بادهای شمال و جنوب
ای باد شمال، بیدار شو و ای باد جنوب، بیا! بر باغ من بوز، تا ادویههایش جاری شود. بگذار محبوبم به باغ خود بیاید و میوههای دلپذیرش را بخورد. غزل غزلها ۴:۱۶ غزل غزلها ۴:۱۶ · NKJV
لزلی ام. گرانت
برای هر ایماندار به خداوند عیسی خوب است که در نظر بگیرد که به او باغی داده شده است. آن باغ، زندگی روزمره اوست که در آن چیزی را پرورش دهد که برای جلال ابدی خداوندش باشد. آیا میتوانیم با میل و رغبت باد شمال را دعوت کنیم که بر آن بوزد؟ باد شمال از شرایط سختی سخن میگوید، در حالی که باد جنوب از دلپذیری سخن میگوید. خدا هر دو را ضروری میداند اگر قرار است باغ ما آنچه را که برای او قابل قبول است، به بار آورد. بوی باغ زمانی که باد میوزد، آشکارتر است. مطمئناً ما آرزو داریم که عطر زندگی ما شادی و لذت را به قلب او بیاورد.
البته، بخش زیادی به این بستگی دارد که چگونه سختی را میپذیریم. اگر آن را با آرامش از خداوند بپذیریم و فیض او را برای یادگیری از آن بجوییم، این واقعاً بوی شیرینی است. همچنین ضروری است که روحیهای مناسب برای پذیرش شرایط خوب و دلپذیر داشته باشیم. فکر کردن به اینکه ما شایسته آنها هستیم، بوی ناخوشایند رضایت از خود را منتشر خواهد کرد. اما، سپاسگزاری عمیق برای فیض خدا در میان شرایط دلپذیر، عطری است که برای او خوشایند است. اگر کمک او را در دعوت از بادهای شمال و جنوب برای وزیدن بجوییم، در دعوت از محبوبمان برای آمدن به باغش و خوردن میوههای دلپذیرش تردید نخواهیم کرد.
هنگامی که روح من آماده شود تا لذت خداوند محبوبم عیسی را بجوید، دیگر زندگی خود را باغ شخصی خود نمیدانم، بلکه آن را باغ او میدانم. آنگاه این درک حاصل خواهد شد که هر پاسخ مناسبی به کار روح او در قلب من، به طور الهی انجام شده است. این کار من نیست، بلکه کار الهی خدای زنده در قلب من است که او با فیض خود آماده کرده است. باشد که او از آمدن به باغ من و خوردن میوههای دلپذیر لذت ببرد!