ناحوم و داوری آینده
ویژگی ۴– جولای/اگست ۲۰۲۵ –مجله فیض و حقیقت
ناحوم و داوری آینده
تاریخچه
ناحوم یکی از به اصطلاح «انبیای صغیر» بود، و کتاب او بخشی از چیزی است که به عنوان «کتاب دوازده» نیز شناخته میشود. ما اطلاعات زیادی در مورد این نبی به جز نام او و مکانی که از آن آمده بود، نداریم. نام ناحوم به معنای «آرامش» یا «تسلی» است، و ارتباط نزدیکی با نام «نحمیا» دارد که به معنای «آرامش یاه» است. یاه شکل کوتاه شده یهوه است.
نحوم از القوش، شهری در جلیل در بخش شمالی اسرائیل، آمد. برخی از محققان کتاب مقدس میگویند که این مکان همان کفرناحوم است که اغلب در اناجیل به آن اشاره میشود. با این حال، از کتاب مقدس نمیتوان تأیید کرد که القوش واقعاً شهر کفرناحوم بوده است، نامی که به معنای «روستای آسایش» است، اگرچه این معنی به خوبی با نام نحوم مطابقت دارد.
رهبران مذهبی در ایام خدمت زمینی خداوند ما اظهار داشتند که هیچ پیامبری هرگز از جلیل نیامده است، با وجود اینکه بسیاری از مردم فکر میکردند عیسی از آنجا بود (یوحنا ۷:۴۰-۵۲). بدیهی است که آن رهبران اشتباه میکردند، احتمالاً عمداً با توجه به اینکه آنها "میخواستند او را دستگیر کنند" (آیه ۴۴).ایاسویبزرگترین پیامبر تاریخ، خداوند ما عیسی مسیح، در جلیل زندگی و خدمت کرد، اگرچه او در بیتلحم یهودیه متولد شد. آمدن او به جهان بسیاری از نبوتها را به انجام رساند (رجوع کنید به متی ۱–۲؛ لوقا ۱–۲؛ یوحنا ۱–۲).
قبل از اینکه ناحوم کتاب خود را بنویسد، خدا یونس نبی را از جلیل به نینوا فرستاده بود تا داوری خدا را بر آن شهر بزرگ اعلام کند. یونس – نام او که «یوناه» نیز نوشته میشود، به معنای «کبوتر» است – در ابتدا مایل به اطاعت نبود و به جهت دیگر رفت. اما یونس کمی قبل از اینکه پیام خود را به نینوا برساند، مداخله پرفیض خدا را تجربه کرد.
ممکن است از کتاب یونس به یاد بیاوریم که در مجازات نافرمانیاش، آن پیامبر از کشتیای که با آن سفر میکرد، به دریایی طوفانی انداخته شده بود (Jon. 1). پس از آن تجربه دلخراش، یونس به طرز معجزهآسایی در شکم یک ماهی بزرگ که خدا فرستاده بود تا او را ببلعد، زنده ماند. در آنجا، یونس با جدیت به خدا دعا کرد (Jon. 2). در نتیجه، او (خدا) آن ماهی بزرگ را به ساحل هدایت کرد تا یونس را بیرون بیندازد و دوباره به خشکی بازگرداند. از طریق این تجربیات، خدا پیامبرش را بیشتر آماده کرد تا به نینوا برود و پیام خدا را به مردم نینوا اعلام کند، همانطور که به او دستور داده شده بود. پیامبرِ اکنون مایل، در آن شهر وسیع گشت و گذار کرد و از آن عبور کرد با پیام جدی خود: «چهل روز دیگر، و نینوا واژگون خواهد شد» (3:4).
به طرز شگفتانگیزی، در ادامه میخوانیم، «مردم نینوا به خدا ایمان آوردند. روزه اعلام کردند و از بزرگترین تا کوچکترینشان پلاس پوشیدند. این خبر به پادشاه نینوا رسید و او از تخت خود برخاست، ردای خود را کند، پلاس پوشید و در خاکستر نشست» (آیات ۵-۶). مردم در برابر خدا فروتن شدند. پادشاه نیز فرمانی صادر کرده بود (آیات ۷-۹)، که با این کلمات به پایان میرسید: «چه کسی میداند؟ شاید خدا برگردد و پشیمان شود و از خشم شدید خود بازگردد، تا ما هلاک نشویم» (آیه ۹). این واکنش شگفتانگیز نشان میدهد که خدا مشغول کار بود، زیرا این نیکویی، یا مهربانی، خداست که مردم را به توبه رهبری میکند (رومیان ۲:۴).
