خداوند نزدیک است — ۹ اگست ۲۰۲۶: اعمال ۲:۴۲

خداوند نزدیک استاستیون کمپبل

خداوند نزدیک است
همه مطالب

۱ وقتی عید پنتیکاست فرا رسید، همۀ ایمانداران با همدلی یکجا با هم نشسته بودند. ۲ ناگهان صدایی مانند وزش باد شدید از آسمان آمد و تمام خانه ای را که در آن نشسته بودند، پُر ساخت. ۳ آنها دیدند که چیزی مانند زبانه های آتش نمایان شد و بر هر یک از آنها قرار گرفت. ۴ همه از روح مقدس پُر گشتند و به طوری که روح به ایشان قدرت تکلم می بخشید، به زبانهای دیگر به سخن گفتن آغاز کردند. ۵ در آن زمان، یهودیان خدا پرست از تمام ملتهای دنیا در اورشلیم اقامت داشتند. ۶ وقتی این سر و صدا به گوش آنها رسید، مردم گرد هم جمع شدند و چون هر کس به زبان خود سخنان ایمانداران را شنید، همه غرق حیرت شدند. ۷ با تعجب از همدیگر می پرسیدند: «مگر اینها که چنین حرف می زنند، همه جلیلی نیستند؟ ۸ پس چگونه ما سخنان شان را به زبان مادری خود می شنویم؟ ۹ ما که از پارتیان، مادیان، ایلامیان و مردمان بین النهرین، یهودیه و کَپَدوکیه، پُنتُس و ولایت آسیا، ۱۰ فریجیه و پمفیلیه، مصر و مناطقی از لیبیا که متصل به قیروان است و یهودیانی که از روم در اورشلیم مسکن گزیده بودند، ۱۱ یهودیان و آنهایی که قبلاً یهودی شده بودند و یک عدۀ دیگر از کریت و عربستان هستیم، همۀ ما به زبان خود شرح کارهای بزرگ خدا را می شنویم.» ۱۲ همه حیران و سرگردان به یکدیگر می گفتند: «معنای این وقایع چیست؟» ۱۳ اما بعضی مردم مسخره کنان می گفتند: «اینها مست شراب هستند.» ۱۴ اما پِطرُس با آن یازده رسول برخاسته صدای خود را بلند کرد و خطاب به جماعت گفت: «ای یهودیان و ای ساکنان اورشلیم! این را بدانید و به سخنان من توجه کنید. ۱۵ آن طور که شما فکر می کنید این مردان مست شراب نیستند، زیرا هنوز ساعت نُه صبح است. ۱۶ بلکه این همان چیزی است که یوئیل پیامبر در باره اش گفته بود: ۱۷ «خدا می فرماید، در روزهای آخر روح خود را بر تمام انسانها خواهم ریخت. پسران و دختران شما نبوت خواهند کرد، جوانان شما رؤیاها و مو سفیدان شما خوابها خواهند دید. ۱۸ بر غلامان و کنیزان نیز در آن زمان از روح خود خواهم ریخت و آنها نبوت خواهند کرد. ۱۹ بالا در آسمان عجایب، و معجزه هایی بر زمین از خون و آتش و بخار، ظاهر خواهم نمود. ۲۰ قبل از آمدن آن روز عظیم و پُر شکوهِ خداوند، آفتاب تاریک خواهد شد و مهتاب رنگ خون خواهد گرفت. ۲۱ آن وقت هر کس که نام خداوند را بر زبان بیاورد، نجات خواهد یافت.» ۲۲ ای مردم اسرائیل! به این سخنان گوش دهید: چنان که شما خوب می دانید عیسای ناصری کسی بود که خدا به وسیلۀ او معجزه ها و نشانه های عجیبی در میان شما نشان داد. ۲۳ این مرد به اراده و پیشدانی خدا تسلیم شد و شما او را به وسیلۀ گناهکاران بر صلیب میخکوب کردید و کُشتید. ۲۴ مگر خدا او را از چنگال مرگ رهانید و دوباره زنده کرد، زیرا ناممکن بود که مرگ بتواند او را در چنگ خود نگهدارد. ۲۵ داوود دربارۀ او گفته