داستان سه پیامبر
کلام خداوند که به هوشع ... در ایام یربعام پسر یوآش، پادشاه اسرائیل نازل شد. کلام عاموس ... در ایام یربعام پسر یوآش، پادشاه اسرائیل. عاموس 1:1 NKJV یربعام پسر یوآش، پادشاه اسرائیل ... قلمرو اسرائیل را بازگرداند ... مطابق کلام خداوند خدای اسرائیل، که او از طریق بنده خود یونس پسر امیتای، نبی، سخن گفته بود. 2 پادشاهان 14:23، 25 NKJV اکنون کلام خداوند به یونس پسر امیتای نازل شد و گفت: «برخیز، به نینوا برو.» یونس 1:1–2 NKJV NKJV
استیون کمپبل
هوشع، عاموس و یونس همگی در یک دوره زمانی به خداوند خدمت کردند. آن روزها در اسرائیل روزهای دشواری بود. یربعام دوم، حاکمی شریر، بر تخت نشسته بود. او مدتها پس از یربعام اول زندگی میکرد، که پادشاهی شمالی را به بتپرستی سوق داد. با این حال، این یربعام تمام گناهان اولی را ادامه داد: «او در نظر خداوند شرارت کرد؛ او از تمام گناهان یربعام پسر نباط، که اسرائیل را به گناه کشانده بود، روی نگرداند» (2 پادشاهان 14:24). با این وجود، خدا حداقل سه پیامبر را برای او فرستاد. هر یک خدمتی منحصر به فرد داشتند، اما هر یک به یربعام فرصتی دادند تا از خداوند بشنود—چه کلام هشدار در مورد هوشع و عاموس، یا برکتی نالایق در مورد یونس.
اما پس از آن، از آنجا که هر سه پیامبر معاصر بودند، کنجکاوی برانگیز است که چرا خدا یونس را برای موعظه به نینوا انتخاب کرد. چرا خدا هوشع یا عاموس را نفرستاد؟ آیا آنها بلافاصله اطاعت نمیکردند، مستقیماً به نینوا نمیرفتند و از تمام مشکلاتی که یونس با طوفان، ماهی، کرم و قلب سرسخت خود داشت، اجتناب نمیکردند؟
شاید چنین باشد. اما خدا اغلب با اهداف متعدد عمل میکند. او میخواست کاری با یونس انجام دهد، اما همچنین میخواست کاری در یونس انجام دهد. این یونس بود که باید درباره رحمت خدا میآموخت، بنابراین یونس آن دعوت را دریافت کرد. همانطور که ما در میان دیگران به خدا خدمت میکنیم، به یاد داشته باشیم که او احتمالاً سعی دارد چیزی را نیز به ما بیاموزد.