تفاوت بین اعمال نیک و اعمال بد چیست؟
جولای/اګست ۲۰۲۵ –مجله فیض و حقیقت
سوال: تفاوت بین اعمال نیک و اعمال بد چیست؟
پاسخ: ابتدا، بیایید از خودمان سوال دیگری بپرسیم، سوالی بسیار مهم:معیار چه کسی را به کار خواهیم برد، معیار خداوند یا معیار انسان را؟ یک نگاه گذرا ممکن است تفاوت را به ما نشان ندهد، اما در واقعیت، این دو کاملاً متفاوت هستند، در حقیقت، از زمین تا آسمان فرق دارند. از آنجایی که انسانها مخلوق هستند و خداوند، خداست – قدوس، قادر مطلق، ازلی و ابدی، تغییرناپذیر، آفریننده ما که در نهایت باید به او حساب پس دهیم – بیایید ابتدا به معیار او برای کارهای نیکو و کارهای بد نگاه کنیم.
بیایید از همان ابتدای تاریخ بشریت، در پیدایش ۱، شروع کنیم. انسانها در آنجا به عنوان ویژگی نهایی و اوج آفرینش خداوند معرفی شدهاند. آیه ۲۶ آنها را به عنوان موجوداتی معرفی میکند که خداوند قرار بود به آنها بر هر مخلوقی که او بر روی زمین ساخته بود، تسلط بدهد. خداوند اولین زوجی را که ساخته بود برکت داد و به آنها گفت: «بارور شوید و زیاد شوید؛ زمین را پر کنید و آن را تحت سلطه خود درآورید؛ بر ماهیان دریا، بر پرندگان آسمان و بر هر موجود زندهای که بر روی زمین حرکت میکند، تسلط داشته باشید.» (آیه ۲۸)انکیجیوی). در پیدایش ۲:۱۵، خدا انسان را در باغی که کاشته بود قرار داد و به او گفت که «آن را آباد کند و از آن نگهداری کند.» آنها مدیران او در آنجا بودند، و میتوانستند از هر آنچه خدا در آنجا کاشته بود لذت ببرند، به جز اینکه نباید از «درخت معرفت نیک و بد» (آیه ۱۷) میخوردند. بنابراین آنها آزادی عمل گستردهای در مورد کارهایی که میتوانستند روز به روز انجام دهند داشتند، اما آنها مخلوق بودند و مسئول بودند که از آفریننده خود اطاعت کنند. اطاعت از خدا در قلب این سؤال قرار دارد که «اعمال نیک چیست؟» هر آنچه از اطاعت از او سرچشمه میگیرد، یک عمل نیک است.
در پیدایش ۳ ما داستان غمانگیز را داریماز نافرمانی بشر از خداوند و تبدیل شدن به موجوداتی گناهکار. زن توسط مار فریب خورد و از خداوند نافرمانی کرد و از میوه ممنوعه خورد. سپس مقداری از آن را به شوهرش داد و او خورد. در هیچ کجا به ما گفته نشده است که او فریب خورده بود. بلکه، اول تیموتائوس ۲:۱۴ اعلام میکند: «آدم فریب نخورد.» وقتی چشمانشان به وضعیتشان باز شد، سعی کردند آن را بپوشانند. اعمال بد آغاز شده بود و یکی پس از دیگری به سرعت دنبال میشد. نافرمانی از خداوند در قلب اعمال بد است.
از این آغاز میبینیم که حتی وقتی متوجه میشویم کاری که کردهایم اشتباه است، تقریباً غریزی کارهایی انجام میدهیم که ممکن است فکر کنیم خوب هستند، اما اینها صرفاً به کارهای بد میافزایند. زن مقداری از میوه را با شوهرش به اشتراک گذاشت. به اشتراک گذاشتن میتواند چیز خوبی باشد، اما به اشتراک گذاشتن او به نافرمانی شوهرش از خدا کمک کرد. در رومیان ۵ گناه ما به آدم نسبت داده میشود، زیرا او عمداً گناه کرد، به نوعی همسرش را دوست داشت یا حداقل کاری را انجام داد که او میخواست به جای اطاعت از خدا. حالا که گناه کرده بودند، کارهایی را با هم انجام دادند: برای خودشان از برگهای انجیر پوشش ساختند، از خدا پنهان شدند، و به جای اعتراف به خطای خود وقتی خدا از آنها سؤال کرد، تقصیر را به گردن دیگران انداختند (پیدایش ۳:۷-۱۳). انجام دادن کارها با هم میتواند خوب باشد، اما اینجا اینطور نبود؛ آنها گناه بر گناه میافزودند. دوست داشتن همسر خوب است، اما دوست داشتن او یا گوش دادن به او به جای اطاعت از خدا بد است. مردم ممکن است بخواهند کاری را که آدم انجام داد، خوب جلوه دهند، اما خدا آن را گناه مینامد. اطاعت از خدا همیشه خوب است، و نافرمانی از او همیشه بد است.