بود: «خداوند را همیشه پیش روی خود می بینم، چون که در دست راست من است تا هیچ تکان نخورم. ۲۶ از این رو، دل من خوشی و زبانم شادمانی می کند، بدن فانی من نیز در امید، آرامش خواهد یافت، ۲۷ زیرا مرا در عالم مرگ رها نمی کنی، خادم مقدس خود را نمی گذاری که بپوسد، ۲۸ تو راهی را به من نشان داده ای که مرا به سوی زندگی رهنمایی می کند، حضور تو مرا از خوشی پُر خواهد کرد.» ۲۹ ای عزیزان! اجازه بدهید که دربارۀ داوود جد و پادشاه ما به شما واضح بگویم که او مُرد و به خاک سپرده شد. قبر داوود تا به حال همین جا، پیش ما موجود است. ۳۰ اما چون او پیامبر بود، می دانست که خدا وعده داده و سوگند خورده است که از نسل او، یکی را بر تخت پادشاهی بنشاند. ۳۱ داوود از قبل دوباره زنده شدن مسیح را پیشگویی نموده در باره اش گفته بود: «او در عالم مرگ ترک نشد و جسم او هرگز پوسیده نگردید.» ۳۲ خدا همین عیسی را پس از مرگ زنده کرد و همۀ ما بر آن شاهد هستیم. ۳۳ حال که عیسی به دست راست خدا بالا بُرده شده، روح مقدس وعده شده را از پدر آسمانی یافته و به ما عطا کرده است، شما این چیزها را می بینید و می شنوید. ۳۴ زیرا داوود خود به آسمان صعود نکرد ولی گفت: «خداوند به سَروَر من گفت: در دست راست من بنشین ۳۵ تا دشمنانت را زیر پایت کنم.» ۳۶ ای مردم اسرائیل! به یقین بدانید که خدا آن عیسایی را که شما مصلوب کردید، منحیث سَروَر و مسیح تعیین کرده است.» ۳۷ وقتی مردم این چیزها را شنیدند، دلهای شان شکست و از پِطرُس و دیگر رسولان پرسیدند: «ای عزیزان! چه کنیم؟» ۳۸ پِطرُس به آنها گفت: «هر یک از شما باید از گناهان تان توبه کنید و به نام عیسای مسیح تعمید بگیرید. به این ترتیب گناهان تان بخشیده خواهد شد و روح مقدس را به عنوان تحفه دریافت خواهید کرد. ۳۹ زیرا این وعده ای است برای شما، فرزندان تان و همۀ آنهایی که در مناطق دور هستند. یعنی همه کسانی که خداوند، خدای ما آنها را به سوی خود بخواند.» ۴۰ پِطرُس خواهش خود را با گفتنی های زیاد دیگر بیان کرد و به آنها هُشدار داده گفت: «از این نسل گناهکار دوری کنید.» ۴۱ پس کسانی که پیام او را قبول کردند، تعمید یافتند و در همان روز حدود سه هزار نفر به جمع ایمانداران پیوست. ۴۲ ایمانداران با همدلی روزهای خود را با آموختن از رسولان، یکجا نان خوردن و دعا کردن سپری می کردند. ۴۳ در اثر نشانه های عجیب و معجزه هایی که توسط رسولان انجام می شد، ترس خدا در دل همه گی جا می گرفت. ۴۴ تمام ایمانداران همیشه یکجا بودند و دارایی خود را با همدیگر تقسیم می کردند. ۴۵ آنها جایداد و اموال شخصی خود را می فروختند و پول آن را به ایماندارانی که نیاز داشتند، می دادند. ۴۶ همین طور آنها هر روز در خانۀ خدا با هم جمع می شدند و در خانه های خود نیز با خوشی و صمیمیت با هم غذا می خوردند ۴۷ و خدا را ستایش می کردند. آنها مورد احترام مردم بودند و عیسای مسیح هر روز کسانی را که نجات می یافتند، به جمع شان می افزود.