پیامی که خدا از طریق یونس به مردم نینوا رساند، تأثیر بسزایی بر آنها گذاشت. آنگاه خدا تصمیم گرفت که آن بلا را بر آنها نیاورد. «چون خدا اعمال ایشان را دید که از راه بد خود بازگشتند، خدا از بلایی که گفته بود بر سرشان خواهد آورد، پشیمان شد و آن را نیاورد.» (یونس ۳:۱۰)
اما یونس از این تغییر بسیار ناخشنود بود و از خدا خشمگین شد (۴:۱). نبی در دعای خود شکایت کرد و گفت که این – فیض و رحمت خدا، دیرخشم بودن، فراوانی محبت، و پشیمانی از داوری – دلیل این بود که او نمیخواست برود و به نینواییان موعظه کند (آیه ۲). یونس امیدوار بود که این شهر بزرگ نابود شود زیرا او این مردم را دشمن میدید. اما خدا، آنها را انسانهایی میدید که به توبه و نجات نیاز داشتند.
متأسفانه، نسلهای بعدی مردم نینوا به پیام جدی خدا که از طریق یونس داده شده بود، توجه نکردند، برخلاف کسانی که بلافاصله به دعوت خدا پاسخ دادند. در نهایت، بنابراین، خدا باعث شد که این شهر مشهور در سال ۶۱۲ قبل از میلاد توسط پارسیان و بابلیان ویران شود.
موضوع توبه یک اصل مهم را نشان میدهد، زیرا هر نسل فرصتی خدادادی دارد تا توبه کند و به سوی او بازگردد. امروز شما چطور؟ آیا دل خود را سخت میکنید، یا آماده توبه هستید؟ اکنون توبه کنید و به سوی او بازگردید، در حالی که هنوز روز فیض است، زیرا این فرصت ممکن است هر لحظه به پایان برسد.
تقریباً دو قرن پس از دیدار یونس از نینوا، خدا از طریق نبی صفنیا سقوط قریبالوقوع آن شهر بزرگ را اعلام کرد (صفنیا ۲:۱۳-۱۵). شیوه تصویری که صفنیا پیام خود را ارائه داد، باعث میشود خواننده احساس کند که در زمان ویرانی نینوا در آنجا حضور دارد. نوشته صفنیا به ما کمک میکند تا تأثیر این رویداد را در بُعد نبوی آن درک کنیم. مشابه این گزارش، ویرانی اورشلیم در ۷۰ میلادی با جزئیات فراوان در چندین بخش از کلام خدا توصیف شده است، در حالی که به تحقق آینده نیز مطابق با نبوت اشاره دارد. در طول خدمت او بر روی زمین، خداوند عیسی اغلب به شیوهای جدی با قوم خود سخن میگفت و تلاش میکرد تا به وجدانهای آنها دست یابد تا توبه کنند و واقعاً به خدا بازگردند.
خدا ناحوم را هدایت کرد تا داوریای را توصیف کند که بر نینوا خواهد آمد. این جزئیات حاوی درسهای عملی و هشدارهایی برای همه کسانی است که پیام او را میشنوند یا میخوانند. نبوت او به شیوهای جدی و تأملبرانگیز با ما سخن میگوید و هر یک را به چالش میکشد تا خود و دیگران را از دیدگاه خدا در نظر بگیرد. هدف او این بود و هنوز هم هست که ما خود را فروتن سازیم و توبه کنیم. برخی بر این باورند که چنین پاسخی فقط یک بار در زندگی ما و در پرتو ایمان آوردنمان خواسته میشود. اما این اشتباه است، زیرا حتی ایمانداران واقعی ممکن است برای مسائلی که پس از ایمان آوردنشان رخ میدهد، نیاز به توبه داشته باشند. به عنوان نمونهای از این نکته، خطابهای خداوند به هفت کلیسا را در مکاشفه ۲–۳ بخوانید، که در آن او ایمانداران را، حتی اکنون، به توبه فرا میخواند.
