شخصیتهای کتاب مقدس – قسمت ۲۶
مجموعه– جون ۲۰۲۵ –مجله فیض و حقیقت
شخصیتهای کتاب مقدس
له زوړ عهد څخه ټولونې
بخش ۲۶
خاتمه: هر بشری چون علف است
هر بشری علف است، و تمام زیباییاش مانند گل صحراست... علف خشک میشود، گل پژمرده میشود، اما کلام خدای ما تا ابد باقی میماند. —اشعیا ۴۰:۶،۸نسخه پادشاه جیمز جدید
سبزه پژمرده میشود
کتاب مقدس از تصویر علف برای نشان دادن فناپذیری و فسادپذیری انسان استفاده میکند، انسانی که توسط خداوند "از خاک زمین" شکل گرفت (پیدا. ۲:۷، رجوع کنید به ۳:۱۹). این تصویری از شکنندگی زندگی انسان است.
علف هنگامی که باد سوزان شرقی بر آن میوزد، پژمرده میشود. گل هنگامی که نفس خداوند بر آن میوزد، پژمرده میگردد. به همین ترتیب، زندگی ما کوتاه است و در زمانی که خدا مقرر کرده است به خاک بازمیگردیم (جامعه ۳:۲۰، ۱۲:۷). حتی از زیبایی و جذابیت زندگی انسان نیز چیزی باقی نمیماند. کتاب اشعیا میگوید که مانند گل پژمرده میشود.
پیامبر اولین کسی نبود که متوجه این موضوع شد. ایوب نیز همین مقایسه را انجام داد: «انسان که از زن زاده میشود، عمرش کوتاه و پر از زحمت است. او مثل گل میروید و پژمرده میشود» (ایوب ۱۴:۱-۲). و آیات دیگری نیز وجود دارد که همین مقایسه را انجام میدهند.
گواهی مزامیر
کتاب مزامیرحاوی شهادت روشنی بر این حقیقت است. موسی از این تصویر در مزمور ۹۰ و داوود در مزمور ۱۰۳ استفاده کرد. این مزامیر همچنین به فصلهای اولیه کتاب پیدایش اشاره دارند. انسان فانی است، از خاک ساخته شده و به خاک بازمیگردد. انسان سقوطکرده با خشم خدا نابود میشود.
موسی این را تجربه کرد هنگامی که قوم سرکش در بیابان بارها و بارها با داوریهای خدا مجازات شدند. صبحگاهان آنها مانند علفی بودند که میروید، اما عصرگاهان بریده شد و پژمرد (۹۰:۵-۶). آنها از خشم خدا هلاک شدند (آیه ۷). با این حال موسی امید خود را به شفقت خدا، رحمت خدا، کار خدا، جلال خدا و زیبایی خدا بست تا کارهای دست مردم را استوار سازد (آیات ۱۳-۱۷).
این همچنین مضمون مزمور ۱۰۳ است. داوود نیکویی خدا را ستود، نیکوییای که از شکنندگی و فسادپذیری بشر فراتر است: «زیرا او ساختار ما را میشناسد؛ او به یاد میآورد که ما خاک هستیم. اما انسان، روزهایش مانند علف است؛ همچون گل صحرا، چنین شکوفا میشود. زیرا باد بر آن میوزد و از بین میرود، و مکانش دیگر آن را به یاد نمیآورد. اما رحمت خداونداامراز ازل تا ابد است» (آیات ۱۴-۱۷).
به نظر ما میرسد که تصویر علف در مزمور قبلی نیز استفاده شده است، که دربارهی رنجهای مسیح و سرافرازی او در دست راست خدا سخن میگوید: «دل من مانند علف ضربه خورده و پژمرده شده است... به خاطر خشم و غضب تو؛ زیرا مرا بلند کرده و دور انداختهای. روزهای من مانند سایهای است که دراز میشود، و من مانند علف پژمرده میشوم» (۱۰۲:۴،۱۰-۱۱).
این مزمور معنای مسیحایی روشنی دارد، همانطور که توسط رساله به عبرانیان تأیید شده است (مقایسه کنید Heb. 1:10-12; Ps. 102:25-27). روزهای خداوند ما بر روی زمین کوتاه شد و او در میانه روزهایش برده شد. زندگی او ناگهان قطع شد و او مانند علف پژمرده شد، اما این اتفاق افتاد زیرا او جای ما را بر صلیب جلجتا گرفت و در آنجا خشم سوزان خدا را متحمل شد.
پاسخ شگفتانگیز به فروتنی او این بود که او از مردگان برخاست و در دست راست جلال در اعلیٰ جایگاه افتخار یافت. او همان است و سالهای او زوال نمیپذیرد. خداوند برخاسته، کلام ازلی، آفریننده آسمان و زمین است. او تا ابد همان میماند، و این پیامدهای مهمی برای ما نیز دارد: این به آیندهای بهتر برای ما منجر میشود تا پژمرده شدن مانند علف.