۱ گزارش نِحِمیا، پسر حَکَلیا: در ماهِ کِیسلُو، در بیستمین سال سلطنت اُردشیر، هنگامی که در قصر شوش بودم، ۲ یکی از برادران یهودی ام بنام حنانی با چند نفر دیگر که تازه از سرزمین یهودا آمده بودند، به دیدنم آمدند. از آن ها دربارۀ وضع کسانی که از تبعید بازگشته بودند و نیز از اوضاع اورشلیم سؤال کردم. ۳ آن ها جواب دادند: «آن مردم در بسیار سختی و خواری بسر می برند. دیوار شهر هنوز خراب مانده است و دروازه های سوختۀ آن تعمیر نشده اند.» ۴ وقتی این خبر را شنیدم، نشستم و گریه کردم. از شدت غم چند روز لب به غذا نزدم و در تمام این مدت در حضور خدای آسمان ها مشغول دعا بودم. ۵ در دعا گفتم: «ای خداوند، خدای آسمان ها، تو عظیم و با هیبت هستی. تو در انجام عهد های خود نسبت به کسانی که ترا دوست می دارند و از احکام تو اطاعت می کنند، وفادار می باشی. 6‏-7 به من نظر کن و دعای مرا که دربارۀ بندگانت، قوم اسرائیل، شب و روز بحضور تو تقدیم می کنم، بشنو. اعتراف می کنم که ما به تو گناه کرده ایم! بلی، من و قوم من مرتکب گناه بزرگی شده ایم و از اوامر و احکام تو که توسط بنده ات موسی به ما دادی، اطاعت نکرده ایم. 8 اینک این سخنان خود را که به موسی فرمودی بیاد آور: «اگر گناه کنید شما را در بین اقوام دیگر پراگنده می سازم. 9 اما اگر بسوی من بازگردید و از احکام من اطاعت کنید، حتی اگر در دورترین نقاط جهان به تبعید رفته باشید، شما را به اورشلیم باز می گردانم. زیرا اورشلیم، جائی است که برای سکونت خود برگزیده ام.» 10 ما بندگان تو هستیم؛ همان قومی می باشیم که تو با قدرت عظیمت نجات شان دادی. 11 ای خداوند، دعای مرا و دعای سایر بندگانت را که از صمیم دل به تو احترام دارند، بشنو. التماس می کنم که چون حالا پیش پادشاه می روم، دل او را نرم کنی تا درخواست مرا بپذیرد.» در آن روزها من ساقی پادشاه بودم.