دیدگاه نبوی پیام ناحوم و درسهایی برای ما امروز
آنچه در گذشته برای نینوا اتفاق افتاد، مسائلی را در مورد پادشاه نبوی شمال روشن میکند، زیرا او در آینده به قوم زمینی خدا حمله خواهد کرد. پس از ربوده شدن کلیسا (اول تسالونیکیان ۴:۱۴-۱۸)، خدا اسرائیل را به سرزمین موعود باز خواهد گرداند، ابتدا در بیباوریشان، اما بسیاری ایمان خواهند آورد (مکاشفه ۶-۷). اکثریت اسرائیل انتخاب خواهند کرد که تحت حاکمیت یک رهبر قدرتمند، یعنی ضد مسیح، باشند که ادعا خواهد کرد مسیح است (دانیال ۹:۲۶-۲۷؛ مکاشفه ۱۱-۱۳). این مسیح دروغین بتپرستی را تا جایی رواج خواهد داد که مجسمهای از خود را در قدسالاقداس معبد – که امروز هنوز باید بازسازی شود – قرار خواهد داد و خود را خدا اعلام خواهد کرد (دوم تسالونیکیان ۲:۳-۴). جزئیات بیشتر در مورد این تحولات در دانیال ۹-۱۲ آمده است، در حالی که برخی رویدادهای متوالی در حزقیال ۳۸-۳۹ توصیف شدهاند.
از این و سایر فقرات میتوانیم نکات مهمی را بیاموزیمروحانیدرسها، حتی با اینکه میدانیم که معانی تحتاللفظی و نبوی آنها به روزهایی اشاره دارند که هنوز در آینده هستند. این نبوتها پس از ربوده شدن کلیسا، که ممکن است در هر زمانی اتفاق بیفتد، محقق خواهند شد. به عبارت دیگر، ناحوم نقشههای شگفتانگیز خداوند را برای قوم زمینی او و برای ملتها نشان میدهد که در هزاره صلح آینده به انجام خواهند رسید. این آیات نیز با ما سخن میگویند و بسیاری را فراهم میکنندعملیدرسهایی که به ما کمک کند تا خود را در پرتو نور خداوند بسنجیم، و خودپسند یا مغرور نباشیم.
پیامبر حزقیال چندین سال پس از اینکه دانیال و دوستانش به بابل منتقل شده بودند، توسط بابلیها به اسارت گرفته شد. حزقیال سقوط آشور و نینوا را که قبلاً توسط ناحوم اعلام شده بود، به عنوان هشداری به فرعون و مردم مصر توصیف کرد. با این وجود، خدا داوری خود را بر اورشلیم نیز فرو خواهد ریخت، زیرا قوم او هشدارهای پیامبرانش، و به ویژه خدمت مسیح خودشان، یشوعا همشیح را رد کردند. او در فیض آمد تا پیام صلح را اعلام کند، همانطور که با وفاداری به خدا و قومش خدمت کرد. با این حال، رهبران اسرائیل در آن زمان او و پیام خدا را که از طریق او به آنها داده شده بود (برای مثال، متی ۱۲ را بخوانید)، رد کردند، درست همانطور که پیامهای خدا را در گذشته رد کرده بودند. با این وجود، صفنیا پیشبینی کرد که خدا در میان این مردم مغرور، باقیماندهای از فروتنان خواهد داشت که به او خدمت خواهند کرد. آنها در نام خداوند (۳:۱۲-۱۳)، پادشاه اسرائیل – خداوندی که در میان آنها خواهد بود (آیه ۱۵) – پناه خواهند برد.
این همه به خوبی با پیام ناحوم مطابقت دارد، که او آن را «وحی» و «رؤیا» (ناحوم ۱:۱) نامید، اصطلاحاتی که حبقوق نیز از آنها استفاده کرد. نام نینوا با نمرود مرتبط است، که نام او قبلاً در فهرست ملتهایی که پس از طوفان زمان نوح پدید آمدند (پیدایش ۱۰) ذکر شده است. نمرود چندین شهر را در منطقه بینالنهرین بنا کرد، که به معنای «بین دو رودخانه» است – دجله و فرات. ابرام، به معنای «پدر والا»، در آنجا زندگی میکرد هنگامی که خداوند، «خدای جلال» (اعمال رسولان ۷:۲)، او را فراخواند تا آن منطقه را ترک کند و به سرزمینی برود که خدا به او نشان میداد. در آنجا، او پدر قوم بزرگی میشد (پیدایش ۱۲:۱-۲).