خدا محکوم میکند «کسانی را که شر را خیر و خیر را شر مینامند» (اشعیا ۵:۲۰). خدا هرگز نافرمانی را در کتاب مقدس خوب نمینامد. انسان ممکن است به عمل سه دوست دانیال در دانیال ۳ به عنوان نافرمانی از فرمان پادشاه نگاه کند، اما آنها به سادگی از خدا اطاعت میکردند هنگامی که پادشاه به آنها دستور میداد که از فرمانی که خدا به قوم خود در خروج ۲۰:۱-۶ داده بود، نافرمانی کنند. بنابراین، اطاعت از بالاترین مرجع اغلب توسط انسانها به عنوان نافرمانی از یک مرجع پایینتر تلقی میشود و حتی ممکن است به همین دلیل مجازات شود: دوستان «به میان کوره آتشین سوزان» پرتاب شدند (دانیال ۳:۲۱). قاطع بودن در اطاعت از خدا به جای اطاعت از انسان ممکن است مجازات از سوی انسان را به همراه داشته باشد، و ما باید آماده باشیم تا با چنین پیامدهایی روبرو شویم، زیرا این دنیا در حالت شورش علیه خداست و شیطان حاکم و خدای آن است (یوحنا ۱۴:۳۰؛ ۲ قرنتیان ۴:۴). ما نمونههای بسیار دیگری از این اصل در کلام خدا داریم.
آیات متعدد کتاب مقدسبه ما میگویند که ما انسانها از بدو تولد گناهکار هستیم. در مزمور ۵۱:۵ داوود اعتراف کرد: «اینک، من در شرارت به دنیا آمدم، و مادرم مرا در گناه آبستن شد.» داوود همچنین اعتراف کرد: «شریران از رحم بیگانه شدهاند؛ به محض تولد گمراه میشوند و دروغ میگویند» (۵۸:۳). رومیان ۱-۳ شواهدی را ارائه میدهد که در این کلمات خلاصه شده است: «زیرا همه گناه کردهاند و از جلال خدا قاصرند» (۳:۲۳). از آنجا که طبیعت ما حتی قبل از تولد گناهکار است، انجام کارهای بد برای ما طبیعی به نظر میرسد. حتی یک مسیحی ممکن است مجبور باشد اعتراف کند که «نیکیای را که میخواهم انجام دهم، انجام نمیدهم؛ اما شری را که نمیخواهم انجام دهم، همان را به عمل میآورم» (۷:۱۹).
عیسی یک بار توسط برخی مردم پرسیده شد، «چه کنیم تا کارهای خدا را انجام دهیم؟» او پاسخ داد، «این است کار خدا، که به او که فرستاده است ایمان آورید» (یوحنا ۶:۲۸-۲۹). این همان چیزی است که روحالقدس، با کار در قلب یک فرد، میکوشد او را به انجام آن هدایت کند. هیچ کس هرگز با اعمال نیک خود نجات نمییابد. نجات از طریق فیض و به وسیله ایمان است، و حتی آن نیز از خود ما نیست، زیرا «این هدیه خداست، نه از اعمال، مبادا کسی فخر کند» (افسسیان ۲:۸-۹).
آیه بعدی به ما میگوید: «ما آفریده او هستیم، در مسیح عیسی برای اعمال نیک آفریده شدهایم، اعمالی که خدا از پیش آماده کرد تا ما در آنها گام برداریم» (آیه ۱۰). بدین ترتیب میبینیم که اعمال نیک محصول عادی یا نتیجه نجات هستند. آنها گواه میدهند که شخص واقعاً نجات یافته است. رساله یعقوب بر این تأکید میکند و اشاره مینماید که «ایمان به خودی خود، اگر اعمال نداشته باشد، مرده است» (۲:۱۷). رسول پولس به همکار خود تیتوس نوشت: «این سخنی امین است، و من میخواهم که تو پیوسته بر این امور تأکید کنی، تا کسانی که به خدا ایمان آوردهاند، مراقب باشند که اعمال نیک را حفظ کنند. این امور برای انسانها نیکو و سودمند هستند» (تی. ۳:۸). بسیاری، بسیاری از آیات در کلام خدا وجود دارند که کاملاً از این حمایت میکنند. اعمال نیک محصول طبیعت جدیدی هستند که ما هنگام نجات یافتن دریافت کردیم. پطرس در رساله دوم خود به ما گفت که ما «شریک طبیعت الهی» شدهایم (۱:۴)، که کاملاً در تضاد با چیزی است که اشعیا درباره ما قبل از نجات یافتن میگوید: «همه عدالتهای ما مانند پارچههای چرکین هستند» (اشعیا ۶۴:۶).
کله چې د توپیر کولو خبره راځياعمال نیکو و اعمال بد، ما همیشه قادر به ارزیابی صحیح این نیستیم زیرا تنها خدا انگیزههای قلب را میداند. «خداواُردآنگونه که انسان میبیند، نمیبیند؛ زیرا انسان به ظاهر مینگرد، اما خداوندامربه دل مینگرد» (اول سموئیل ۱۶:۷). بنابراین، در حالی که ما باید اعمال بد و انگیزههای نادرست خود را به خداوند اعتراف کنیم، حق نداریم انگیزههای دیگران را قضاوت کنیم. اما اول تسالونیکیان ۵:۲۲ به وضوح به ما میگوید: «از هر نوع بدی بپرهیزید.» باشد که همیشه کمک خداوند را بجوییم تا با وجدانی پاک در برابر او و به عنوان نمونهای خوب برای اطرافیانمان زندگی کنیم! به تیطس، که در کرت در میان مردمی با شهرت بسیار بد کار میکرد (تیطس ۱:۱۲)، گفته شد که «در هر چیز خود را نمونه اعمال نیکو بنما... تا مخالفان شرمنده شوند و هیچ بدی درباره شما نگویند» (۲:۷-۸).
—پاسخدهنده: یوجین پ. ودر، جونیور