۱ در همان روز، وقتی تورات موسی برای قوم اسرائیل خوانده شد، این مطلب را در آن یافتند که عمونیان و موآبیان هرگز نباید وارد جماعت قوم برگزیدۀ خدا شوند. ۲ این امر بخاطر آن بود که آن ها با نان و آب از مردم اسرائیل استقبال نکردند، بلکه بِلعام را اجیر نمودند تا آن ها را لعنت کند، اما خدای ما لعنت او را به برکت تبدیل کرد. ۳ وقتی این قسمت خوانده شد، قوم اسرائیل افراد بیگانه را از جماعت خود جدا ساختند. ۴ اَلِیاشیب کاهن که تحویلدارِ تحویلخانه های عبادتگاه و دوست صمیمی طوبیا بود، ۵ یکی از اطاقهای بزرگ تحویلخانه را به طوبیا داده بود. این اطاق قبلاً تحویلخانۀ هدایای آردی، خوشبوئی دود کردنی، ظروف عبادتگاه، ده فیصد غله، شراب و روغن زیتون بود. این هدایا متعلق به لاویان، دستۀ سرایندگان و محافظین بود. هدایای مخصوص کاهنان هم در این اطاق نگهداری می شد. ۶ در این موقع من در اورشلیم نبودم، زیرا در سال سی و دوم سلطنت اُردشیر، پادشاه فارس، که بر بابل حکومت می کرد، من پیش او رفته بودم. پس از مدتی دوباره از او اجازه خواستم تا به اورشلیم بازگردم. ۷ وقتی به اورشلیم رسیدم و از این کار زشت اَلِیاشیب باخبر شدم که در عبادتگاه برای طوبیا اطاقی فراهم کرده بود، ۸ بسیار خشمگین شدم و اسباب و لوازم او را از اطاق بیرون انداختم. ۹ سپس امر کردم که اطاق را تطهیر کنند و ظروف عبادتگاه، هدایای آردی و خوشبوئی های دود کردنی را به آنجا بازگردانند. ۱۰ ضمناً فهمیدم که دستۀ سرایندگان عبادتگاه و سایر لاویان اورشلیم را ترک گفته به مزارع خود برگشته بودند، زیرا مردم سهم شان را به آن ها نمی دادند. ۱۱ پس بزرگان قوم را سرزنش کرده گفتم: «چرا از عبادتگاه غافل مانده اید؟» بعد تمام لاویان را جمع کرده آن ها را دوباره در عبادتگاه مؤظف ساختم. ۱۲ آنگاه قوم اسرائیل بار دیگر ده فیصد غله، شراب و روغن زیتون خود را در تحویلخانه ها آوردند. ۱۳ سپس شلمیای کاهن، فَدایای لاوی و صادوق را که معلمین مذهبی بودند، مأمور محافظت تحویلخانه ها تعیین کردم، و حانان (پسر زَکور، نواسۀ مَتَنیا) را هم معاون آن ها مقرر نمودم. زیرا همۀ این اشخاص مورد اعتماد مردم بودند و مسئولیت آن ها، توزیع سهمیه بین لاویان بود. ۱۴ ای خدای من، کارهای مرا بیاد آور و خدماتی را که برای عبادتگاه تو کرده ام، محو مساز. ۱۵ در آن روزها در یهودا عده ای را دیدم که در روز سَبَت در چرخُشت ها انگور می فشردند و بعضی ها غله، شراب، انگور، انجیر و چیزهای دیگر را بر الاغ بار می کردند تا به اورشلیم ببرند و بفروشند. پس به آن ها اخطار دادم که در روز سَبَت این کار را نکنند. ۱۶ یک عده از اهالی صور هم که در اورشلیم سکونت داشتند، در روز سَبَت ماهی و اموال گوناگون می آوردند و به قوم اسرائیل در اورشلیم می فروختند. ۱۷ آنگاه بزرگان یهودا را سرزنش کرده گفتم: «این چه کار زشتی است که انجام می دهید؟ چرا روز سَبَت را بیحرمت می سازید؟ ۱۸ آیا برای همین کار نبود که خدا اجداد تان را مجازات کرد و این شهر را ویران نمود؟ حالا خود شما هم روز سَبَت را بیحرمت می کنید و باعث می شوید که غضب خدا بر اسرائیل زیاد گردد.» ۱۹ سپس امر کردم که دروازه های شهر اورشلیم را از شروع شام سَبَت تا ختم روز آن باز نکنند. چند نفر از افراد خود را فرستادم تا دم دروازه ها پهره بدهند و نگذارند که کسی در روز سَبَت چیزی برای فروش به شهر بیاورد. ۲۰ تاجران و فروشندگان یکی دوبار در خارج شهر اورشلیم شب را بسر بردند. ۲۱ ولی من آن ها را تهدید کرده گفتم: «اینجا چه می کنید؟ چرا پشت دیوار شب را بسر می برید؟ اگر یک بار دیگر این کار را بکنید، مجبورم که از زور کار بگیرم.» از آن روز به بعد، دیگر در روزهای سَبَت نیامدند. ۲۲ بعد به لاویان امر کردم که طهارت کنند و دَم دروازه ها پهره بدهند تا تقدس روز سَبَت حفظ شود. ای خدای من، این کار مرا بیاد آور و بر حسب رحمت بی پایانت بر من ترحم فرما. ۲۳ در آن روزها عده ای از یهودیان را دیدم که از بین اقوام اَشدُودیان، موابی ها و عمونیان برای خود زن گرفته بودند ۲۴ و نصف فرزندان شان به زبان اَشدُودی یا سایر زبانها صحبت می کردند، اما زبان ما را نمی فهمیدند. ۲۵ پس با آن ها دعوا نموده، ایشان را ملامت کردم. بعضی از ایشان را زدم و موی سر شان را کندم و در حضور خدا قسم دادم که نگذارند که فرزندان شان با مردم غیر یهودی ازدواج کنند. ۲۶ بعد گفتم: «آیا این همان گناهی نیست که سلیمان پادشاه مرتکب شد؟ سلیمان در بین پادشاهان جهان بی نظیر بود. خدا او را دوست می داشت و او را پادشاه تمام اسرائیل ساخت، اما باوجود این، همسران بیگانۀ سلیمان، او را بسوی بت پرستی کشانیدند. ۲۷ حالا که شما برای خود زنان بیگانه گرفته و به خدای خود خیانت کرده اید، خیال می کنید که ما این شرارت شما را تحمل خواهیم کرد؟» ۲۸ یکی از پسران یَهویاداع (پسر اَلِیاشیب کاهن اعظم) با دختر سَنبَلَط حورونی ازدواج کرده بود، پس مجبور شدم او را از اورشلیم بیرون کنم. ۲۹ ای خدای من، کارهای آن ها را فراموش نکن، زیرا به مقام کاهنی و عهد و پیمان کاهنان و لاویان توهین کرده اند. ۳۰ پس قوم برگزیدۀ خدا را از بیگانگان جدا کردم و برای کاهنان و لاویان وظیفه تعیین نمودم تا هر کس بداند که چه باید بکند. ۳۱ ترتیبی دادم تا به موقع برای قربانگاه هیزم بیاورند و میوۀ نو محصولات را جمع آوری کنند. ای خدای من، مرا بیاد آور و برکت بده.