نام نمرود به یک کلمه ریشهای مرتبط است که به معنای «پایین رفتن» است، و از آن معنای «شورشی» گرفته شده است. پس از اینکه او چندین شهر را در بینالنهرین تأسیس کرد، نمرود به سمت شمال به آشور حرکت کرد، جایی که نینوا و چندین شهر بزرگ دیگر را تأسیس نمود (۱۰:۹-۱۱). چند قرن بعد، نینوا تحت فرمان سنحاریب (حدود ۷۰۳ قبل از میلاد)، پادشاهی که به یهودا حمله کرد و اورشلیم را محاصره نمود اما آن را تصرف نکرد (اشعیا ۳۶-۳۹)، پایتخت امپراتوری آشوری نو شد. بعدها، خدا به پارسیان و بابلیان اجازه داد تا نینوا را در ۶۱۲ قبل از میلاد سرنگون کنند. پس از چند سال، بابلیان نیز به اورشلیم حمله کردند که منجر به اولین اسارت بابلی شد، زمانی که دانیال و دوستانش دستگیر و به بابل منتقل شدند (دانیال ۱). محاصرههای دیگری نیز بعدها رخ داد و اورشلیم سرانجام در ۵۸۶ قبل از میلاد ویران شد (مزمور ۱۳۷ را بخوانید).
نام «نینوا» ۲۰ بار در عهد عتیق ذکر شده است و گاهی با بابل مرتبط است که نمرود قبل از ساخت نینوا آن را بنا نهاد. در کلام مقدس، هم نمرود و هم نینوا با خشونت مرتبط هستند، در حالی که بابل به ویژه با فساد مشخص شده بود. این دو ویژگی بلافاصله پس از طوفان (پیدایش ۱۰-۱۱) توسعه یافتند، اما آنها قبلاً در جامعهای که نوح قبل از طوفان در آن زندگی کرده بود (۶:۱۱) وجود داشتند. چند قرن پس از طوفان، خدا ابرام را از آن محیط خشونت و فساد فراخواند (پیدایش ۱۲). به همین ترتیب، خدا مردم را فرا میخواند تا آن دو چیز را ترک کنند و با خداوند عیسی مسیح مرتبط شوند. او با فروتنی و حقیقت مشخص شده بود، و ما را دعوت میکند تا او را پیروی کنیم، هر روز یوغ او را بر خود بگیریم و از او بیاموزیم (متی ۱۱:۲۸-۳۰).
د ناحوم پیغام
بیایید پیام ناحوم را بیشتر بررسی کنیم. اولاً، او عظمت خداوند را به عنوان داور توصیف کرد، کسی که حقوق خود را در برخورد با دشمنانش حفظ میکند. اگرچه او دیرخشم است، اما با آنها به شیوهای عادلانه عمل خواهد کرد و تمام قدرت در اختیار اوست. در عین حال، او به گونهای عمل میکند که فراتر از هر سرزنشی است (۱:۲-۶)، زیرا نشان میدهد که برای کسانی که به او پناه میبرند نیکوست، اما دشمنان خود را از بین میبرد (آیات ۷-۸). خداوند «غیور و انتقامگیرنده» است (آیه ۲)، به این معنی که او سازش نخواهد کرد، درست همانطور که هنگام معرفی خود به موسی به عنوان یهوه اعلام کرد: «من آن هستم که هستم» (خروج ۳:۱۴). خداوندفرمانتمام قدرت لازم را برای حفظ حقوق و جلال خود دارد، و هیچ چیز و هیچ کس نمیتواند وقتی او انتقام میگیرد دخالت کند (ناحوم ۱:۴-۶). با این حال، او نسبت به کسانی که به او توکل میکنند نیکو و رحیم است، زیرا او کسانی را که چنین میکنند میشناسد (آیه ۷).
آخرین گفته به رابطه دوطرفه بین خدا و قوم او اشاره دارد. این رابطه چیزی است که خدای ما دوست دارد توسط همه کسانی که او را خدمت میکنند و به او توکل مینمایند، پرورش یابد. اما کسانی که به هر دلیلی با او مخالفت میکنند، با خشم شدید او روبرو خواهند شد (آیه ۹) و موفق نخواهند گشت (آیه ۱۰). نبی توصیف کرد که چگونه از میان قوم خود خدا، یک مخالف سرسخت برخواهد خاست که خدا قطعاً او را از بین خواهد برد (آیات ۱۱-۱۴). آخرین آیه با سایر احکامی که خدا در مورد دجال آینده صادر کرده است، مطابقت دارد، همانطور که توسط پولس رسول تأیید شده است (۲ تسالونیکیان ۲:۸-۹).