اشعیا ۴۰ به وضوح به ما میگوید: «علف خشک میشود، گل پژمرده میگردد، اما کلام خدای ما تا ابد باقی میماند» (آیه ۸). این همان تضادی است که در مزمور ۱۰۲ دیدیم. این فسادناپذیری کلام پایدار خداست در مقابل فسادپذیری انسان. کلام خدا باقی میماند؛ و آن واقعاً خود مسیح است، کلام ازلی، زیرا او «دیروز و امروز و تا ابد همان است» (عبرانیان ۱۳:۸).
کتاب اشعیا نبی به آمدن اول و دوم مسیح، و کار پیشرو، یحیی تعمیددهنده میپردازد (اشعیا ۴۰:۳). مسیح تا ابد باقی میماند، حتی اگر راه او باید از دره مرگ بگذرد. او همان است، حتی اگر مجبور بود جای قوم خود را در داوری سوزاننده خدا بگیرد. او تا ابد پابرجاست، و گله خود را مانند یک شبان تغذیه میکند. او شبان نیکو است که جان خود را برای گوسفندان داد (به آیه ۱۱ توجه کنید؛ یوحنا ۱۰:۱۱).
ارجاعات عهد جدید
اشعیا ۴۰:۸ دو بار در عهد جدید، توسط یعقوب و پطرس نقل قول شده است. یعقوب به طور خاص آن را به ثروتمندان اطلاق کرد، زیرا مرد ثروتمند مانند گل صحرا از بین خواهد رفت. او ناگهان در پیگیریهایش در آمدن خداوند پژمرده خواهد شد، زیرا داور بر در ایستاده است (یعقوب ۱:۱۰-۱۱، ۵:۹).
پطرس تضادی را که قبلاً درباره آن بحث کردهایم، ارائه داد: تفاوت بین انسان اول و انسان دوم، خداوند از آسمان (اول قرنتیان ۱۵:۴۷). رسول درباره تولد تازه سخن گفت، «نه از نطفه فانی بلکه از نطفه غیرفانی، به واسطه کلام خدا که زنده و تا ابد باقی است» (اول پطرس ۱:۲۳). سپس او از اشعیا ۴۰ نقل قول کرد: «زیرا هر بشری چون علف است، و تمامی جلال انسان مانند گل علف. علف خشک میشود و گل آن میریزد، اما کلام خحکمباقی میماند تا ابد” (آیات ۲۴-۲۵).
در حالی که انسان طبیعی مانند علف پژمرده میشود و در روز داوری هلاک میگردد، برای مسیحی زندگی و امید وجود دارد. او از طریق کلام خدا که تا ابد زنده و پایدار است، تولد تازه یافته است. مسیحی از طریق ایمان به پسر خدا، حیات جاودان دریافت کرده است. او طبیعتی تازه دارد، نه طبیعت انسان کهنه که کاملاً فاسد شده بود و با مسیح مصلوب گشت، بلکه طبیعت کلام زنده و پایدار خدا را. ایماندار ویژگیهای منبعی را نشان میدهد که زندگی خود را از آن میگیرد. او از آب و روح متولد شده است. خدا به وسیله کلام و روح خود، زندگی تازهای در او کاشته است. بله، او حیات جاودان را از مسیح – کلام خدا – دریافت کرده است و به داوری نخواهد آمد.
نتیجه همه اینها این است که مسیحی دیگر با میرایی انسان اول، که به طرز چشمگیری توسط علفی که پژمرده میشود به تصویر کشیده شده است، مشخص نمیشود. مسیحی شریک «طبیعت الهی» شده است (دوم پطرس ۱:۴). او نیز مانند پطرس، حیات خود را از صخره میگیرد: مسیح، پسر خدای زنده (متی ۱۶:۱۶-۱۸، اول قرنتیان ۱۰:۴ را در نظر بگیرید).
ما با او متحد هستیم، کسی که مرده بود اما تا ابد زنده است. اگر خداوند دیر کند، بدنهای ما به خاک باز خواهند گشت. با این حال، آنها فسادناپذیری و جاودانگی را خواهند پوشید و از قدرت مرگ، دور از قلمرو مرگ و فساد، ربوده خواهند شد، هنگامی که او بیاید و ما را در جلال خود به نزد خویش ببرد. بدین ترتیب ما همیشه با او خواهیم بود (۱ تس. ۴:۱۳-۱۷)! GT
د هوګو بوټر لخوا (تعدیل شوی)
ژر یوه نوې لړۍ وګورئ!