اعمال رسولان ۲:۴۲ · نِحِمیا ۱:۴ · نِحِمیا ۱۳:۱۴ · TDV

داستانی از یک واعظ انگلیسی قرن هفدهم به نام توماس واتسون نقل شده است. در یک مناسبت خاص، یک مشهور در که واتسون وعظ می‌کرد، به جمع شنوندگان پیوست. آنقدر از پیام لذت برد که پس از آن به خانه واتسون رفت تا از او تشکر کند. به ویژه، تحت تأثیر دعای پایانی واعظ قرار گرفته بود و با جدیت از واتسون خواست که نسخه‌ای از آن را به او بدهد. توماس واتسون پاسخ داد: «افسوس! این چیزی نیست که بتوانم بدهم. این یک چیز مطالعه شده نبود، بلکه همانطور که خدا مرا قادر ساخت از فراوانی و احساساتم بیان شد.»

به نظر می‌رسد که چنین دعایی داشت. بارها و بارها در نوشته‌ او ما افتخار داریم که به دعاهای لحظه به لحظه او به خدای گوش دهیم. هنگامی که از او سؤالی پرسید، قبل از پاسخ دادن دعا کرد (۲: ۴). هنگامی که دشمنان یهودیان علیه آنها توطئه کردند، را در دعا رهبری کرد (۴: ۹). هنگامی که او به طور عمومی مورد تهمت قرار گرفت، او به طور خصوصی دعا کرد (۶: ۱۴). پس از اینکه او کاهنان گناهکار و شکست‌خورده را به شدت سرزنش کرد، او به آرامی برای رحمت خدا دعا کرد (۱۳: ۱۴، ۲۲، ۲۹، ۳۱). با توماس واتسون موافق بود که دعاهای او «یک چیز مطالعه شده نبود». آنها از فراوانی او می‌آمدند، زیرا او به به می‌گفت که در هر لحظه چه اتفاقی می‌افتد.

شگفت‌انگیز است که از این نوع قدردانی کنیم— در فضای دعا. دعا باید برای فرزند خدا به اندازه نفس کشیدن طبیعی باشد. مطمئناً داشتن یک مشخص برای دعای شخصی است؛ نیز اینگونه دعا می‌کرد (۱: ۴). همچنین ملاقات منظم با خدا برای دعای جمعی ضروری است، همانطور که مسیحیان اولیه انجام می‌دادند ( ۲: ۴۲). اما اگر عادت صحبت مکرر و مکالمه‌ای با خدا را در طول روز پرورش دهیم، صحبت با او در این مناسبت‌ دیگر چیز عجیبی نخواهد بود.

در اصل در https://thelordisnear.org منتشر شده است. با هوش مصنوعی ترجمه شده، از جمله نقل‌قول‌های کتاب مقدس — هر ارجاعی را باز کنید تا آن را در کتاب مقدس به زبان دری بخوانید.

The Bible in Dari “Today’s Dari Version” © United Bible Societies and Pamir Ministries (OM). pamirministries.org

عکس از Ronnie Schmutz در Unsplash (https://unsplash.com/photos/a-very-tall-waterfall-in-the-middle-of-a-mountain-beO051yJ-iM)

روزهای اخیر

دیدن همه
  • اگست ۸, ۲۰۲۶

    پولس رسول این نامه را به ایماندارانی می‌نویسد که در دنیایی خصمانه زندگی می‌کنند—خصمانه...

  • اگست ۷, ۲۰۲۶

    اولین انسان متولد شده در این دنیا، متأسفانه، اولین قاتل شد. ما در مورد قائن، پسر اول آدم...

  • اگست ۶, ۲۰۲۶

    قدیسان قرنتس باید واقعاً می‌دانستند که «قدیسان جهان را داوری خواهند کرد.» این حقیقت در...

  • اگست ۵, ۲۰۲۶

    این فقط «یک تاج» نیست که آنها در خطر از دست دادن آن هستند، بلکه «تاج شما»، تاج متمایز...

  • اگست ۴, ۲۰۲۶

    از این آیات می‌فهمیم که اکنون زمان آسایش ما نیست؛ اکنون زمان کار است. امروز، به رحمت خدا،...

  • اگست ۳, ۲۰۲۶

    سه بار در عهد جدید به ما گفته شده است که خداوند عیسی «خون خود» را ریخت. کاهنان اسرائیل در...

  • اگست ۲, ۲۰۲۶

    در داستان معروف پسر گمشده، ما نمونه‌ای کامل از گناهکار بیدار شده را می‌بینیم. در حالی که...