ناحوم ۱:۷ یادآوری زیبایی است از اینکه خداوند کیست. این آیه میگوید: «خداونددستورخوب است، پناهگاهی محکم در روز سختی؛ او کسانی را که به او پناه میبرند، میشناسد.» به یاد میآورم که مادرم چگونه آن آیه را گرامی میداشت، زیرا او کمک خداوند را در روزهای دشوار یافته بود. امروز، این آیه هنوز برای همه ایماندارانی که به او توکل میکنند، کاربردی است، و پس از ربوده شدن نیز برای همه کسانی که در معرض خشم دشمن قرار خواهند گرفت، چنین خواهد بود. این ایمانداران خود را در مرکز طوفان خواهند یافت، اما حضور خداوند را با خود تجربه خواهند کرد. این درست مانند مرکز یک توفند یا گردباد خواهد بود – آرامش کامل در درون وجود دارد، در حالی که همه اطراف در آشفتگی و تلاطم است.
خود خدا بتپرستی وحشتناکی را که دجال معرفی خواهد کرد، همانطور که در بالا ذکر شد (آیات ۱۳-۱۴)، از بین خواهد برد. او این کار را از طریق کسی که صلح را به ارمغان خواهد آورد انجام خواهد داد، و دجال را کاملاً از بین خواهد برد، درست همانطور که نینوا را توسط بابلیان و مادها در ۶۱۲ قبل از میلاد نابود کرد (آیه ۱۵). این آیه آخر به زیبایی خادمانی را توصیف میکند که خدا از آنها استفاده کرده – و هنوز هم استفاده میکند – تا پیام صلح را بیاورند. امروز، این انجیل فیض خداست، در حالی که در بستر پیام ناحوم این به خبر خوش درباره نابودی نینوا اشاره دارد.
"جلال یعقوب" و "جلال اسرائیل" (۲:۲)، دلالت دارد بر بازسازی و احیای باشکوه و آینده اسرائیل به عنوان یک ملت. روزهای باشکوه سلطنت سلیمان پیشنمایشی تاریخی بودند از این جلال آینده سلطنت هزارساله مسیح. در مقابل، ناحوم نابودی نینوا را به عنوان یک هشدار جدی به ایمانداران، اکنون و در آینده، توصیف کرد که هرگز به تدابیر و قدرت انسانی اعتماد نکنند. وقتی چنین کنیم، مستقیماً خدای خود را به چالش میکشیم (رجوع کنید به آیه ۱۳، ۳:۵). در روزی که میآید، چالشهای مشابهی توسط کلیسای مرتد مطرح خواهد شد که خدا با عدالت به آن پاسخ خواهد داد (مکاشفه ۱۷–۱۸).
ناحوم ۳ توصیف میکند که چگونه یهوه صبایوت در داوری عمل خواهد کرد، زیرا او با خشونت (آیات ۱-۳) و فساد (آیات ۴-۷) آنها برخورد خواهد نمود. با مقایسه این فصل با مکاشفه ۱۷-۱۸، ما شباهتهای چشمگیری بین نینوا و بابل بزرگ آینده میبینیم. علاوه بر این، ناحوم نبی خشونت، زنا، جادوگری و اعمال مکروه (اعمال غیبی) را که او محکوم کرد، با دیگر جوامع فاسد، مانند مصر، حبشه (کوش)، فوت و لیبی (ناحوم ۳:۸-۹) مقایسه میکند. از طریق شرارت خود، همه آنها خود را در معرض داوری خدا قرار دادند که منجر به نابودی آنها شد (۳:۱۰-۱۹).
این به ما آزادی میدهد تا پیام ناحوم در باب ۳ را با محکومیت اورشلیم توسط خدا و سیستمهای مذهبی این دنیا، که در مکاشفه ۱۸ توصیف شده است، مرتبط کنیم. این مسائل چقدر برای ما جدی هستند که به آنها فکر کنیم. جسم در ما بهتر از جسم در مردمی که در ناحوم ۳ توصیف شدهاند نیست، چه متعلق به نینوا، بابل یا اورشلیم باشند، یا به جوامع دیگری که نبی ذکر کرده است. این چه تضادی است با امید زندهای که ما داریم (اول پطرس ۱:۱-۳). خدا را ستایش!
توسط آلفرد بوتر
زما هیله پر هیڅ شي کم نه ده ولاړهاز خون و عدالت عیسیٰ؛من جرأت نمیکنم به شیرینترین پیکر اعتماد کنم،اما کاملاً بر نام عیسی توکل کن.
بر مسیح، صخرهٔ استوار، من ایستادهام:هر زمین دیگری ریگ روان است،تمام زمینهای دیگر ریگ روان است.—ادوارد موت (۱۷۹۷–۱۸۷۴)