاهی مسح کرد. چه شادیای باید برای سموئیل بوده باشد که داوود را مسح کند، با دانستن اینکه این شخص توسط خدا تعیین شده بود.
در اول سموئیل ۱۹:۲۰ چنین به نظر میرسد که شموئیل اولین مدرسه انبیا را تأسیس کرد. او رهبر آن ایمانداران جوانتری بود که نبوت میکردند. کسانی که با شموئیل بودند، برای برکت خودشان، مستقیماً از او و تجربیات گذشتهاش آموختند. چقدر شگفتانگیز است که ببینیم شموئیل میخواهد نسل بعدی را در امور خدا تربیت کند! آیا ما به جوانترهایی که نیاز به راهنمایی دارند، علاقهمندیم؟ آیا ما آنها را در امور خدا تشویق میکنیم؟ ما باید رفاه جوانان را در نظر داشته باشیم و بخواهیم از طریق شیوه زندگیمان به شیوهای مثبت روحانی بر نسل بعدی تأثیر بگذاریم.
پایان زندگی سموئیل به طور مختصر در اول سموئیل ۲۵:۱ ثبت شده است. ما میآموزیم که اسرائیلیها بر مرگ او سوگواری کردند و برای عزاداری او گرد هم آمدند. او در جایی که در رامه زندگی میکرد، دفن شد. اگرچه کلمات کمی در اینجا برای ما وجود دارد که درباره زندگی سموئیل تأمل کنیم، اما میبینیم که یادآوری این رویداد چقدر ساده و زیباست. این پایان یک دوران بود. پیامبر سفر خود را در اینجا به پایان رساند و خدا او را به خانه ابدیاش در بهشت برد. کسانی که باقی مانده بودند، دلتنگ او میشدند. آنها میراث او و ارزشی را که او در طول زندگیاش به قوم خدا بخشید، به یاد میآوردند. همه ما فرصتی داریم که به خوبی به پایان برسانیم، تا میراثی از وفاداری به خدا و قوم خدا از خود به جای بگذاریم. باشد که ما مانند سموئیل باشیم، و باشد که هر یک از زندگیهای ما میراثی از خود به جای بگذارد که بتوان آن را وفادارانه دانست. با این حال، ما مشتاقانه منتظریم که در بهشت آن کلمات شگفتانگیز را از نجاتدهندهمان بشنویم: «آفرین، ای بنده نیکو و امین!» (متی ۲۵:۲۱).
توسط بیل کولکنز
شموئیل، در ۱ سموئیل ۱۲،راههای خدا را در قبال آنها، و ناسپاسی و حماقتشان را در درخواست پادشاه و رد کردن خدا، در برابر مردم قرار داد. با این حال، در حالی که نشانهای از خدا میداد که وزن شهادت خود خدا را به سخنان او میافزود، به مردم اعلام کرد که اگر از این پس از یهوه اطاعت کنند، هم پادشاه و هم مردم باید به پیروی از یهوه ادامه دهند، به این معنی که باید تحت برکت و هدایت او گام بردارند. اما در غیر این صورت، یهوه علیه آنها خواهد بود.
اما، یهوهآنها را ترک نمیکرد، و سموئیل مطمئناً از دعا کردن برای آنها دست برنمیداشت. او راه نیکو و درست را به آنها میآموخت. یعنی او مردم را، از نظر رفتار عمومیشان، در جایگاهی که خودشان انتخاب کرده بودند قرار داد و آنها را تحت مسئولیت خودشان در برابر یهوه گذاشت. اما در عین حال، سرشار از محبت برای آنها به عنوان قوم خدا، طرد شدن سموئیل توسط خودشان حتی برای یک لحظه این فکر را به او القا نکرد که از شفاعت یا شهادت خود برای رفاه آنها دست بردارد. چه تصویر زیبایی از قلبی نزدیک به خداوند، که در فراموشی خود، میتواند قوم او را مانند قوم خودش دوست بدارد! کوتاهی در این امر گناهی علیه خداوند محسوب میشد. در نظر بگیرید که پولس رسول به قرنتیان چه نوشت: «من نه مال شما را، بلکه خود شما را میجویم... با کمال میل برای شما خرج خواهم کرد و خود را نیز صرف خواهم نمود، هرچند هرچه بیشتر شما را دوست بدارم، کمتر دوست داشته شوم» (دوم قرنتیان ۱۲: ۱۴-۱۵نسخهٔ کینگ جیمز).—جان اِن. داربی، خلاصه کتابهای کتاب مقدس (اقتباس شده).